مقاله در باب وادی یکم تا چهاردهم
خداوند کسی را خلق کرد و به او قدرت ماورایی داد، تا به دیگران کمک کند کسی که توانست هزاران هزار کودک ، مادر ، پدر و همسر را به آرامش برساند . عجب هوشمندانه بوده است؛ آفریدهی قدرت مطلق که به او فر ایزدی داده است.
جناب مهندس حسین دژاکام؛ امیدوارم خداوند از عمر من بکاهد و بر عمر شما بیفزاید . شما با دستان پرتوانتان، کتاب عشق، که همان 14 وادی است را نوشتهاید، که من بااینکه هنوز اول سفرم است؛ با خواندن آن جانی تازه میگیرم.
در این وادی؛ با تفکر ساختارها آغاز میگردد و تفکر کردن را آموزش میدهد.
در دومین وادی؛ باید با تفکر از ناامیدی بیرون بیاییم و به این برسیم، که حتماً وجود ما، در این دنیا لازم بوده است، تا به این دنیا بیاییم.
در وادی سوم؛ از خودباوری و اعتمادبهنفس صحبت شده است، که هرکسی برای انجام کارهایش؛ باید مشورت کند، ولی تصمیم آخر با خودش است.
در وادی چهارم؛ انسان باید معرفت را درک کند و خود را بشناسد و درنهایت به نیروی مافوق نزدیک شود.
در وادی پنجم؛ میگوید: تفکراتتان را از قوه به عقل درآورید؛ یعنی از ضد ارزشها برگشت کنیم. باید خودداری ، قناعت ، صبر داشتن ، تجسس ، قضاوت و غیبت نکردن ،پسانداز کردن ، توکل ، رضا و تسلیم داشته باشیم و همهی این موارد را کاربردی کنیم.
در وادی ششم، که تکامل عقل است؛ باید فرمان ازدسترفتهی شهر وجودی خودمان را به دست آوریم، تا فرمان عقل اجرا شود.
در وادی هفتم، پیدا کردن راه و یافتن را و درنهایت برداشت، از آن است که ما هر چه را که بکاریم، همان را برداشت خواهیم کرد. نباید توقع این را داشته باشیم، که گندم بکاریم و زعفران برداشت کنیم ، بهترین راه کوتاهترین و ارزانترین راه نیست.
در وادی هشتم، با حرکت راه نمایان میشود. ما هم راه ضد ارزشی داریم و هم راه ارزشی ، با آموزش ، تفکر و تجربه و دانایی؛ باید راه مستقیم را انتخاب کنیم . خداوند میگوید: از شما حرکت و از من هم برکت " پس برپا خیز ای انسان. "
در وادی نهم آمده است، وقتی نیرویی از کم شروع بشود و به درجهی بالا و بالاتری برسد؛ نقطهی تحمل پیدا میشود . نقطهی تحمل را در مسائل ضد ارزشی بالا بردن، کار آسانی است؛ اما در کارهای ارزشی سخت است و باید تلاش کرد آنچه بر شخصیت اندیشه و تفکرمان پرده میکشد دوریکنیم.

در وادی دهم گفتهشده؛ صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است. سعی کنید حس خود را بشناسید و با تمرین و تکرار و بالا بردن دانایی صفات بد گذشته را کنار بگذاریم و برای دستیابی به آنچه تاکنون نداشتهاید؛ باید کسی شوید که تاکنون نبودهاید.
در وادی یازدهم آمده است؛ چشمههای جوشان ورودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس میرسند و ما هم میدانیم؛ برای رسیدن به ارزشها باید تلاش کنیم و از هر چیزی که بر راه ما قرار میگیرد، نترسیم یا ناامید شویم و یا اینکه منیت ما را بگیرد.
در وادی دوازدهم گفتهشده در آخر امر ، امر اول اجرا میشود . زمانی که من وارد کنگره شدم تصمیم گرفتم، که به رهایی برسم و مسیر هم سخت است و هم سهل، مطمئناً امر اول اجرا میشود اما با تغییر ، تبدیل و ترخیص.
وادی سیزدهم؛ پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است . اشرف مخلوقات انسان است عشق ، عقل ، ایمان و خمر او به مرحلهی لازم رسیده است . انسان همیشه در جستجوی تازهها است. بهار ، تابستان، پاییز و زمستان هرکدام، که تمام شود، شروع فصل دیگری است.
وادی چهاردهم؛ عشق و محبت ، آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است . عشق یعنی گذشتن از خود ، بدون عشق نمیتوان از عشق سخن گفت . انسان بودن یعنی سپاس از هستی و قدرت مطلق . وادی چهاردهم یعنی زندگی، هدیهی خداوند به ما و شیوهی زندگی ما، هدیهی ما به خداوند است.
امیدوارم قدرت مطلق به ما توان به خود رسیدن را بدهد " تا از خود نگذری به خود نمیرسی."
در پایان سال 96 را به تمام اعضای کنگره 60 تبریک میگویم و امیدوارم سالی پرخیروبرکت داشته باشید.
متن : همسفر سودابه ، مسافر مجیدخسروی
نگارش : همسفر یاسمن
نمایندگی فردوسی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
5116