English Version
This Site Is Available In English

جهان ذهنی ابزاری قدرتمند در دست انسان

جهان ذهنی ابزاری قدرتمند در دست انسان

هفتمین جلسه از دوره پنجاه و یکم کارگاه‌هاي آموزشي عمومي کنگره۶۰، نمايندگي پروين اعتصامي اراک، با استادي راهنما مسافر احمد، نگهباني موقت مسافر غلامرضا و دبيري موقت مسافر اسماعیل با دستور جلسه «وادی پنجم و تاثیر آن روی من» روز پنجشنبه، 29تیرماه 1402 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان احمد هستم یک مسافر؛ در کتاب عشق آمده است که وادی‌ها پل‌هایی هستند بر دره ژرف منیت و خشم و خیلی از تاریکی‌های دیگر و اگر انسان بخواهد به آن تزکیه و پالایش برسد لازم است که این وادی‌ها را اجرا نماید. اما وادی پنجم می‌گوید: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید. در این  جهان خاکی به این صورت است، شاید در سایر جهان‌ها به این شکل هم باشد که شخص فقط باقدرت تفکر بتواند مسائل را حل کند و  اگر خواسته‌ای دارد بتواند به آن برسد همان‌طور که جناب مهندس در مطالب می‌گوید که اگر انسان به آن فرمان عقل برسد به شو شود برسد باقدرت تفکر می‌تواند به خواسته خود برسد ولی در این جهانی خاکی تفکر قدرت مطلق حل مسائل نیست بلکه با رفتن و تلاش و کوشش و رسیدن است که کامل می‌شود و فقط با تفکر تنها نمی‌شود کارها را انجام داد.

تفکر یک حرکت ذهنی است وباید به اجرا درآید. انسان‌ها خیلی تفکر می‌کنند مانند خودم من فکر می‌کنم که خیلی انسان متفکری هستم و خیلی فکر می‌کنم ولی در عمل هیچ کاری انجام نمی‌دهم؛ این اصلاً نتیجه‌بخش نیست و کار بیهوده‌ای است. این شکل عمل کردن مانند انسانی گرسنه است که خیلی سکه و طلا دارد ولی آن‌ها را زیرخاک پنهان کرده است و از گرسنگی می‌میرد و یا مانند کسی که تمامی مطالب و آموزش‌ها را دیده است ولی اصلاً به کار نمی‌برد فقط سنگینی این علم را به دوش خودش می‌کشد و از این علم هیچ بهره‌ای نبرده است. به نظر بنده این وادی وادی عمل کردن است نه حرف زدن. در زمان مصرف هم انسان خیلی تفکر می‌کند ولی هیچ عملی در آن نبود.

وادی پنجم سه جهان را معرفی می‌کند؛ جهان خاکی که انسان به‌صورت محسوس و خودآگاه در آن زندگی می‌کند(همین جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم) جهان دوم جهان خواب است که انسان به‌صورت ناخودآگاه در آن زندگی می‌کند اما کاملاً واقعی است. من نسبت به این جهان شناختی نداشتم و در کنگره 60 متوجه شدم این جهان هم وجود دارد و کاملاً هم واقعی است؛ آن‌قدر واقعی است که در زمانی که خواب هستم و در حال خواب دیدن، اگر از من سؤال کنند  که کدام واقعی است حتماً جهان خواب را واقعی می‌دانم و انتخاب می‌کنم مانند همین جهانی که الآن هستیم . برای بعضی از انسان‌ها جهان خواب غیرقابل‌باور است و خواب را باور نمی‌کنند.

اما جهانی دیگر که مدنظر این وادی است جهان ذهنی است که مقدمه برنامه‌ریزی جهان خاکی و چگونه زیستن ما در این جهان است. انسان هر عملی که بخواهد انجام دهد ابتدا در این جهان، تفکر و برنامه‌ریزی می‌کند و سپس در جهان خاکی به اجرا درمی‌آورد. انسان ساعت‌ها و زمان بیشتری را در جهان ذهن به سر می‌برد تا در جهان فیزیکی. زمانی که صبح از خواب بلند می‌شویم قبل از اینکه باکسی صحبتی بکنیم در جهان ذهن به کارهایی که امروز باید انجام دهیم فکرمی کنیم و در حال برنامه‌ریزی هستیم. این جهان قدرت بسیار زیادی دارد و به‌راحتی می‌تواند بزرگ‌ترین مسئله را به کوچک‌ترین مسئله تبدیل کند و همین‌طور برعکس، کوچک‌ترین مسئله را به بزرگ‌ترین مسئله.

ممکن است با یک حرف تمام‌ روز یا شاید ماه یا سال، تمام جهان ذهن را درگیر کند. استاد امین ذهن را به مجلس تشبیه کرده است که یکی از کارهای آن تقسیم بودجه بین سازمان‌ها است؛ کار ذهن هم همین است تقسیم انرژی برای کارها، پس مراقب باشیم که چه چیزهایی وارد ذهن می‌شود. ذهن ابزاری برای خلق کردن است؛ هر وسیله یا هر اختراعی در ابتدا در ذهن برنامه‌ریزی و ساخته‌شده است سپس به اجرا درآمده و واقعاً  ساخته‌شده است. بهشت و جهنم هم خارج از ذهن ما نیست؛ آنکه ذهن آشفته و مشغولی دارد قطعاً در جهنم است و آنکه ذهن آرامی دارد در بهشت به سر می‌برد.

ذهن می‌تواند خواسته‌های انسان را تحت تأثیر قرار دهد پس مواظب باشیم که چه چیزهایی وارد ذهن ما می‌شود. اگر انسانی حال خوب ندارد پس یک ورودی بد به ذهن خود دارد و این شلوغی ذهن به انسان اجازه حرکت کردن نمی‌دهد و یک‌راه خلوت کردن ذهن، نوشتن است؛ نوشتن سی دی. این نکته را رعایت کنیم که برای رسیدن به این آرامش این وادی پله‌هایی را مطرح می‌کند. یکی برگشتن از ضد ارزش‌ها است یعنی توبه کردن است که در قرآن تنها سوره‌ای که بسم‌الله ندارد توبه است یعنی هر زمان می‌توانی به سمت خدا بیایید و هیچ مقدمه‌ای ندارد حتی بسم‌الله. انسان با انجام ضد ارزش‌ها ناخودآگاه روانش آسیب می‌بیند و انسان بی‌قراری می‌شود؛ حتی اگر انسان قدرتمندی در همه زمینه‌ها باشد با انجام دادن ضد ارزش روان و درونش آشفته می‌شود.

پله دیگر خودداری است؛ اگر انسان انجام دادن کاری را نمی‌داند که به صلاحش است یا نه بهتر است که آن کار را انجام ندهد. پله بعدی قناعت است که الگو گرفتن از طبیعت است. این طبیعت با کمترین امکانات بهترین محصولات را می‌دهد. آیا انسان می‌تواند مانند طبیعت عمل کند یا فقط مصرف‌کننده است و هیچ سودی برای دیگران ندارد.  پله دیگر صبر همراه با تلاش و کوشش است که انسان را به نتیجه می‌رساند.

عکاس: مرزبان خبری مسافر میثم
تایپ، ویراستاری و تنظیم: مسافر یوسف
نمایندگی پروین اعتصامی اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .