درمان اعتیاد فقط کنار گذاشتن مواد نیست. اگر با کنار گذاشتن مواد افکار و اندیشه ما درست نشود مشکلساز خواهد شد و ممکن است تبدیل به یک عنصر مخرب شویم. ما خودمان دیدیم کسانی را که مواد مخدر را ترک میکنند اما بسیاری از مسائل ضدارزشی را با خود حمل میکنند. اصلاً اگر مسائل ضدارزشی را هم در نظر نگیریم اگر تفکر، شعور و عقلمان به مرحلهای کامل نرسیده باشد تبدیل به یک عنصر مخرب میشویم. بنابراین مشکل فقط خود مواد نیست. کوچکترین تخریبی که مواد مخدر دارد این است که در زمان مشخص باید مصرف کرد یعنی به یک مادهای وابسته هستیم. اگر از تعادل خارج شویم و افراط کنیم و به دانایی نرسیم ممکن است اقدامی انجام دهیم که مشکلآفرین باشد. در کنگره یک قانون است که هیچکدام از مسافران سفر اول نباید تصمیمات سرنوشت سازی بگیرند دلیل آن هم این است که چون روی تعادل نیستند و عقل کامل کار نمیکند ممکن است از روی هیجان و احساسات تصمیم بگیریم. بنابراین گفته شده است که اگر در سفر اول هستید ازدواج نکنید، طلاق نگیرید، ماشین و خانه خریدوفروش نکنید و دعواهای حقوقی و کیفری را آغاز نکنید. در سفر اول باید تمام وضعیت در حالت سکون باشد. تغییرات عمده سرنوشتساز نباید انجام دهیم نه این که ما سر کار نرویم اصلاً چنین چیزی نداریم. در سفر اول شما نباید 18 ساعت کار کنیم. اگر در آن زمان ساعتهای زیادی کار میکردیم بهواسطه تریاک و مواد مصرفی خودمان بود. با آغاز سفر دوم در ما باید حداقل 90 درصد شخصیت قبلی خودمان مرده باشد و فقط 10 درصد مانده باشد. اعتیاد خصلتی دارد که رنگ پوست را عوض میکند ولی با شروع سفر دوم رنگ پوست صورتمان تغییر میکند. حرف زدن، راه رفتن یا روی صندلی نشستن در ما تغییر میکند. در ما باید نقطه تحمل خیلی بالا رفته باشد در غیر این صورت سفر ما موفقیتآمیز نبوده است. کسی که وارد سفر دوم شده است و موادش هم قطع شده است ولی هر شب یک قرص دیازپام میخورد از چهره او یا از صحبت کردنش مشخص میشود. شما وقتی بخواهید از چاه آب بکشید ولی حتی یک سانتیمتر از طناب شما کم باشد و به سطح آب نرسد شما نمیتوانید از آب آن چاه برداشت کنید و در آن زمان زحمات شما بینتیجه است. بنابراین وقتی جناب مهندس میفرمایند سفر دوم بهمراتب هم سخت و هم سهل است سهلش آن بوده که پایه و شالودهاش محکم بوده و آموزشهای لازم را دیده است. سفر اول تمام شد تازه سختی شروعشده چون جهانبینیاش درست نشده است. مشکل دیگری هم که مسافر در سفر اول دارد این است که از همهچیز ایراد میگیرد و همه را مقصر میداند ولی خودش را اصلاً مقصر نمیداند. دلیلش چیست؟ چون کلاهش پشم دارد و خودش درون خودش یک مشکل دارد و پنهانش میکند و خودش درون خودش به خاطر اینکه بگوید بیتقصیر هستم میگوید این سیستم مقصر است که من این مشکل را دارم.
نگارنده: مسافر علی لژیون بیست و یکم
تنظیم: مسافر مهدی
نمایندگی کاسپین
- تعداد بازدید از این مطلب :
503