English Version
This Site Is Available In English

اعجازی از جنس آرامش

 	 اعجازی از جنس آرامش

 

والعصران الانسان لفی خسر. الاالذین ء امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر

سوگند به عصر که انسان در زیان است مگر کسانی که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند و یکدیگر را به‌راستی و شکیبایی و صبر توصیه کرده‌اند. سوگند به شب تاریک آنگاه‌ که جهان را به پرده‌ی سیاه بپوشاند و روزی که عالم را روشن کند.

سوگند به آفریننده‌ی ذکور و اثاث و روشنایی روز و به شب هنگامی‌که آرام گیرد که پروردگارت هیچ‌گاه تو را وانگذاشته و برتو خشم نگرفته است.

 

 

سوگند به روشنایی و به خورشید و طالع شدن. به ماه که پس‌ازآن سر برآورد.

سوگند به‌روز آنگاه‌که آن را روشن کند و به شب آنگاه‌که آن را بپوشاند.

سوگند به آسمان و آنکه برافراشته و به آسمان که دارند برجهان است و به‌روز موعود.

سوگند به شاهد و مشهود آنگاه‌که آسمان بشکافد و ستارگان فروریزد آنگاه‌که دریاها روان گردند آنگاه‌که خورشید و آنگاه‌که ستارگان بی‌فروغ شوند آنگاه‌که نامه‌ی اعمال گشوده شود. آنگاه‌که بهشت نزدیک شود که هرکسی خواهد فهمید برای او چه تدارک دیده‌اند.

سوگند به فرشتگانی که روح را با مدارا و نشاط جدا می‌سازند و فرشتگانی که در اجرای فرمان الهی بر یکدیگر سبقت‌گیرند.

سوگند به روح آدمی و آن‌کس که به زمین و گسترانندش به‌اعتدال آن را آفرید و خیر و شرش را به او الهام کرد و هرکس که روح خود را تزکیه کند رستگار خواهد شد.

و سوگند به این شهر شهری که تو ساکنش هستی و در نفس اماره قرار داری.

سوگند به سپیده‌دمان به شب‌های ده‌گانه به حقیقت و طاق به شب که نقطه سیاهی را نشان می‌دهد.

و قسم به طارق ستاره رخشان که نگهبان آسمان است.

و سوگند به قلم و آنچه می‌نویسد و نوشتن خسته نمی‌شوم زیرا قلم با عشق به من قدرت می‌دهد که بتوانم پله به پله بالا رفتنم به خداوند نزدیک‌تر شوم تا مرا هدایت کند.

امروز روزی است که سخن نمی‌گویم در خلوت دل می‌خواهم باخدایم نجواکنم و به آرامش برسم از شما سؤال می‌کنم؟! آیا این سوگندها برای خردمندان کافی است. آیا برای من که انسانی آلوده بودم و در جهل خود قرار داشتم و هیچ‌چیزی را درک نمی‌کردم در خودخواهی و غرور و منیت و کبر تمام وجودم را فراگرفته بود امروز این ساعت احساس می‌کنم سبک شده‌ام و بنده‌ی برگزیده‌ی خداوند هستم. خدایا تو چقدر بزرگی که مرا بخشیدی که در این مکان از علم این اقیانوس قطره‌ی از آن را به من هدیه کردی.

تو را در خودم احساس می‌کنم و از قدرت درونم با تو صحبت می‌کنم تو به من صبر را آموختی که در مقابلش صبوری و نیکویی کنیم. استقامت را برگزینیم و به آرامش برسیم و منبع علم و نور رانشانم دادی که با صبوری و صبر گام‌هایم را استوار بردارم و دیگر شکوه و گلایه نکنم و با بیماری که در کنارم است عشق و محبت را ایثار کنم من سپاس گذار هستم و شکر تو را بجا می‌آورم که مرا ببخشی چون تو بخشنده هستی؛ و من پاداش تلاش‌های مضاعفم را خواهم گرفت دیگر ناامید در درگاهش نخواهم بود چون رسالتی را به من داده و خودش مرا انتخاب نموده. دوست دارم تا آخرین قطره‌ی که در حیات هستم خدمت گذار مخلوق اوباشم چون می‌دانم اگر عشق به خالق دارم باید به مخلوقش هدیه کنم و من این کار را خواهم کرد. انگیزه در من به وجود آمده و می‌خواهم خدمت کنم تا انسانی احیا شود و باید عشق و محبت را در خودم به وجود بیاورم و جرقه‌ی آن زده شود.

امروز سوگند می‌خورم پروردگارا مرا در نفس ملامت گر قرار دادی تا درسی از گذشته خود بگیرم و قسم به نفس مطمئنه که به انسان اطمینان می‌دهد که دیگر می‌توانی وارد بهشت شوی ...

سوگند به پروردگار شرق و غرب که انسان را بر سر دوراهی قرارداد و حق انتخاب را به او داد و من انسان فسق و فجور را انتخاب کردم تا به تجربه برسم و از اقیانوس بیکران روی کره‌ی خاکی از امواج خروشان علم و دانش کنگره قطره‌ی از علم آن را بیاموزم و آن را توشه خود کنم؛ و تسلیم و راضی و خشنود باشیم و بدانیم حیات ادامه دارد. صبر و استقامت و آرامش در کنار هم یک قانون و فرمان الهی است که بیاموزی با صبر با مشکلات و رنج‌ها استقامت به خرج بدهیم تا به آرامش برسیم و عشق و محبت را جاری سازم؟!

پس آموخت آدم از رب خود سخنانی

ندهد که چهره برافروخت دلبری داند / نه هر که آیینه برداشت سکندری دارد

هزار نکته زمو باریک‌تر اینجاست / نه هر که سر تراشد قلندری داند

غلام همت آن رند عاقبت سوزم / که در گدا صنعتی کیمیاگری داند

پس آن کنیم که فرمان است! و به اعجاز آرامش برسیم...

 

نویسنده: هم‌سفر صدیقه

نگارنده: همسفر سمیرا

   

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .