شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند.
در همه فرهنگها از جمله فرهنگ ما شکرگزاری حائز اهمیت و دارای مراسم و آیین مخصوص به خود است. شکرگزاری به معنای تشکر، سپاس، قدردانی و دیدن است.
وقتی کلمه شکرگزاری به ذهن ما خطور میکند، فکر میکنیم اگر فقط به زبان یک کلمه بگوییم خدایا شکرت کافی است ولی باید بدانیم که زبان و دل ما یکی باشد. وقتی میتوانم از خداوند شکرگزاری کنم که نعمتهای بیشمارش را ببینیم.
در کتاب حالخوش آمده است که بودن، بزرگترین نعمت خداوند است؛ دیری نگذشته است که یادم رفته باشد، در زمان کرونا برای نفس کشیدن چه هزینههایی باید پرداخت میکردیم. خداوند انسان را با جسم و اندامهای پیشرفته آفریده است و ما تنها موجودی هستیم که روی دو پا راه میرویم، در یک زمان چند کار را با هم انجام میدهیم، راه میرویم، غذا میخوریم و همچنین انسان دارای تفکر، اندیشه و حسقوی است پس باید شکرگزار و قدردان خالق خویش باشیم.
آیا سپاسگزاری و قدردانی فقط مخصوص خداوند است؟! اصولا هر کاری که خداوند میخواهد برای ما انجام دهد، از طریق بندگان خویش انجام میدهد و انسانهای زیادی مربی، معلم، استاد، راهنما و ولی ما هستند آیا نباید از آنها تشکر و قدردانی کنیم؟! اگر تشکر و قدردانی از مخلوق خدا را بلد نباشم یعنی شکرگزارای خداوند را نیز بلد نیستم، زمانی که این موضوع را یاد بگیرم و عمل کنم آن موقع است که اگر بگویم الهی شکر، این شکر واقعی و ارزشمند است. حال اگر من به عنوان یک انسان در زندگیام قدردان پدر، مادر، همسر، فرزند، معلم و نیز قدردان کمکراهنما، مرزبان و دیدهبان کنگره باشم که هر کدام در حیطه خود زحمت میکشند و از همه مهمتر نگهبان کنگره ۶۰ که بنیانگزار کنگره است و هر چه از طریق کنگره ۶۰ بدست میآوریم به واسطه اوست قدردانی کنم، توانستهام شکرگزار آفریننده خویش باشم. زمانی که قدردانی میکنم اگر در وجدانم، حس و حالم خوب است، بدانم الفبای شکرگزاری را آموختهام و شکرگزاری از قدرتمطلق مقبول است.
عبادت به جز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده دلق نیست
من باید ببینم آیا بخشش در وجود من است یا خیر؛ هرگاه ظرفیت بخشش در درون من به وجود آید، ظرفیت سپاسگزاری و قدردانی هم به وجود میآید. آیا تا به حال فکر کردهایم که خداوند به ما اعضای کنگره ۶۰ چه نعمتی ارزانی داشته است؟! آیا تا به حال مکانی را دیدهایم به این اندازه تبریک بگویند، کادو بدهند و کادو بگیرند؟! و این همان سَلاماً سَلاما است که رنگ و بوی بهشتی دارد؛ چرا که در بهشت سخن بیهوده نمیشنوی و نمیگویی.
من همسفر وقتی وارد کنگره شدم، شکرگزاری را تنها با زبان بلد بودم و در عمل صفر بودم، با ورود به کنگره قدردانی را به صورت عمیق و عملی آموزش گرفتم. یاد گرفتم که حتی از صندلی که روی آن مینشینم باید شکرگزاری کنم، از گوش، زبان و چشمی که خداوند در اختیارم گذاشته شکرگزاری کنم و از حضورم در کنگره، از اینکه یک انسانی را سر راهم قرار داد تا به من بیاموزد و آرامش را شیره جانم کند، باید شکرگزاری کنم.
امیدوارم خداوند به همه ما توفیق دهد که بتوانیم شکرگزاری و قدردانی بندگان خداوند را بیاموزیم و عملی کنیم. یکی از زیباترین لحظهها این است که در حال شکرگزاری و قدردانی از خداوند و مخلوقش باشیم، به راستی که خداوند چقدر لذت میبرد از این لحظات همانطور که ما لذت میبریم.
خداوندا!
دریا و آسمان و دشت پوشیده از رقصندههای آسمانی است و روح ناآرام من، خواستار رهایی است؛ نه از خلاصی، بلکه دیدار معشوق است. تنها تو را میستایم و تنها تو را ستایش میکنم، برای انجام این عمل عظیم؛ شکر، شکر، شکر.
نگارنده: همسفر شهناز لژيون كمك راهنما همسفر سميرا (لژيون اول)
ارسال مطلب: همسفر فهیمه
همسفران نمایندگی عرب زاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
1681