English Version
This Site Is Available In English

بزرگ‌ترین معجزه حیات خود حیات است

بزرگ‌ترین معجزه حیات خود حیات است

وادی دهم: صفت گذشته در انسان صادق نیست چون انسان جاری است.

چهارده وادی زنجیروار به هم متصل هستند و راهکارهای زندگی را به وسیله تفکر و اندیشه بر ما نمایان می‌کنند و به ما آموزش می‌دهند که باید از نقطه تفکر حرکت کنیم و ساختارهای ذهنی خود را  عملی نماییم، به همین روش صفت‌های گذشته در ما تغییر می‌کند و ما وارد مرحله تبدیل و در آخر ترخیص می‌شویم؛ یعنی به جایی که فرمان عقل در آنجا حاکم می‌باشد.

وادی دهم بسیار زیبا در مورد رابطه انسان و هستی صحبت می‌کند و می‌گوید طبق اختیاری که به انسان داده شده است، مختار است که با تفکر و اندیشه سالم به ایمان سالم برسد و روزنه‌های نور را بر روی خود باز کند و با امید به صلح و آرامش در زندگی برسد.

درهای رحمت خداوند باز هستند و هر لحظه منتظر ورود انسان به سوی نور می‌باشد. خداوند آغوش خود را برای تمام انسان‌ها گشوده است ولی انسان در اثر جهل و نادانی مسیرش را به اشتباه می‌رود مگر اندک انسان‌هایی انگشت شمارند که به خداوند ایمان آورده و عمل سالم و صالح انجام می‌دهند و بقیه را به عشق و محبت دعوت می‌کنند.

 

 

آن‌که در خلوت خود گناه می‌کند حضور خداوند را در کنار خود هیچ‌وقت باور ندارد و نمی‌داند که هر ذره و مثقال برایش محاسبه و در لوح محفوظ جهان ثبت و ضبط خواهد شد. مهم‌ترین چیزی که در زندگی هر فرد باید وجود داشته باشد تعادل می‌باشد که فرد بتواند جایگاه خودش را حفظ نماید تا اسیر نیروهای شیطانی نشود.

هستی و زندگی جریان دارد مثل آبی روان که از کوهسار جاری می‌شود و باید جهت آن در مسیر کنترل شود تا پاک بماند و در پاکی به رشد و ارتقاء نایل شود؛ به دلیل آن‌که ما در هر دو جهان به جسم و روح خود در بودن، حیات، زمان و مکان نیاز داریم.

بزرگ‌ترین معجزه حیات خود حیات است و ما نیامده‌ایم که چند صباحی باشیم و سپس برحسب اعمال خود به بهشت و یا جهنم روانه شویم، هدف و نقشی که انسان در هستی دارد برتر از این‌گونه مسائل می‌باشد. به دلیل اینکه ما می‌دانیم  پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است و زندگی به گونه‌های  دیگری پس از مرگ ادامه خواهد داشت.

انسان در یک ساعتی از زمان سفرش به پایان می‌رسد و قطعاً زمان و مکان را از دست خواهد داد ولی وادی سوم به ما می‌گوید: به فکر خویشتن باش که تنها می‌آیی و تنها می‌روی و تنها پاسخگوی اعمالت خودت هستی پس هر لحظه مراقب خودت باش.

نیستی جزئی از هستی می‌باشد، نیستی و هستی در نور خلاصه می‌شوند. خداوند نور زمین و آسمان است و در تمامی هستی و نیستی نور فرمان صادر می‌کند. انسان باید ناخالصی‌های درونش را پاکسازی کند تا با تزکیه و پالایش نار وجودی‌اش به نور تبدیل شود و لطافت نور را پیدا کند. سه مؤلفه نور، صوت و حس کل هستی را اداره می‌کنند. صوت به تنهایی مفهومی ندارد که اگر صوت نبود کلام نبود.

کل اندیشه انسان توسط آموزش‌ها باید مورد بررسی قرار گیرد باید مسائل اجتماعی را تعلیم دید تا دچار بحران نشویم و حرمت‌ها در خانواده و اجتماع حفظ شوند تا مشکلات کمتر شده و جهل  در سطح پایینی قرار بگیرد و آگاهی‌ها افزون شوند، با پند و نصیحت مشکلی حل نمی‌شود باید بیشتر عمل کنیم تا دیده شود و در رفتارها و کردارها الگو و سندی بدون نقص برای دیگران باشیم.

حس اولین شروع به کار انداختن قوه عقل است و عقل بدون حس خوب نمی‌تواند فرمان درستی صادر کند. حس که آرام باشد انسان به همنوع خودش عشق و  محبت می‌ورزد. حس خوب به انسان کمک می‌کند که هستی را با تمام زیبایی‌ها دوست داشته باشد و قدردان و شاکر تمام داشته‌ها و نداشته ها باشد. اولین قدم برای پالایش یک تفکر سالم است که در پی آن ایمان سالم پیدا می‌شود. ایمان و عشق به خداوند، خدمت به خلق است که انسان را به عمل سالم و حس سالم و در نهایت به عقل سالم و عشق سالم می‌رساند و هر چه انسان عاقل‌تر باشد عاشق‌تر می‌شود.

آموزش و تجربه در به وجود آوردن این مقوله‌ها تأثیر زیادی دارند. موفقیت‌هایی که انسان در زندگی کسب کرده است در اثر تجربه‌هایی است که در اثر شکست‌ها به وجود آمده‌اند و برای انسان یک امتیاز محسوب می‌شوند که باید به این  شکست‌ها از دریچه دیگری نگاه کرد و مورد عبرت قرار داد تا به موفقیت برسیم.

انجام عمل سالم خیلی سخت است و نیاز به دانش و آموزش دارد، باید تمامی ضدارزش‌ها را ریشه‌ای درمان کرد تا به یک شعور و معرفت بالایی در عمل سالم رسید و تمام  مراحل ذکر شده نیاز به گذشت زمان دارد.

 

نمایندگی: بوشهر
تاریخ:95/6/27
برگرفته از وادی دهم
نویسنده: فاطمه همسفر عبدالحسین
ویراستار و ثبت: همسفر ساره

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .