با تفکر ساختارها آغاز می شوند
کمک راهنما همسفر نرگس:
با تفکر ساختارها آغاز می گردد؛ بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می رود. تفکر یک حرکت ذهنی و درونی است. همه ی کارهای ما یک ساختار است. در درون ما چند نیرو وجود دارد: القاء، احیاء و تحرک. یعنی ما وقتی کاری را می خواهیم انجام بدهیم یک کمک هایی به ما می شود و این القائات و الهامات ممکن است منفی باشند یا مثبت. پس اگر تفکر، تفکر مثبتی باشد القاء مثبت شکل می گیرد و اگر تفکر منفی باشد، القاء منفی می گردد. من در زندگی گذشته ام و پیش از کنگره انسانی بودم با حال بسیار بد، پس القاء منفی داشتم و نیروی احیاء یعنی ساخته شدن که باید با آن زندگی خوبی می ساختم را با القاء منفی از بین برده بودم و زندگی ام را با این همه مشکل، با تفکر اشتباه پیش می بردم ولی با وجود این فکرهای منفی، باز هم انتظار زندگی خوبی داشتم؛ اما با آمدن به کنگره متوجه شدم که تفکر من بسیار اشتباه بوده و چیزی به نام فکر درست نداشتم. از این وادی آموختم که یک فکر خوب، باعث سازندگی در زندگی من می شود. بنابراین بایستی قبل از انجام هر کاری تفکر درست پشت آن باشد تا بتوانم به باور یک زندگی خوب برسم و با تفکر مثبت و راه درست و صحیح در زندگی باعث آبادانی زندگی خود شوم تا القائات و الهامات مثبت را دریافت نموده و به سازندگی دست پیدا کنم. باید نسبت به زندگی که مانند یک صفحه ی سفید نقاشی است تصور خوب داشته و تصاویر مثبت روی آن ترسیم کنم و در این راه ذره ذره مشکلات را از سر راه خود بردارم و تصاویر سازنده و مثبت را در زندگی به اجرا در بیاورم و اینگونه سازندگی را از درون خود آغاز نموده ام.
همسفر مینا لژیون دوم:
وادی اول به ما میگوید همه چیز با تفکر به وجود می آيد. اگر من تفکر خوب و درستی نداشته باشم در زندگی آرامش نخواهم داشت و از هیچ چیز لذت نخواهم برد. من قبل از انجام هر کاری باید فکر کنم. تفکر مثبت القای مثبت و تفکر منفی القای منفی به من می دهد و همنشینی با دوست خوب بر تفکر مثبت من اثر میگذارد.
همسفر فاطمه لژیون دوم:
تفکر نقطه آغاز خلق انسان است. برای هر کاری و هر حرکتی نیاز به تفکر داریم. مانند خوردن، خوابیدن، پوشیدن، ازدواج کردن، غیبت کردن، بیزینس و صدها چیز دیگر. وقتی می خواهیم به یک زندگی مشترک وارد شویم و ازدواج کنیم باید روی آن متمرکز شویم و ازدواج ساختاری است که با فکر کردن به وجود می آید؛ زیرا میخواهیم پا به مرحله تأهل بگذاریم و این خود نیاز به تفکر و آگاهی دارد. ابتدا باید فکر کنیم آیا این پسر یا دختر مناسب زندگی مشترک با من است یا خیر؟! آیا میتواند مرا خوشبخت کند؟! آیا میتواند شریک خوبی برای من بشود؟! وقتی زندگی مشترک مان شروع شد و تصمیم به بچه دار شدن میگیریم باید فکر کنیم آیا میتوانیم به عنوان یک پدر و مادر از پس مخارج فرزند مان بر بیاییم؟! آیا به آن مرحله از بلوغ رسیده ایم که بتوانیم یک بچه را تربیت کنیم؟! اگر در زندگی، برای ازدواج تفکر نکنیم و با آگاهی کامل پیش نرویم قطعا شریک خوبی برای زندگی خود انتخاب نخواهیم کرد و مطمئنا به بن بست میخوریم و یک ازدواج نافرجام خواهیم داشت. این را هم بگویم برای هر کاری باید تفکر مثبت داشته باشیم نه اینکه فقط منفی بافی کنیم؛ مثلا نگوییم ازدواج نمیکنم چون نمیدانم خوشبخت میشوم یا نه! بنابراین برای انجام هر کاری باید با آگاهی کامل پیش برویم.
همسفر مژگان لژیون دوم:
وادی اول در ابتدا به ما میگوید: باید با تفکر ساختارها آغاز شود و بدون تفکر همه چیز رو به نابودی قرار میگیرد. وادی به معنی آبادی یا آبادی هایی است که در مسیر راه انسان قرار می گیرند. جناب مهندس در درمان اعتیاد چهارده وادی را با تفکر و اندیشه طراحی کردند که باید چهارده وادی را طی کرد و این اولین بار نیست که لفظ وادی را به کار می بریم؛ قبلا هم در تاریخ توسط بزرگانی چون عطار و غیره تکرار شده است. با تفکر و حرکت درونی، می توانیم از یک مجهول ناشناخته به معلوم برسیم و حتی به یک معلوم ناقص نیز میتوان رسید؛ یعنی اینکه من وارد کنگره شوم و تا حدودی آشنایی پیدا کنم، ولی همچنان شک داشته باشم که به درمان قطعی میرسم و این یعنی همان معلوم ناقص. اگر بخواهیم کاری کنیم از ابتدایی ترین کار تا تصمیم های بزرگ، نیاز به یک ساختار داریم و این ساختار نیاز به تفکر دارد زیرا بدون تفکر کاری پیش نمیرود. خداوند هم قبل از خلقتش اول تفکر کردند و بعد به موضوع های دیگر پرداختند. من نتیجه می گیرم که برای درمان اعتیاد باید آموزش ببینم و از نیروی القاء کمک بگیرم و خدا را شکر این را در جلسات کنگره به لطف خدمتگذاران عزیز دریافت می کنم. درمورد نیروی احیا به معنی ساخته شدن است بر روی جسم، ذهن و روان خود کار کنم و تلاش کنم تا مورد حمایت نیروهای مافوق قرار بگیرم. با تشکر از راهنمای عزیز و توانمندم سرکار خانم نرگس لژیون دوم.
همسفر فرشته لژیون دوم:
قبل از اقدام به حرکت کردن باید تفکر انجام شده باشد. یعنی وقتی میخواهیم کاری انجام دهیم باید به تمام جوانب آن فکر کنیم و زمانی که به نتیجه درستی رسیدیم میتوانیم قدم در آن مسیر بگذاریم. خداوند نیز قبل از انجام هر کاری تفکر کرده است. خواستن توانستن است؛ یعنی ما برای انجام خواسته خود ابتدا فکر و سپس تلاش میکنیم و زمانی که در جهت خواسته خود حرکت کنیم، به بهترین شکل ممکن کار ما انجام میشود. در این مسیر نیروهای القا و احیا به کمک ما میآیند. نیروی القا، نیروی انتقال دهنده است و نیروی احیا به معنی زنده شدن میباشد. نیروی القا مانند پیراهنی است که به آن ادکلن زده شده و در کنار پیراهنی بی بو قرار میگیرد و بوی خوش خود را به آن پیراهن بی بو انتقال میدهد. نیروی احیا نیز مانند ساختن یک عروسک است.
همسفر فرحناز لژیون دوم
اولین فایلی که من نوشتم وادی اول بود. فایلی پر از نکات نغز و پر فایده که در این جا تعدادی از آموزش هایم را با شما به اشتراک می گذارم.از وادی اوّل آموختم که تفکر حرکتی درونیست و اجرایی شدنش توسط من موجب می گردد که گفتار و رفتار درستی در روابطم با دیگران داشته باشم.آموختم سخنانم معرف شخصیت من است بنابراین قبل از سخن گفتن بایستی تفکر و تعقل نمایم.آموختم که اوضاع کنونی من نتیجه تفکرات اشتباه من بوده است و هیچ کسی جز خودم مسبب آن نبوده است.آموختم که در مواجه با مشکلات صبور باشم و در صورت لزوم از مشاوره با افراد آگاه استفاده نمایم ولیکن تصمیم گیرنده نهایی خودم باشم تا اعتماد به نفسم بیشتر شود.آموختم حل مشکلاتم تدریجی انجام می پذیرد همان گونه که جناب مهندس برای درمان اعتیاد با روش بی نظیر DSTحداقل مدت ده ماه را برای درمان اعتیاد در نظر گرفته اند.و این که آموختم چگونه باید فکر کنم.به چه جیزی باید فکر کنم و به چه چیزی نباید فکر کنم.
همسفر لیلا لژیون دوم
حال این سوال پیش میآید؛ وقتی تفکر و تصور سبب خلق، پیدایش و انرژی دادن به خواسته میشود، چرا نباید از آن برای رفع مشکلات موجود یا جلوگیری از آن استفاده نمود؟! قدرت تصور، تفکر و اندیشه بر همگان با اختلاف ثابت شده است. اندک افرادی هستند که از قدرت تفکر خود در موقعیت های مختلف زندگی خویش بهره مند میشوند. اوضاع و احوالی که در زندگی خود داریم، صرفنظر از اتفاقات خارج از دستان ما، اکثراً نتیجه خواست خود ما است. شاید این سوال پیش بیاید که آیا فلان بیماری خواست خودم بوده است؟! برای پاسخ به این سوال و درک بهتر آن، فردی را مثال میزنیم که موفق و کارخانه دار است؛ او بر اثر مشکلات ریز و درشت در بحران ورشکستگی به سر میبرد، حال میتواند با زنده نگه داشتن امید در خود به وسیله تفکر و انتخاب شیوه های درستِ مقابله با مشکلش، از این بحران عبور کند. اما با میدان دادن به نا امیدی، نداشتن تفکر و اندیشه درست، وضع او از آنچه هست بدتر خواهد شد. البته که از قدرت تصور و میدان دادن به نیشخندهای شیطان برای نا امیدی نباید بی توجه رد شویم؛ زمانی که او سعی میکند راه درستی پیدا کند، شیطان با انداختن تصویر ورشکستگی، بی پولی، فقر و غیره قدرت تفکر و امید را از او میگیرد و میدان دادن به همان تصویر یک ثانیه ای، سبب تکرار تصویر در ذهنش میشود و قدرت و انرژی آن فکر بیشتر و در صد اتفاق افتادن آن بلا بالاتر میرود. بنابراین میدانیم قدرت فکر و اندیشه ما تا چه اندازه بالا است و تصویری که ما در ذهن خود میکشیم و فکری که میکنیم سبب پیدایش بسیاری اتفاقات ریز و درشت در زندگی ما میشود.
تنظیم و ارسال:مرزبان خبری همسفر مولود
- تعداد بازدید از این مطلب :
11079