نکات مهم سی دی وادی چهارم(۱)
در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی صلب مسئولیت از خویشتن.
هیچ چیز در هستی وجود ندارد حتی بین جمادات،گیاهان، نباتات ،حیوانات و بعد میرسد به انسان، که کلی است، باید مسئولیت دو طرفه باشد،هیچ وقت مسئولیت یک طرفه نیست.
همیشه مسئولیت ها دو طرفه بوده است.
خط و خط کشی این مسئولیت ها کجا است؟در اینجا باید مشخص شود که هر دو طرف تا چه حدی مسئولیت دارن نصبت به هم.
گریزگاه در اینجا قرار دادن مسئولیت ها خود بر عهده خداوند.
اگر ما تمام وظایف و تکالیفمان را در مقابل خداوند و یا سایر انسانها انجام بدهیم، آنوقت میتوانیم منتظر باشیم که خداوند به ما کمک کند.
قدرت مطلق، یعنی خداوند.
وادی اول ،دوم و سوم،حد و مرز تفکر را نشان میداد.و یاد گرفتیم بیشترین مسئولیت زندگی بر عهده خودمان است.
در مسئله خود شناسی و خدا شناسی، مرحله تسلیم مهم است.
ما خداوند رو با غول چراغ جادو اشتباه می گیریم.
ما روی وجود خودمان ،فکر خودمان،اندیشه خودمان ، تلاش خودمان،آموزش خودمان حساب می کنیم.
اگر تمام وظایف و تکلیف های خود را در مقابل خدا و دیگر انسان ها انجام دهیم آن وقت می توانیم از خداوند انتظار یاری داشته باشیم.
البته باید این نکته را بدانیم که دستهای آسمانی، فقط القا افکار را انجام میدهند و هیچ کار دیگری انجام نمیدهند و بقیهی کارها با خود ما است.
چیزهای از خداوند میخواهیم که غیر معقول است و علت آن ممکن است این باشد که، ما خداوند و قدرت مطلق را درست نشناختیم.
در کتب متعدد آسمانی خداوند اعلام کرده، مسئولیت هر کاری که انسان انجام می دهد بر عهده خودش است.
دعا و راز و نیاز و نیایش زمانی میتواند مؤثر باشد که، ما حداقل، در مسیر ارزشها و یا صراط مستقیم حرکت کرده باشیم.
اگر خداوند را بشناسیم،خیلی مشکلات و مسائل را نخواهیم داشت، در آسایش و آرامش خواهیم بود.
افکار و اندیشه ما کاملاً میتواند روی جسم ما اثر بگذارد مثلاً اگر فکرمان خراب و منفی باشد روی دستگاه گوارش ما اثر میگذارد.
هر چه افکار منفی تر باشد جسم داغان تر است.
انسان باید از نوشتارها جلوتر باشد، تا بتواند به صحت و یا درستی و یا نادرستی گفتهها پی ببرد.
ما اگر بخواهیم نیروی قدرت مطلق را بشناسیم باید از دروازهی خود عبور کنیم و خودمان را بشناسیم.
اداره شهر وجودی و یا جسم ما در اختیار ما نیست بلکه این سیستم به طور اتوماتیک کار خود را انجام میدهد.
انسان در صور آشکار فناپذیر باشد، ولی در صور پنهان بقا دارد و فناپذیر نمیباشد.
انسان شامل دو بخش است:
هستهی جسم که کاملا قابل رویت است.
هستهی خارجی که همان بقایایی است که بعد از مرگ یا خواب از انسان جدا میشود و به مکانهای دیگر میرود.
اگر ما در بعد جسمی به درون خودمان نگاه کنیم و خوب هستهی انسان را بشکافیم به بخارات هستی میرسیم و به جهانهای دیگر پی میبریم و میتوانیم مشکلات بعد جسمی خودمان را پیدا کنیم.
امواج متراکم شدن و شدن ماده ،و از شکافتن ماده دو مرتبه میتونیم به امواج برسیم به نفس و روح برسیم.
اگر انسان شکافته شود و به بخارات برسیم میتوانیم به جهان های دیگر پی ببریم.
در خارج از جسم ما یک جهان نیست. بلکه جهان های متعددی وجود دارد که شامل آخرت هم میشودو هر کس بخواهد به این مکان ها برود باید لطف ایزدی با او باشد و فقط تزکیه و پالایش میتواند انسان رابه ان مرحله برساند.
آن چیزی که میشناسیم میشود فیزیک آنچه ما نمی شناسیم می شود متا فیزیک.

نکات مهم سی دی وادی چهارم بخش (۲)
خداوند انسان را خلق کرد و اختیار به او داد و گفت این راه و این چاه .
خود شناسی یعنی صور آشکار و صور پنهان خود را بشناسد.
انسان ذره ای از وجود خداوند است.
به کمک عقل خواهیم توانست به مجهولات بعد جسمی خود و هسته خارج از جسم پی ببریم.
تنها چیزی که انسان را به مراحل بالا برساند تزکیه و پالایش است.
هسته جسم=صور اشکار=شهر درون=کالبدفیزیکی=کالبد اول
هسته خارجی=صور پنهان=شهر بیرون=کالبد دوم
هسته جسم=مغز، قلب،کلیه،سر،دست،پا،پنج حس ظاهر.
هسته خارجی=عقل،ذهن، آرشیو،جسم مجازی،نفس،حس های خارج از جسم.
کابوس اتفاقی است که در خواب می افتد ،همان کابوس در بیداری اتفاق بیفتد می شود اسکیزوفرنی.
امواج بالاتر باشد یه رنگ تشکیل می شود، امواج پایین تر باشد یک رنگ تشکیل می شود .
اتفاقات مثل کابوس،بایپولار،اسکیزوفرنی، بر مبنای حس های خارج از جسم اتفاق می افتد.
پنج تا حس درون ،پنج تا حس بیرون ،و یکی حس ششم است و ارتباط بین حس های درون و بیرون است.
در بیداری پنج تا حس ظاهر ما کار می کند.اگر بخواهیم وارد حس های خارجی بشویم باید حس های ظاهری از کار بیفتد.
درقرآن کریم می گوید در هنگام مرگ ، مرگ به معنی فوت یعنی تحویل گرفتن در هنگام مرگ ، فرشته مرگ می آید شما را تحویل می گیرد ، چه چیز را ؟ نفس شما را تحویل می گیرد پس ما زنده هستیم وقتی نفس ما را تحویل گرفتند ما می میریم .
روح سمبل پاکی .
نفس که شیطانی باشد می شود نفس اماره .
نفس که الهی باشد می شود نفس مطمئنه .
در مورد روح ۱۹مرتبه در قرآن صحبت کرده است.
نفس :تعیین موجودیتی است که در هر صورت ،ظاهر و باطن انسان را می نمایاند.
نفس نه جسم است نه روح.
نفس دارای خواسته های معقول و غیر معقول است.
نفس گیاه ، یک گیاه را ،نفس حیوان، حیوان را، نفس انسان ، انسان را تعیین موجودیت میکند.
نفس هر انسانی بر مبنای خواسته ها و دانایی او ،در یک رتبه و یا یک درجه قرار می گیرد.

نکات مهم سی دی وادی چهارم بخش سوم
اصولاً در این وادی میخواهد بگوید انسان برای فرار از مسئولیت، یکراه دررو پیدا میکند تا از مسئولیتهای خویش، فرار کند.
در تمام قسمتهایی که انسان از مسئولیت فرار میکند، همواره سعی در این دارد که مسئولیت را بر عهده دیگران بگذارد.
انسان هنرپیشه زبردستی است؛ زندگی ما یک بازی است.
هر چه دامنه جهل انسان بیشتر باشد، مسئولیتهای خویش را کمتر میپذیرند.
نپذیرفتن و فرار کردن از مسئولیتها، دلیل بارزی بر نادانی فرد است.
گاهی شخصی کاری کرده است و هزار بهانه میآورد تا ثابت کند که آن کار را انجام نداده است که این به دلیل عدم قبول مسئولیت شخص است.
انسانهای فهمیده و آگاه، عذرخواهی میکنند و میپذیرند که اشتباه کردهاند.
برای اینکه مسئولیتهای خود را بشناسیم، باید نفس را بشناسیم.
بزرگترین منبع ما، کتابهای آسمانی است.
هر ملتی برای خود، کتاب آسمانی دارد و نزدیکترین کتاب آسمانی به انسان، قرآن است.
در قرآن گفته شده است که نفس، همه کاره است، تعیین موجودیت می کند.
لباسی که ما میپوشیم، گوشت، پوستواستخوان، اصل ما نیستند و اصل ما، نفس است.
نفس خواسته دارد و خواستههایی که نفس دارد، برای حب بقا است؛حب بقا یعنی دوست داشتن بقا.
اگر مسئله جنسی در موجودات وجود نداشت، حب بقا نبود و گونه موجودات و انسانها، از بین میرفت.
هر موجودی خواستههایی دارد که یک سری خواستهها، غریزی و طبیعی برای حب بقای او هستند.
خواستههای انسان به دودسته تقسیم میشوند: یکی خواستههای معقول و دیگری، خواستههای غیرمعقول که این فقط برای انسان است.
انسانها بر مبنای عقل، دانایی و آگاهیای که دارند، با هم متفاوت هستند و هر کدام در یک رتبه و درجه قرار میگیرند.
بهطورکلی در انسان، نفس به سه مرحله، تقسیم میشود و یک مثلث را تشکیل میدهد:نفس اماره، نفس لوامه، نفس مطمئنه.
انسان بر مبنای دانایی،معرفت، آگاهی، شعور و کمال خود، در یکی از این مراحل قرار میگیرد.
نفس اماره یعنی امر کننده.
آخرین مرحله تکاملی نفس در حیوان که اولین مرحله تکاملی نفس در انسان است.
کسانی که در این مرحله از نفس قرار داشته باشند، در درجهبندی تکامل، در مرتبهٔ پایینی از دانایی و پالایش قرار دارند و اکثر کارها و خواستههایشان بر مبنای احساس و منافع شخصی و معمولاً خارج از عقل و منطق انجام میگیرد.
انسانی که به وجدان اعتقادی ندارد، در مرحلهٔ نفس اماره قرار دارد.
دانایی با سواد یکسان نیست و ممکن است شخصی سواد بالایی داشته باشد، اما دانا نباشد.
نفس لوامه یا سرزنش کننده.
اگر شخص از نفس امر کننده عبور کند و به دانایی و آگاهی بالاتری دست پیدا کند، وارد دروازههای نفس سرزنش کننده میشود.
اکثر ما انسانها، در مرحله نفس لوامه هستیم .
نفس مطمئنه یا قابلاطمینان.
وقتیکه انسان، مراحلی از نفس امر کننده و نفس سرزنش کننده را با تزکیه، پالایش و دانایی پشت سر گذاشت، وارد دروازههای نفس مطمئنه میشود.
ما در هر مرحله از نفس که باشیم، قدرت اختیار داریم که مسئولیت حیات خودمان را بپذیریم و این، در تمام مراحل زندگی ما، نقش مهمی دارد.
فرمان عقل یعنی شو شود.
قدرت مطلق، از رگ گردن به ما نزدیکتر است.
در وادی چهارم، میزان و خط و خطوط مسئولیت های ما را مشخص می کند.
تهیه نکات:همسفر فرشته
ثبت:همسفر سمیرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
25935