جلسه پنجم از دوره بیست و دوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه آقایان مسافر نمایندگی رودهن با استادی کمک راهنمای محترم مسافر احمد، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه "وادی پنجم و تأثیر آن روی من " چهارشنبه 5 مردادماه ۱۴۰۱ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
در مورد دستور جلسه عرض کنم که من در روز شنبه راجع به جهان خاک، جهان ذهن و جهان خواب مشارکت کرده بودم، جهان ذهنی یکی از مهمترین جهانهایی است که راجع به آن صحبت شده، در این وادی برای اینکه به جهان ذهنی خودم نزدیک شوم، 7 پارامتر به من دادهشده که این پارامترها ابزارهای بسیار قدرتمندی است که در زندگی من تأثیر به سزایی داشت.

راجع به این هفت پارامتر اگر بخواهم صحبت کنم، هر کسی در درون خودش یکسری نقاط قوت و یکسری نقاط ضعف دارد، با هفت پارامتری که این وادی به من داده، میتوانم روی خودم کارکنم که نقاط قوت خودم را ارتقا دهم و نقاط ضعف خود را به نقطه قوت تبدیل کنم.
یکی از این هفت پارامتر برای شخص من تأثیر فوقالعاده بسازیی هم در طی سفرم و هم در زندگی من داشته است، پارامتر تسلیم میباشد، البته تسلیم واقعی، تسلیم واقعی را من در کنگره آموختم که وقتی راهنما بهعنوان یک بزرگتر و کسی که راه را به من نشان میدهد، میگوید من موظف هستم ساعت 6 صبح وعده خود را مصرف کنم، من رهجو باید و باید وعده خود را رأس ساعت 6 مصرف کنم و نباید بگویم با نیم ساعت تأخیر در مصرف دارو اتفاقی نمیافتد.
بعدازاینکه به سفر دوم رسیدم، در زندگی شخصی خودم، تسلیم بودن کمک زیادی به کرد که در مسیر زندگی من راههایی را جلوی پای من میگذارد و این راهها برای ارتقای من است.

در مورد دستور جلسه دوم عرض کنم که امیر عزیز وقتی وارد کنگره 60 شد تسلیم مطلق شد، ایشان قبل از اینکه وارد کنگره شد، تصادف کرده بود و دستش بهشدت آسیبدیده بود، روزهای اولی که وارد شدند به او گفتم که باید سی دی بنویسد و میگفت با دست آسیبدیدهاش نمی تواد اما درنهایت شروع به نوشتن کرد و با این تسلیم بودن بهجایی رسید که بهترین سیدیهای لژیون را آقای امیر مینوشت و به تازه واردینی که وارد میشدند این را انتقال میداد که زیباترین حرکت در کنگره 60، تسلیم بودن در برابر راهنما میباشد، خیلی از افراد میگفتند که ایشان بعد از سفر اول، به کنگره نمیآید اما من عنوان راهنما نگاهم این بود که آقا امیر بهعنوان بهترین، محکمترین و قویترین راهنماهای نمایندگی رودهن خواهد شد و دقیقاً این اتفاق افتاد و در آزمون کمک راهنمایی قبول شدند.

در ابتدا به ایشان تبریک میگویم بابت لژیون بسیار قدرتمندی که تشکیل دادهاند، ایشان جزو بهترین و قوی رهجوهای کنگره 60 بوده و خواهد بود. این برنامهای که برای تجلیل ایشان است به معنای تمام شدن کارشان نیست بلکه به این معناست که نقطهای که تمام کردهاند سرآغاز خط دیگری است.
همچنین باید به رهجو های لژیون آقای امیر بگویم که اگر آقا امیر رفته، به این معنا نیست که شما دیگری راهنمایی ندارید زیرا پیوند محبتی که بین اعضای کنگره 60 زده میشود بههیچوجه قابل پاره شدن نیست. امیدوارم شما هم راه آقای امیر را بهدرستی ادامه دهید.
یک تبریک ویژه هم به همسفر ایشان و راهنمای همسفرشان میگویم، در پایان باید بگویم که این عشق پایانی ندارد زیرا دایره وار میچرخد و شعاع اضافه میکند تا به آنجا میرسد که در فهم من و تو نمیگنجد.
.jpeg)

.jpeg)

مراسم تجلیل از کمک راهنمای محترم مسافر امیر:

خلاصه سخنان مسافر:
از تمامی عزیزانی که مشارکت کردن تشکر می کنم، انسان برخی از مواقع به گره ها و مشکلاتی بر می خورد که شاید آن لحظه برای او ناآشنا یا سخت باشد اما کنگره گذر از این روزها را به ما آموزش داده است به قول سردار حقیقت در ادامه نقاب از رخ برمی دارد، یک راهنما روزی شال خود را می گیرد و از اتفاقاتی مثل رهایی رهجو ها و دیدن خدمت آنها خوشحال می شود، اما روزی که شال را تحویل می دهد دگرگون خواهد شد اما مهم این است که بتواند تعادل خودش را حفظ نماید و به مسیر خودش ادامه دهد. این جزو قوانین کنگره می باشد که اگر یک راهنما با عشق جلو بیاید به راحتی می تواند شال خود را تحویل دهد، در پیام عشق می گوید باید از خیلی از مسائل بگذریم.
امروز روز خوبی برای من است، افراد زیادی به من کمک کردن تا به امروز برسم، روز اولی که من وارد کنگره شدم، از احمد آقا پرسیدم که واقعاً می توانم روزی رهایی را ببینم اما سیستم های الهی به انسان کمک می کنند.
.jpeg)
دل نوشته مسافر محمد برای کمک راهنمای خود:
در این 4 سال دوره راهنمایی، با وجود شرایط سخت کاری، هر روز ده دقیقه قبل از جلسه حضور داشتم، باید بگویم اگر شخصی خواسته قدرتمندی داشته باشد قطعاً به آن خواهد رسید.
اگر برای کسی مشکلاتی پیش می آید نوعی آزمایش است و باید از آنها عبور کند.
من باید نگاه کنم که در این چهار سال چقدر برای شعبه مفید بودم، باید از تایمی که بدستم می آید به نحو احسن استفاده کنم و بعد از این تایم من می مانم و وجدان خودم و تلاش هایی که انجام داده ام.
در آخر از ایجنت محترم و راهنمای محترم خود آقای احمد تشکر می کنم، احمد آقا تلاش های زیادی برای من کشید و انشالله زحمات ایشان را با عمل بتوانم جبران کنم.
آرزو می کنم به همه عزیزان اختیار از دست رفته اشان را بازگردانند.
سپاس گذارم که به صحبت های من گوش فرا دادید.


اهدای لوح تقدیر جناب مهندس دژاکام از زحمات چهار ساله راهنمای محترم آقا امیر شکر




اهدای لوح تقدیر مسافر حسین متین کیا بابت دوره نگهبانی سردار:




.jpeg)

.jpeg)


عکاس: مسافر امیرحسین
تایپ و ارسال: مسافر پویش
- تعداد بازدید از این مطلب :
870