به نام قدرت مطلق الله
دستور جلسه لژیون دهم در تاریخ 22 فروردین 1401: سی دی احساس همسفر
استاد: کمک راهنمای محترم همسفر فاطمه
اعضای حاضر در جلسه:
همسفر سیده فاطمه - همسفر انسیه - همسفر وحیده - همسفر معصومه - همسفر فاطمه (همسفر مجتبی) - همسفر فرانک - همسفر الهه
خلاصه سخنان کمک راهنمای محترم خانم فاطمه:
سی دی احساس همسفر یک تلنگر برای من همسفر است که برای چه وارد کنگره شدهام و این صندلیها را اشغال کردهام. ما در این زندگی مسافر هستیم و یکزمان میآییم و میرویم. همسفر در ابتدا برای درمان مسافرش میآید ولی افکار او منفی است و نگاهش بد است، پس همسفرها نیاز به آموزش دارند و مادامیکه به درمان نرسند نمیتوانند به مسافرشان کمک کنند.
در حقیقت ما همسفرها باید بال پرواز مسافرمان باشیم باید به مسافرمان قدرت و اعتمادبهنفس بدهیم، باید مسافرمان را درک کنیم و با او مشاجره نکنیم. با آموزشها تمام ضد ارزشها کنار میرود ما باید چراغ خاموش باشیم و در کار او دخالت نکنیم. وقتی تغییر و تحول در من ایجاد شد من آن را به مسافرم انتقال میدهم.
همسفر باید آموزش بگیرد و ضد ارزشها را رها کند. وقتی حس او تصفیه و پالایش شود تفکرش درست میشود و میتواند از قوه عقل استفاده کند و به صراط مستقیم برسد.

مشارکت همسفر سیده فاطمه: ما ابتدا فکر میکردیم مسافرمان مشکل دارد و ما برای درمان مسافرمان آمدیم، بعد فهمیدیم ما هم مشکلداریم و باید بال پرواز مسافرمان باشیم، باید آموزش بگیریم.
نقش همسفر خیلی پررنگ است و امیدوارم همیشه و در همه حال کنار هم باشیم.

مشارکت همسفر انسیه: من از ابتدا به خاطر مسافرم میآمدم وقتی مسافرم نمیآمد میگفتم من برای چه بیایم برای چه سی دی بنویسم. الآن میبینم باید برای آموزش خودم بیایم و ضد ارزشها را از خودم دور کنم.

مشارکت همسفر وحیده: من هم اوایل میگفتم برای چه بیایم. مسافرم میگفت برای چه سی دی مینویسی تو که تغییر نکردی. ولی الآن میبینم با نوشتن سی دی به حال خوش میرسم و دوست دارم که بیایم.
فهمیدم که خودم هم مشکلدارم، اوایل آدم کینهای بودم و سر نماز دعا میکردم که خدا یکراهی پیش راه من بگذارد ولی الآن خیلی خوب شدم.

مشارکت همسفر معصومه: من وقتی به لژیون میآمدم یاد کارهای مسافرم میافتادم احساس میکردم که همه مرا کنار گذاشتند. میگفتم برای چه بروم وقتی راهنما و مسافرم به من توجه ندارند ولی با گوش دادن سی دی حال من خوب شد و دگرگون شدم.

مشارکت همسفر فاطمه (همسفر مجتبی): من ازلحاظ جهانبینی در کنگره خیلی چیزها آموختم. بعد از گذشت ۳ ماه از سفر، مسافرم کنگره را رها کرد، خیلی استرس داشتم، من آمدم تا مسافرم آمد.
همه اینها به محکم آمدن خود همسفر بستگی دارد. همسفر باید همراه مسافر باشد. مسافرم به خاطر آموزش در کنگره حرفها را سنجیده میزند. من هم با آمدن به کنگره با آموزش فهمیدم خداوند هیچچیز را بیخود جلوی ما نمیگذارد و میخواهد ما را امتحان کند. کنگره هم یکراهی بود که جلوی ما گذاشت.

مشارکت همسفر فرانک: اولین بار که کنگره را پیدا کردم به من تأکید شد که به کنگره بیایم. من فکر میکردم مسافرم میخواهد ترک کند من برای چه بیایم. ولی الآن میفهمم بیشترین چیزی که اهمیت دارد، جهانبینی است که در اینجا آموزش میبینیم و حال خودمان خوب میشود. اینجا برای ماست و باید بیاییم. خداوند چیزی در ما قرار داده که ما را به اینجا هدایت کرده است.

مشارکت همسفر الهه: هر چیزی که راهنمای ما میگوید برای خودمان است. سی دی نوشتن برای جهانبینی خودمان است. من هم همسفری نبودم که غر بزنم، همهچیز را درون خودم میریختم به کسی نمیگفتم همیشه دعا میکردم و جلوی امامزادهها گریه میکردم که مسافرم درمان شود.

تایپ: همسفر منیژه رهجوی کمک راهنما محترم همسفر فاطمه ( لژیون دهم)
عکاس: همسفر زری رهجوی کمک راهنما محترم همسفر فاطمه ( لژیون دهم)
نمایندگی سمنان
تاریخ: 1401/01/22
ارسال مطلب: همسفر مریم رهجوی کمک راهنما محترم همسفر تارا (لژیون پنجم)
مرزبان خبری: همسفر عاطفه
- تعداد بازدید از این مطلب :
584