تاریخ
چهار شنبه 18 تير 1399

انگار که مسافران کنگره دردهای من را تجربه کرده بودند

موضوع : مقالات
مسافر سینا در دلنوشته خود نوشت:در آن تاریکی دنبال نوری بودم ولی چشمانم جایی را نمی‌دید، کسی را پیدا نمی‌کردم ولی تو مرا پیدا کردی، انگار از دردهای من دل تو نیز به درد آمده بود و با خودت عهد بسته بودی که دیگر نگذاری که من درد بکشم.
انگار که مسافران کنگره دردهای من را تجربه کرده بودند

کسی چه می‌داند از جهنم برگشته یعنی چه؟ کسی چه می‌داند که اعماق تاریکی یعنی چه؟ آیا تو جهنمی را تجربه کرده‌ای که در آن یخ زده باشی؟ شاید به خیالت همه توهم باشد ولی نه یخ‌هایت آب می‌شود و نه آتش سوزان تو را رها می‌کند. همه‌ی این‌ها برای تو شاید یک قصه و افسانه باشد اما من آن را با تمام وجودم درک کرده‌ام و حتی عزیزانم نیز با یخبندان این سرما صورت‌هایشان کبود و با آتش آن پوستشان سوخته است.وقتی گفتی که من آب می‌آورم تا سیراب شوی انگار تمام این آتش فروکش کرد و با گرمای محبت یخ‌هایم شروع به آب شدن نمود، وقتی قدم‌به‌قدم پشت سر تو راه می‌رفتم لرزش پاهایم کم می‌شد ولی از نگاه کردن به اطراف هراس و دلهره داشتم اما دست مرا رها نکردی، هنوز شاید باورم نیست که چگونه خلاص شده‌ام گاهی به پشت سر نگاه می‌کنم و تمام بدنم می‌لرزد، اگر قرار بود در آن بیابان سوزان از تشنگی هلاک شوم چه بر سر عزیزانم می‌آمد؟ اگر قرار بود کسی دست مرا نگیرد چشمانم به راه سفید و من در راه مانده بودم.

در آن تاریکی دنبال نوری بودم ولی چشمانم جایی را نمی‌دید، کسی را پیدا نمی‌کردم ولی تو مرا پیدا کردی، انگار از دردهای من دل تو نیز به درد آمده بود و با خودت عهد بسته بودی که دیگر نگذاری که من درد بکشم، انگار مرا از قبل می‌شناختی و دردهایم را تجربه کرده بودی. وقتی دستم را گرفتی قلبم شروع به تپیدن نمود، قبل تو همه مرا از خود رانده بودند، زجر می‌کشیدم و همسفرانم در خود می‌شکستند و کسی جز من صدای شکستنشان را نمی‌شنید، دست‌تو بارانی بود بر آتش ما، همه‌مان دوباره جان گرفتیم. گوهری که در دستت بود را دیدم، به شوق آن دنبالت آمدم و گفته بودی آمده‌ام تا آن را به تو برگردانم، به‌راستی آیا این گوهر شب‌تاب روزی مال من بوده؟ باورم نیست که آن را به من بخشیده باشند‌. من که دنبال شمعی می‌گشتم تا با آن خودم را گرم نگه‌دارم و با نورش راهی برای خلاصی بیابم ولی تو خورشید را به من بخشیدی و به من یاد دادی که دیگران را نیز در آن سهیم کنم، من فقط دنبالت آمده‌ام تا بخشش را یاد بگیرم تا احساس پوچ بودن نکنم، می‌دانم اگر روزی چیزی جز بخشش را ارزانی رنج‌کشیده‌های این راه کنم دوباره شاید پایم بلغزد، می‌دانم اگر روزی بی‌احساس از کنار انسان‌ها گذر کنم گوهر وجودیم دیگر نوری نخواهد داشت و می‌دانم تمام دانسته‌هایم از توست و من چیزی از خود نداشته‌ و ندارم، اگر پاهایم قوت راه رفتن دارند اگر زبانم توان سخن گفتن دارد اگر چشمانم نور دیدن دارند اگر قلبم قدرت تپیدن دارد بی‌شک چیزی جز لطف خدا نبوده که مرا با این راه آشنا کرد و آرزو می‌کنم من نیز قدرتی داشته باشم تا بتوانم ثابت‌قدم بمانم. خدایا به خاطر تمام نعماتت به خاطر انجام این عمل عظیم شکر شکر شکر.

 

 

نویسنده: مسافر سینا
وبلاگ نمایندگی گنجعلی خان
 

تعداد بازدید از این مطلب : 676
ادامه مطالب در آرشیو مقالات
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
24 نظر  
  • همسفر منصوره شهرری
زمان ارسال
1399/04/23 0:8:55
بسیار دلنشین و عالی موفق باشید
  • زهره همسفر علی شعبه دانیال اهواز
زمان ارسال
1399/04/21 1:26:8
سلام و خداقوت خدمت شما به راستی متن بسیار خوب و دلنشینی بود انشالا همیشه موفق و پایدار باشید خداقوت به گروه وبلاگ
  • سجاد رلژیون۲گنجعلی خان
زمان ارسال
1399/04/20 21:15:37
عالی وزیبابودآقاسینا خیلی لذت بردم انشاالله ثابت قدم باشی ازت انرژی بگیریم
  • حسام لژیون ۴ گنجعلی خان
زمان ارسال
1399/04/19 22:14:11
عالی بود اقا سینا خداقوت
  • عباس ع لژیون2کرمان
زمان ارسال
1399/04/19 20:51:48
ممنون از آقا سینا بابت مطالب آموزنده کلام به دل نشینتون
  • حسین
زمان ارسال
1399/04/19 17:34:38
عا لی
  • حمیــدرضا کمک راهنما ل3
زمان ارسال
1399/04/19 12:48:31
آقا سینای عزیز؛ امیدوارم در راهی که قدم نهاده ای و همانا چیزی نیست جز دستگیری و خدمت به افرادی "درمانده و وا مانده " از "همه جا و همه کس" که روزی خود ما در جایگاه آنان بودیم ،ثابت قدم باشید و انشاالله شما را در جایگاههای بالاتری ببینیم.
  • اسماعیل معصومی از لژیون ۲
زمان ارسال
1399/04/19 6:32:32
ممنون از اقا سینا ماشالا واقعا میگویند الگو هارو به چشم میبیند هستند حاصل زحمات استادن کنگره ۶۰
  • مسافر نیما از نمایندگی گیلان
زمان ارسال
1399/04/19 0:36:58
آقا سینا ممنون
  • مسافرمحسن ز لژيون چهارم گنجعليخان
زمان ارسال
1399/04/18 22:53:1
سلام وخداقوت به اقاسينا،بسيارعالى بود
  • حسین
زمان ارسال
1399/04/18 22:51:20
عالی اقاسینا
  • رضا بهمنش
زمان ارسال
1399/04/18 22:49:17
درودبرشما آقاسینای عزیزبسیارعالی احساستان رابیان کردید.سپاس
  • یوسف لژیون اول گنجعلی‌خان کرمان
زمان ارسال
1399/04/18 22:37:34
درود بر آقا سینای عزیز بسیار زیبا بود
  • مسافر عبدالرضا
زمان ارسال
1399/04/18 21:49:35
سلام خدا قوت خدمت دوست بزرگوارم آقا سینا انرژی دادی مثل همیشه زنده باشی
  • حامد.ب لژیون دوم
زمان ارسال
1399/04/18 17:55:22
سلام خداقوت به آقا سینا همیشه ازتون انرژی میگیرم ایشالا همیشه موفق و سرافراز باشید
  • محسن کمک راهنما ل۲کرمان
زمان ارسال
1399/04/18 17:50:21
آقا سینا خداقوت قلم روان و شیوای شما چه زیبا ،از سفر زندگی نوشته است
  • مسافر سعید.ق لژیون یکم
زمان ارسال
1399/04/18 17:37:58
عالی بود آقا سینا همیشه برای من الگو بودید ایشالله در جایگاههای بالاتر ببینمتون
  • حمزه
زمان ارسال
1399/04/18 17:35:57
سلام خدمت آقا سینا عالی بود ارزوی موفقیت برای شما و جایگاه های بالاتر
  • محمد علی ن. لژیون سوم گنجعلیخان
زمان ارسال
1399/04/18 16:25:39
جانا سخن از زبان ما می گویی. ماشاالله آقا سینا بسیارزیبا
  • مسافر احسان-لژیون یکم-گنجعلیخان
زمان ارسال
1399/04/18 15:58:56
ماشالا آقا سینا بسیار زیبا بود
  • محمد علی
زمان ارسال
1399/04/18 15:36:22
سلام و خدا قوت به اعضای کنگره60 امید وارم که این سفر برای من هم،سفری باشد تا بتوانم در آن اندکی آموزش لازم را بگیرم و بهره ببرم پایدار باشید
  • علیرضا
زمان ارسال
1399/04/18 15:33:59
سلام خدمت آقا سینا خیلی زیبا و دلنشین بود و انگار حرف دل خودم را خواندم خیلی خیلی مفید بود بی نهایت سپاس
  • حجت ف
زمان ارسال
1399/04/18 15:15:20
سلام ماشاالله آقا سینا واقعاً عالی انشاالله که در راهتان ثابت قدم باشید وخسته نباشید به استاد گرامی جناب آقای محسن نقدی عزیزبه امید رهایی همه کسانی که گرفتار اعتیاد هستن منم از این که با کنگره آشنا شدم خدارو شکر میکنم خدایا ممنونم ازت
  • علی لژیون 25 کرج
زمان ارسال
1399/04/18 14:52:16
سلام و خداقوت
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب