دومین جلسه از دور هفتم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن، با استادی راهنمای محترم مسافر محمد، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر مسلم با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» روز پنجشنبه 18 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که در اوج ناامیدیها و ترسهایم، در مسیر کنگره ۶۰ قرار گرفتم تا بتوانم بهواسطهی این صراط مستقیم، افکار، رفتار و کردار خود را تغییر بدهم. موضوع دستور جلسه، قضاوت و جهالت است. همیشه در حرمتهای کنگره در باب معرفی و حرمت کنگره میگویند: کنگره مکان مقدس و امنی میباشد؛ حال سؤال این است که چه مکانی امن و مقدس است؟
و چه مکانی برای انسانها مأمن امنی میشود تا جان، مال و ناموس خود را در آن به امانت بگذارند؟ مکانی امن و مقدس است که خداوند در آن حضور داشته باشد؛ خداوند در جایی حضور دارد که آموزشهای راستین وجود داشته باشد؛ برای همین در کنگره ۶۰ انسانها میآیند و تاریکیهای درونشان را به سمت نور میبرند. بنده به دلیل پارهای از مشکلات، هفتهی گذشته افکارم بههمریخته بود و پس از سالها، کتاب آسمانی را باز کردم و دومین آیه از سورهی بقره را با این مضمون مشاهده کردم که «ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین»؛ میگوید که در حقانیت و هدایت بودن این کتاب آسمانی شکی نیست، ولی آیا میتواند انسانها را هدایت کند و همه را از مسیر تاریکی نجات دهد؟
متقین کسانی هستند که از بایدها و نبایدها پرهیز میکنند؛ مثل کاری که در کنگره ۶۰ انجام میشود. ما وقتی وارد سفر اول میشویم، از دروغ گفتن، از قضاوت کردن و از سرزنش کردن دیگران پرهیز میکنیم. اما آیا وقتی وارد صراط مستقیم شدیم میتوانیم عاقبتبهخیر شویم یا خیر؟ صرفِ قرار گرفتن در کنگره هیچ اتفاقی نمیافتد؛ در ادامهی همان آیه میگوید: «الذین یؤمنون بالغیب»؛ یعنی کسانی که به غیب و دنیای دیگر ایمان دارند و میدانند هر عمل خیر یا شری که در این دنیا انجام بدهند، به عینهی پاسخ آن را دریافت خواهند کرد. مسافر سفر اول وقتی وارد سفر میشود، به سیستم DST ایمان میآورد؛ ما در سفر اول مجبوریم بهموقع رفتوآمد کنیم و دارو را بهموقع مصرف کنیم تا بتوانیم به رهایی برسیم.
اما سفر دوم متفاوت است؛ در سفر دوم اجباری نیست و آدمها بهاختیار خود شروع به حرکت میکنند. در سفر دوم مهم نیست که شما حرمتها را بهصورت ظاهری رعایت میکنید یا خیر؛ مهم این است که در جامعه، آیا شما مردم را قضاوت میکنید یا خیر؟ همانطور که در کنگره قضاوت نمیکنم، آیا میتوانم مأمن امنی برای خانوادهی خود باشم؟ اگر همسفر من برخلاف میل من سفر کرد، آیا میتوانم او را سرزنش و قضاوت نکنم؟ اگر همهی اینها را اجرا کرده باشیم، میتوانیم بگوییم وارد سفر دوم شدهایم.
.jpg)
طوری زندگی کنید که به خودت آسیب نزنید، اما در سفر دوم متفاوت است؛ باید جوری زندگی کنیم که علاوه بر اینکه به خود ضرر نمیزنیم، خیری هم به تعدادی از آدمها برسانیم و همهی اینها در پرتو صراط مستقیم اتفاق میافتد. بعضی اوقات شما نمیخواهید قضاوت یا حسادت کنید ولی قدرت آن عمل منفی بیشتر است و تا به خود میآیید، میبینید وارد قضاوت و حسادت شدهاید؛ پس چه قدرتی میتواند در آن واحد جلوی این عمل منفی را بگیرد؟ تنها قدرتی که ما میتوانیم با آن مانع عمل منفی شویم، بازی بخشش است.
اگر فعل غیبت و قضاوت انجام پذیرفت، با عذرخواهی چیزی درست نمیشود و مثل غذای فاسدی میماند که آن را خوردهاید و بهای آن را باید پرداخت کنید. سفر دوم یعنی بخشش؛ کسانی که از جان و مال خود میبخشند. اگر چیزهایی که در سفر اول و دوم یاد گرفتهایم را عمل کنیم، یعنی کلام با عمل برابر است و در غیر این صورت، توهمی بیش نیست.
اگر من در سفر دوم در جایگاه خدمتی قرار بگیرم اما کلام و عمل من با هم تفاوت داشته باشد، هیچ اتفاقی در درون من نمیافتد. وقتی ما تعهدی انجام میدهیم یا کلامی میگوییم، هزار و یک دلیل باعث میشود که تعهد خود را نتوانیم بهموقع انجام دهیم، اما اگر به تعهد خود پایبند بودیم، گشایش اتفاق میافتد.
اگر در لژیون سردار متعهد شدم، باید دین خود را ادا کنم؛ بخشش را برای «دو دو تا چهار تا» انجام ندهید، بخشش را برای ارتقای نفس، رشد و رهایی از تاریکی درون انجام دهید؛ همهی اینها درد دارند و درد، گشایندهی فهم آدمهاست. کلام آخر اینکه: مولانا از شمس میپرسد درد و رنج آدمها کی به پایان میرسد؟ شمس در پاسخ میگوید که درد و رنج آدمها هیچوقت تمام نمیشود، آدمها بزرگ میشوند و درد و رنج آنها کوچک میشود. از اینکه به مشارکت من گوش دادید، از همهی شما سپاسگزارم.
تایپ: مسافر مسلم(لژیون دوم)
عکاس: مسافر ابوذر(لژیون یکم)
ویرایش، تنظیم و ارسال خبر: مسافر کرامت
با تشکر: مرزبان خبری مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
1109