چهاردهمین جلسه از دوازدهمین دور کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران آقا در نمایندگی پرستار با استادی مسافر پهلوان محمد رضا فرخی، نگهبانی مسافر رحمت و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه: «حرمت کنگره60 چرا رابطه مالی کاری و خانوادگی درکنگره 60ممنوع است» در روز چهارشنبه 1405/04/10 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمدرضا هستم یک مسافر

خدا را شکر میکنم که امروز هم فرصت پیدا کردم در جمع شما باشم. از نگهبان محترم و اجنت عزیز صمیمانه تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند. از اجنت محترم، مرزبانان عزیز و راهنمایان محترم تشکر میکنم که این فرصت دوباره به من داده شد تا در این جایگاه قرار بگیرند و انشاءالله آموزش بگیرند و همهمان با هم جلسه خوبی داشته باشیم.
خب، دستور جلسه: حرمت کنگره؛ چرا در کنگره رابطه کاری و مالی ممنوع است؟
در مجموع، دستورجلسات کنگره، قوانین زندگی است. ما اگر میخواهیم از زندگیمان لذت بیشتری ببریم، باید قوانین زندگی را بلد باشیم و آنها را اجرا کنیم. دستورجلسات کنگره میآید این قوانین را به ما یادآوری میکند و روش اجرای آنها را هم به ما میگوید. یکی از قشنگترین دستورجلسات هم همین "حرمت" است. همهی انسانها دنبال حال خوش هستند. ما اگر یک روزی سراغ مواد هم رفتیم، رفتیم که فکر کردیم شاید یک ذره حالممان بهتر شود، به اشتباه و از روی نادانی فکر میکردیم حالمان خوب میشود؛ اولش هم شاید خوب بود، در آن دوران طلایی، ولی بعد متوجه شدیم که چیزی در آن نیست و حالمان روز به روز خرابتر میشود. پس این به حساب مسیر رشد انسان است. یکی از ویژگیهای آدمها این است که دنبال حال خوش هستند؛ اگر کار میکنند، برای این است که پول در بیاورند و به حال خوش برسند؛ اگر غذا میخورند، برای این است که گرسنه نباشند و حالشان خراب نشود. این دستورجلسات میآید که به ما کمک کند تا به حال خوش برسیم.
من برای اینکه این دستورجلسات را بهتر درک کنم، میگویم چون ما هر چه داریم از کنگره داریم؛ همین صحبتهایی که میکنیم، از کنگره و از خودمان، چیزی نداریم. خیلی خوب است که اول "حرمت" را بدانیم. ما در نوشتارها خودمان، یک بار حرمت را میخوانیم و یک بار قوانین را. قوانین کلاً چیزهایی هستند که سازمانها و تشکیلات برای اینکه از خودشان محافظت کنند، وضع میکنند. مثلاً اگر بانک بگوید قانون این است که از ساعت ۸ صبح تا ۲ بعد از ظهر کار میکنیم، این فقط منفعت خودش را در نظر گرفته است؛ کاری ندارد که شما ساعت ۶ صبح از خانه زدهاید بیرون یا تا ۴ بعد از ظهر سر کار هستید. تمام سازمانها قوانینی دارند که از خودِ سازمان محافظت میکند.
اما حرمت چیزی است که برای محافظت از *خودِ ما* است. حرمت کنگره چیزهایی را به ما میگوید که اگر آنها را اجرا کنیم، خودمان محافظت میشویم، حالمان خراب نمیشود و به حال خوش میرسیم؛ اما اگر آنها را اجرا نکنیم، خودمان ضرر میکنیم. در بسیاری از جاها قوانین وجود دارد، اما حرمت هم وجود دارد. شاید به ظاهر بگویند "تکریم ارباب رجوع"، ولی در عمل انجام نمیدهند؛ اما در کنگره، حرمت را میخوانند و در حرمت تأکید میکنند که رعایت اینها بر تمام مسافران واجب است، فقط برای اینکه حال ما خوب شود.
همه آدمها دنبال این هستند که حالشان خوب باشد. یکی از چیزهایی که حال آدم را خراب میکند، رعایت نکردن حرمتهاست. هر جا که حالتان خراب شد، اگر کمی دقت کنید میبینید که حتماً حرمتی را زیر پا گذاشتهاید. اگر میخواهیم حالمان خراب نشود، خیلی ساده است: حرمتها را رعایت کنیم.
در دنیایی که ما زندگی میکنیم، چه بدانیم و چه ندانیم، مجوزهای زیادی به ما داده شده است. مجوز نفس کشیدن به ما داده شده، در حالی که به خیلیها داده نشده است. بسیاری از کسانی که مشکل تنفسی دارند، با دستگاههای عجیب بسیار سخت نفس میکشند. ما اصلاً متوجه نیستیم که داریم تنفس میکنیم. مجوز راه رفتن به ما داده شده، در حالی که خیلیها روی ویلچر یا تخت هستند. در فیلمی که کارگردان ساخته بود، دوربین فقط یک نقطه را نشان میداد و بعد از ۱۰ دقیقه همه حسرت خوردند؛ دوربین روی کسی بود که روی تخت خوابیده بود و فقط میتوانست یک نفس بکشد؛ این نشان داد که ما چقدر در نعمت هستیم و متوجه نیستیم. مجوز صحبت کردن هم به ما داده شده؛ میتوانیم تمام تصورات و خواستههایمان را بگوییم، گله و شکایت کنیم؛ اما کسانی که مجوز صحبت کردن ندارند، در عذاب هستند.
در مقابل این مجوزهایی که به ما داده شده، ما باید "بهای" آنها را پرداخت کنیم. آموزشی که ما در کنگره میگیریم باید به این نقطه برسد که باید بهای آن را پرداخت کنیم. اگر بها را پرداخت کنیم، به حال خوش میرسیم و به مرحله بعد میرویم؛ اگر پرداخت نکنیم، در همان مرحله درجا میزنیم.
من بعد از ۱۰-۱۳ سال حضور در کنگره و ۵-۶ سال خدمت به عنوان راهنما، به این نتیجه رسیدم که هر فرمانی که در کنگره صادر میشود، فقط و فقط به خاطر حال خوش ما، رشد و پیشرفت ماست. اگر میگویند لباس مرتب بپوشید، برای این است که به حال خوش برسیم. اگر میگویند سر ساعت بیایید، برای این است که نظم یاد بگیریم و اگر نظم را در زندگی جاری کنیم، معجزه اتفاق میافتد. اگر میگویند در مسائل مالی کنگره رعایت کنید و در لژیون سردار شرکت کنید و دنور و پهلوان شوید، فقط و فقط به خاطر خودمان است. کنگره خیلی راحت میتواند مشکلات مالیاش را از راههای دیگر جبران کند، اما میخواهد ما "بازیگر" باشیم؛ میخواهد آن حال خوشی که در عوضِ حضور در لژیون سردار به ما میرسد، به خودمان برسد و به دیگری نرود.
هر کسی که بهای آن آموزشی که دیده را با خدمت کردن، با حضور در لژیون سردار و با کارهای مختلف در کنگره پرداخت کرده، هم به حال خوش رسیده، هم به درمان و هم به موفقیت. کسانی که این کار را انجام ندادند یا متوجه نشدند، از کنگره دور شدهاند؛ حتی اگر در کنگره باشند، نتوانستهاند آن لذتی را که باید، از کنگره ببرند. در کنگره ما باید لحظه به لحظه لذت ببریم. اگر کسی در کنگره احساس میکند روزش جور نمیشود و لذت نمیبرد، باید برگردد و ببیند کجای کارش میلنگد.
بهترین آدمهایی که اینجا هستند، حداقل بهترین صورتشان را اینجا به ما نشان میدهند و ما باید از این رضایت ببریم. من وقتم تمام است؛ یکی از بخشهای حرمت این است که وقت را رعایت کنیم. امیدوارم من هم وقت را رعایت کرده باشم. آرزوی موفقیت برای همه شما دارم.»
عکس:مسافر مصطفی لژیون نهم
تنظیم و بارگزار: مسافرمحمد لژیون ششم
وبلاگ نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
80