جلسه دوازدهم از دوره چهلم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صالحی به استادی راهنما همسفر فائزه، نگهبانی همسفر فائزه و دبیری همسفر راضیه با دستور جلسه «حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است؟» روز سهشنبه ۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحال هستم که خداوند یک بار دیگر فرصت خدمتگزاری به من داد. از نگهبان همسفر فائزه و دبیر بسیار سپاسگزارم. دستور جلسه این هفته حرمت کنگره۶۰ است. زمانیکه من به عنوان تازهوارد، وارد کنگره میشوم و سر لژیونها قرار میگیرم و به قوانین در کنگره نگاه میکنم به نظر این قوانین خیلی زیاد هستند، این همه قانون مداری به چه درد میخورد؟ به اینجا آمدهایم که مسافرانمان را درمان کنیم.
یک علامت سوال بزرگ همان ابتدا بر سر تکتک تازهواردین است؛ اما دقیقاً وقتی جلوتر میرویم متوجه میشویم این حرمتها و قوانین دقیقاً برای رسیدن به درمان و رسیدن به همان مقصدی است که دنبال آن میباشیم و به خاطر آن به کنگره آمدهایم و روی صندلیها نشستیم. حال دلیل آن را با هم بررسی میکنیم. در کنگره قوانینی وجود دارد و یک سری حرمت و مطالبی تحت عنوان حرمت کنگره۶۰ که نگهبان دو بار آن را قرائت میکند و یک سری مطالب به عنوان قانون کنگره۶۰ داریم و طبق قانون باید یک سری مطالب را انجام بدهیم.
زمانیکه نام قانون میآید اینگونه احساس میکنم که قانون گریز بودن خیلی راحتتر است. خیلی از ما شاید از چراغ قرمز عبور کرده باشیم یا ورود ممنوع رفته باشیم قانون گریز بودن کار راحتتری است. آقای مهندس اسم این قوانین را حرمت کنگره۶۰ گذاشتهاند، چرا؟ زیرا اگر قرار است من بیحرمتی کنم، بیحرمتی با اصول انسانی ضد و نقیض است، هیچ انسانی بیحرمتی را دوست ندارد حتما این را شنیدهاید که میگویند حرمت ریش سفید را نگه دار یا حرمت سنت را نگه میدارم.
همه انسانها دنبال حرمت و حریم هستند. هر چیزی حریمی دارد، رودخانه، جاده، جنگل، خانواده و رابطهها حریم دارند. هر چیزی حریمی دارد که عبور کردن از آن برای من بیحرمتی میشود. بیحرمتی تاوان دارد، بیحرمتی کنید به شما بیحرمتی میشود، شخصی که مدت زیادی است که در کنگره است فکر نکند؛ اگر حرمت را نگه نداشتم مشکل پیش نمیآید آقای مهندس حرمت را برای تازهواردین قرار داده است خیر اینطور نیست. در کنگره ما استثنا نداریم. حرمت، حرمت است وقتی میگوییم حرمت ریش سفید را نگه دار یا حرمت موی سفید را نگه دار مهم نیست که این فرد را چند سال است که میشناسید.
پس زمانیکه باید حرمت یک سیستم را نگه داشته باشید، مهم نیست که چند سال در آن سیستم هستید اگر حرمت سیستم را نگه ندارید به شما بیحرمتی میشود. بیحرمتی که در سیستم به من میشود من رانده میشوم؛ زیرا دیگر در این قالب قرار نمیگیرم و محرم نمیشم و جایی برای من در سیستم نیست. قوانینی که اجرا میشود مانند اسکلت بدن است. شما میتوانید یک انسان را بدون اسکلت تصور کنید.
یک انسان بدون اسکلت میشود پوست و گوشت که حتی قادر به حرکت کردن نیست. آن چیزی که انسان را حرکت میدهد اسکلت فرد است. قوانین دقیقاً اسکلت و ساختار سیستم میباشند. هر جایی که به قوانین ضربه بزنم؛ مانند موریانهای که قرار است اسکلت را بجود و ساختار یک درخت را ریشه کند عمل میکنم. من برای خود اینگونه مثال میزنم که وقتی وارد سیستم کنگره میشوم و در مسیر قرار میگیرم یک قایق به من میدهند.
در این مسیر و این دریای بیکران، من بر اساس آگاهی خود و آموزشهایی که دریافت میکنم و آن چیزی که به خود اضافه میکنم میتوانم به این قایق شکل دهم یا قایقم را تبدیل به یک کشتی کنم که افراد دیگری در آن قرار بگیرند یا اینکه میتوانم با بیحرمتی و بیقانونی قایق را سوراخ کنم؛ اگر قایق خود را سوراخ کردم دیگر نمیتوانم بنشینم ضجه بزنم که چرا آن شخص رها شد؟ چرا دیگری حالش خوب شد؟ چرا مسافر دیگری بعد از ۱۰ ماه رها شد و به درمان رسید.
چرا برای من اتفاق نمیافتد؟ زیرا من قایقم را سوراخ میکنم؛ باید نگاه کنم کجای مسیر را اشتباه رفتم و در مسیر کجا پایم را اشتباه برداشتم؛ چون مسیر راه مشخصی است باید به نتیجه نگاه کنیم. همه اشخاصی که در این مسیر قرار گرفتهاند اکثراً قایقشان را به ساحل رساندهاند. اینکه من قایقم را به ساحل برسانم یا نرسانم دست من است. من اگر قرار است در این سیستم باشم؛ باید اسکلت و ریش سفید این سیستم را با جان و دلم بپذیرم؛ باید پذیرایش باشم؛ اگر راهنما به من میگوید سیدی بنویس و این جزء قوانین است بنویسم، اگر به من میگویند قبل از ساعت ۵ در شعبه حضور داشته باشید؛ اگر به من میگویند غیبت بیش از حد نکن غیبت نکنم؛ با هم لژیونیهایم ارتباط بیرون از کنگره نداشته باشم، تلفن ندهم و نگیرم؛ اگر از مسیر خارج شدم دیگر تقصیر راهنما و شخص دیگری نیست، تقصیر سیستم نیست، تقصیر خود شخص است.
انشاءالله که همه ما در مسیر آموزشی قرار میگیریم یاد بگیریم که همانطور که ما در خانه خود قانون، حریم و حرمت داریم و این حریمها و حرمتها برای ما ارزشمند است در زندگی خانوادگی خودمان در هر سیستمی قرار میگیریم یا خانه شخصی میرویم؛ باید قانون آن خانه را رعایت کنیم اینها مسیر آموزش است، یاد بگیرم تا وقتی در مسیر آموزش هستم همه چیز آن آموزش و نه فقط نتیجه را باید در نظر داشته باشم.
همه چیز برای من آموزش است؛ اگر حرمت، قوانین، بایدها و نبایدها است همه برای من است و چون و چرا نباید داشته باشم اگر اینطور بودم موفق میشوم و در انتها به آن ساحلی که همیشه به دنبالش بودم خواهم رسید وگرنه قایقم سوراخ میشود و غرق میشوم. انشاءالله که همگی ما این را با جان و دل بپذیریم و در مسیر خدمت و آموزش ثابت قدم باشیم؛ همیشه حرمتها و حریمها تا جایی که امکان دارد رعایت کنیم و از آن بهره ببریم.

مرزبانان کشیک: همسفر بهاره و مسافر موسی
عکاس: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
تایپیست: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فروغ (لژیون سوم) و همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم) دبیر سایت
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
304