پنجمین جلسه از دوره دوازدهم سری کارگاههای خصوصی آموزشی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی بنفشه شیروان، با استادی مسافر اعظم، نگهبانی همسفر راهنما فاطمه، دبیری مسافر مریم، با دستور جلسه " وادی چهارم و تأثیر آن روی من "روز شنبه ۳۰ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۳:۰۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، اعظم هستم، یک مسافر.
عنوان دستور جلسه این هفته؛ "وادی چهارم و تأثیر آن روی من" است. وادی چهارم به ما میگوید؛ در مسائل حیاتی، مسئولیتپذیری داشته باشیم؛ یعنی از خودمان سلب مسئولیت نکنیم.قبل از اینکه به کنگره بیایم، یک مصرفکننده بودم و خودم را فقط یک فرد مصرفکننده میدیدم. همیشه با خودم میگفتم؛ خداوند مثل یک چراغ جادو برای رسیدن به آرزوهای من است؛ هر کاری که میخواستم انجام دهم، میگفتم: «خدایا، چرا من باید مصرفکننده باشم و این حال بد نصیب من شود؟»
همیشه مسئولیت مصرفکننده شدن خود را به گردن خداوند میانداختم. اما زمانی متوجه شدم که این رفتار، ناشی از نداشتن آگاهی و دانشی بود که در آن زمان داشتم.من به دلایل مختلفی، از جمله دردهای جسمی، مصرفکننده شدم و آن زمان ایمان ضعیفی داشتم. در این وادی، به من یادآوری میکند که؛ خداوند زمانی که بخواهید رازونیاز کنید، شنواست؛ اما باید همراه با آن، حرکت هم داشته باشید.
با حرکتکردن است که راه نمایان میشود. زمانی که وارد کنگره شدم و آموزشها را دیدم، متوجه شدم که مسئولیتهای زندگیام، از جمله در نقش مادری و همسری، همگی بر عهده خود من است. یک ضربالمثل است که میگوید: «همسایه ها یاری کنید تا من خانهداری کنم!» این کنایه از سلب مسئولیت است.
من باید هدف داشته باشم و ایمان داشته باشم که این مسیر، تجلی نور خداست. آن «نفس ضعیف» من بود که ناخواسته و ناخودآگاه، در ظاهر و باطن، مرا به سمت مصرف مواد سوق داد. نیروهای بازدارنده و تخریبی وارد ذهنم شدند و مرا به سمت خواستههای نامعقول هدایت کردند.
ما در اینجا دو نوع خواسته داریم: خواستههای معقول و خواستههای نامعقول. خواستههای معقول؛ همانهایی هستند که انسان را به سمت راه راست هدایت میکنند و به مقصدی مشخص میرسانند. همانطور که در سخنان بزرگان داریم که؛ "از تو حرکت، از خدابرکت".
ما باید در این مسیر حرکت کنیم، هرچند سختیهای زیادی وجود دارد که باید از آنها عبور کرد. در این مرحله، ما با سه مرحله نفس آشنا میشویم. ۱. نفس اماره: مرحلهای است که وقتی کاری، حتی اشتباه را انجام میدهیم، از آن ناراحت نمیشویم. قبلاً اگر مصرف میکردم، عذاب وجدان نداشتم. ۲. نفس لوامه یا نفس سرزنشکننده: مرحلهای است که وقتی خطایی مثل دزدی، دروغ یا حرف زشت میزنیم، خودمان را سرزنش میکنیم و دچار عذاب وجدان میشویم. ۳. نفس مطمئنه؛ مرحلهای است که از انجام هر کاری که انسان را در مسیر غیرمستقیم قرار میدهد، دوری میکند. یعنی وقتی از مرحله نفس اماره و لوامه عبور میکنیم، وارد مرحله نفس مطمئنه میشویم.برای مثال، اگر امروز به کنگره میآیم و این خدمت را میپذیرم، باید به بهترین نحو خدمت کنم، یعنی سروقت بیایم و سروقت بروم. اگر در بخش تازهواردین هستم، باید به رهجو بگویم که سر ساعت اینجا باشد و سر ساعت برود. من نباید مسئولیت شخصی خودم را به گردن دیگران بیندازم.
این وادی به من میآموزد که؛ خداوند در همهجا کنار ماست، دستمان را میگیرد و یاری میرساند؛ بهشرط آنکه ما هم حرکت کنیم و تلاش کنیم تا کارهایی را که قبلاً آسیبزده بودند، جبران کنیم. خداوند همیشه میفرماید بندهای که در مسیر مستقیم قرار میگیرد، او را هرگز تنها نمیگذارد.
من وقتی در این مسیر حرکت میکنم، با خود میگویم: اعظم، راه کنگره را پیش داری، مطمئن باش که خداوند کنارت است. مسئولیت کارهای ساده زندگیام مثل شستن ظرفها یا درست کردن غذا را هم به گردن کسی نمیاندازم و آنها را درست انجام میدهم.
آقای مهندس، ریشه یا صورتمسئله اعتیاد را زمانی که یک مصرفکننده بودند، پیدا کردند. همه فکر میکردند درمانی وجود ندارد، اما ایشان با پیداکردن ریشه و داشتن ایمان قوی، توانستند موفق شوند. امروز میبینیم که تعداد افرادی که به رهایی رسیدهاند بسیار زیاد شده است. انشاءالله همه سفر اولیها این مسیر را طی کنند مانند خانم مریم که امروز در جایگاه دبیر در اینجا حضور دارد؛ من از دیدن ایشان خوشحالم و امیدوارم همه شما هم روزی این جایگاهها را تجربه کنید. ببخشید اگر کموکاستی در صحبتهای من بود. لطفاً با مشارکت خودتان، صحبتهای مرا کامل کنید. متشکرم.
تایپ: مسافر مریم نمایندگی بنفشه شیروان لژیون یکم ویرایش: مسافر راهنما مریم لژیون یکم، نمایندگی بنفشه شیروان بازبینی و ارسال: همسفر فاطمه
- تعداد بازدید از این مطلب :
12