در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. در این وادی ما خطوط و مسئولیتها را میشناسیم. خطوط و حریمهایی که مسئولیتها را مشخص میکند. همه ما میدانیم که خداوند تمام مسئولیتهای خود را بهخوبی انجام داده است؛ ولی ما انسانها همیشه از روی تنبلی مسئولیتهای خودمان را به خداوند واگذار میکنیم؛ زیرا خداوند را نمیشناسیم .
این وادی، تفاوت دیدگاه انسانها به خداوند یا قدرت مطلق را یادآوری میکند که هر کسی در جهان هستی بیشترین بار مسئولیت حیات خود را به دوش میکشد و با سعی، تلاش و کوشش خود میتواند به هدفهای زندگی خود برسد و خداوند یا نیروی مافوق همیشه ما را در این امر مهم یاری و هدایت میکند.
در این وادی متوجه میشویم؛ هر کس یا هر موجودی جایگاه مخصوص به خود را دارد و ما جایگاه قدرت مطلق و خودمان را و مرزبندی میکنیم. بسیاری از انسانها، بر اساس دیدگاه افراطی خودشان، بدون تفکر و از روی احساسات مسائلی را مردود میدانند و بدون تفکر تصمیمگیری میکنند یا همین انسان در زمانی از بسیاری بیدینها و کافرها، بیدینتر و کافرتر میشود؛ این همان شناخت نداشتن انسان و جایگاهش در مقابل قدرت مطلق است.
این وادی آموزش میدهد که برای شناخت و آگاهی پیداکردن از خداوند یا نیرو قدرت مطلق باید اول از دروازه خودمان عبور کنیم، یعنی خودمان را بیشتر بشناسیم تا بتوانیم خداوند و خالقمان را شناخته و به مرحله تغییرات برسیم.
انسانها دارای صور آشکار و صور پنهان هستند؛ صور آشکار همان، درون یا کالبد فیزیکی که قابل رویت و قابللمس است. همه تا حدودی آن را میبینیم و حس میکنیم، این صور آنقدر عظیم و بزرگ است که به شهری عظیم تشبیه شده که ما هنوز به کمتر از پنج درصد آن واقف هستیم و نود و پنج درصد آن ناشناخته است.
اما هسته خارجی یا صور پنهان انسان، قابل رویت نیست؛ مثل نفس، روح، عقل، آرشیو... که در صور پنهان است. هر نفس کل خواستههای روحی، جسمی از معقول و غیرمعقول در هر دو حال نفس است. نفس است که تعیین موجودیت میکند در ظاهر و باطن، در خواب یا بیداری، در دنیا و یا آخرت. نفس نه جسم است و نه روح، هر موجودی در این هستی دارای نفس است. معیار و عیار خواستهها بر مبنای دانایی آن موجود سنجیده و رتبه گذاری میشود مثل؛ نفس گیاه یا نفس حیوان یا نفس یک انسان .
آخرین مرحله تکاملی نفس یک حیوان، اولین مرحله تکاملی نفس در انسان است؛ یعنی نفس اماره، در این مرحله از نفس، شخص بدون تفکر، مثل نفس یک حیوان بهصورت غریزی فقط به دنبال بهدستآوردن خواستههایش است و مهم نیست که از چه راهی این خواسته به دست میآید؛ حال این خواسته از راه ضدارزش باشد یا ارزش باید در کوتاهترین زمان به خواستهاش برسد.
اما در مرحله دوم که نفس لوامه یا سرزنشکننده است، انسان به مرحلهای از دانایی و آگاهی میرسد که میتواند تشخیص بدهد، اگر کاری را انجام داد که اشتباه است در صدد جبران برآید یا پشیمان و دچار عذاب وجدان میشود .
آخرین مرحله نفس، نفس مطمئنه یا قابلاطمینان است؛ زمانی که انسان از مراحل نفس امرکننده و سرزنشکننده با تزکیه و پالایش عبور کرده باشد، وارد این نفس میشود. در این مرحله از نفس، انسان قادر به انجام کار غیرمعمول یا غیرمنطقی نیست، نه در ظاهر و نه در باطن، چه در دید عموم و چه در خفا این فرد همیشه خواستههای منطقی معقول دارد؛ خداوند جایگاه این اشخاص را بالاتر از فرشتگان خود میداند و این یعنی دعوت به بهشت خویش.
بنابراین اگر انسانها بدانند تمام مسئولیتهای خود را برعهده کسی نگذارند؛ حتی خداوند و این قانون را بپذیرند قطعاً میتوانند به هدفهای خود برسند؛ به بالاترین درجه تکامل، یعنی فرمان عقل که همراه با صلح و آرامش است. ما باید بدانیم، اگر در راه مستقیم باشیم و خودمان را با تزکیه و پالایش ارتقا دهیم، هر وقت که قدرت مطلق را صدا بزنیم او ما را یاری خواهد کرد. امیدوارم سیم ما به سیم قدرت مطلق متصل باشد تا بهطرف مبدأ سیم حرکت کنیم.
قدرت مطلق از رگ گردن هم به ما نزدیکتر است.
نویسنده: همسفر شکوفه عضو لژیون سردار
رابط خبری: همسفر الناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر پروانه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آبیک
- تعداد بازدید از این مطلب :
209