English Version
This Site Is Available In English

کتاب ۶۰ درجه نقشه‌ای برای راه

کتاب ۶۰ درجه نقشه‌ای برای راه

اولین جلسه از دوره سی و نهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی نیما یوشیج بهشهر به استادی راهنمای محترم مسافر محمود، نگهبانی مسافر منوچهر و دبیری مسافر ناصر با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر و تصاویر آن» پنج‌شنبه 28 خرداد 1405 ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد. 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محمود هستم یک مسافر. سپاسگزار آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم که این بستر را فراهم نمودند تا در کنار هم جمع شویم و به حال خوب برسیم. خداقوت و خسته نباشید عرض می‌کنم به خدمتگزاران نمایندگی نیمایوشیج، راهنمایان عزیز، گروه مرزبانی و ایجنت محترم و همه‌ی شما عزیزانی که در این جلسه و جشن امروز  شرکت کردید و سپاسگزار همه شما هستم.

در رابطه با دستور جلسه بخواهم بگویم، در کتاب ۶۰ می‌گوید این کتاب شامل تجربیات هفده سال مصرف مستمر مواد مخدر نویسنده است که درگیر اعتیاد بود و ترک‌های گوناگونی داشته که امروز در اختیار ما قرار گرفته است. نویسنده می‌گوید این کتاب کاوشی است بین چندین حلقه‌ی آفرینش که باورش کار هرکس نیست، مگر آنکه معنای آن بداند. درجای دیگری از کتاب می‌خوانیم علمی که تجربه شده باشد سندی است بدون نقص. در جای دیگر می‌گوید این کتاب نقشه‌ی راهی است برای آنان که خواهان درمان بیماری اعتیاد هستند.

خب تجربه خودم این است که در حال حاضر، همه‌ی ما اگر بخواهیم به شهری برای مسافرت برویم برنامه نشان یا بلد را داشته باشیم، به سادگی با این اپلیکیشن سفر برای ما میسر خواهد شد. کتاب ۶۰ درجه هم دقیقا نقشه‌ی راه است و آنان که می‌خواهند واقعاً به درمان اعتیاد برسند اگر بتوانند به درستی از کتاب استفاده کنند قطعا به درمان می‌رسند. کتاب از سه مقوله استفاده کرده است. اولی متن کتاب است، دومی گفتار و مورد آخر تصاویر است.

در این کتاب چهارده تصویر داریم و این تصاویر چهارده موسیقی دارد.من به عنوان فردی که می خواهم وارد کنگره شوم باید با مطالب کتاب ۶۰ درجه کاملا همگام شوم و هم با تصاویر آن .به عبارتی باید به گونه‌ای با مفاهیم کتاب همگام شوم که یاد بگیرم چطور حرکت کنم.تصاویر گویای همه چیز است. نکته‌ای که قبلاً آنچنان متوجه آن نبودم این است که خود کنگره شیوه ی آموزشی بسیار پیشرفته ای دارد.هم بصورت شنیداری  آموزش می دهد و هم در قالب گفتاری و در کنار این ها با تصاویر هم آموزش می دهد. امروز فکر می کردم ما مصرف کننده ها مانند دانش آموزانی هستیم که برای تحصیل علم به مدرسه می روند و در مدارس برای آموزش در شیوه های مختلف فعالیت می کنند.

آنهایی که مدرسه می روند تا یک مقطعی پیش می روند و برخی بیشتر،با سواد می شوند و خواندن و نوشتن را یاد میگیرند ولی قادر به ادامه دادن آن نیستند.در کنگره هم مشابه آن را میبینم .می آییم و سواد خواندن و نوشتن را می آموزیم ولی چون نمی‌توانیم به درستی با کتاب ۶۰درجه هماهنگ شویم و با مطالب آموزشی آن هم حس شویم دقیقا مانند همان بچه ای خواهیم بود که سواد خواندن و نوشتن را یاد گرفته من شاید بتوانم خوب صحبت کنم و خیلی کارها انجام دهم ولی در عمل و سالم طی کردن عملیاتی مفاهیم چگونه ام، در اهم موضوعات مورد بحث ماست.

امیدوارم همه‌ی ما بتوانیم از مطالب آموزشی کنگره و سی دی هایی که جناب مهندس بروز،همانند گنجی گرانبها در اختیار ما قرار داده است به نحو احسن بهره ببریم.بحث امروز ما در رابطه با اضافه وزن و تغذیه سالم هم است.می‌دانیم در کتاب ۶۰درجه زمانی که نگارنده در حال تدوین آن بود به این موضوع خیلی توجه کرد.همه ی مطالبی که امروز داریم در این کتاب بصورت کامل توجه شد و امروز به این صورت مطالب گستره و باز شده است.تا اینجا مطلب از اینکه به صحبت های من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.

قسمت دوم جلسه در رابطه با آزادی و ده سال رهایی آقا رضا ابراهیمی است و همه ی شما بصورت کاملا ایشان را می شناسید‌.از قدیمی ها و پیشکسوت های کنگره است و سالیان سال در این نمایندگی در حال خدمت هستند.اقا رضا زمانی که شروع به سفر کرد رهجوی گوش به فرمانی بود.خاطرم هست نوشتن سی دی ها مثل الان نبود و اختیاری بود.ایشان از همان موقع کاملا سی دی ها را می نوشت.هر کدام که به کنگره می آییم و ممکن است مشکلاتی در حین سفر داشته باشیم،اقا رضا هم مستثنی از این موضوع نبود.

هر کدام از ما تاریکی های خاص خود را داریم که می بایست آنها را پشت سر بگذاریم.اقا رضا بسیار تلاش کردند و زحمت کشیدند.جایگاه راهنمایی را در اختیار دارد و به اعتقاد من یکی از بهترین جایگاه های کنگره همین جایگاه است و این جز به فرمان خداوند برای کسی محقق نخواهد شد.به صرف خواندن و نوشتن حاصل نخواهد شد و شما باید از قبل و در صور پنهان در این جایگاه قرار بگیری  بعد در صور آشکار این شال را به شما اعطا کنند تا این نقطه را تجربه کنید.

من برای آقا رضا آرزوی موفقیت دارم.در حال حاضر هم به عنوان ایجنت پارک انتخاب شدند و به ایشان تبریک می گویم،به خانواده محترمشان تبریک عرض می کنم.به همسفرشان و راهنمای همسفرشان و به ویژه آقای مهندس و خانواده گرامیشان و همه ی اعضای نمایندگی کنگره ۶۰.امیدوارم آقا رضا در همه ی زمینه به همین صورت که موفق بودند ادامه دهند.تمام هدف ما این است که ابتدا به درمان برسیم و در ثانی به عنوان خدمتگزار در کنگره حضور داشته باشیم.امیدوارم این اتفاق برای همه ی ما بیفتد و هر کسی که از این در وارد می شود را یاری کنیم تا آنها هم بتوانند به رهایی برسند تا این چرخه همچنان ادامه داشته باشد.خیلی ممنونم که به صحبت های من گوش کردید. 

اعلان سفر و آرزوی راهنمای محترم مسافر رضا:

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر. تخریب هجده سال. آنتی ایکس تریاک، به مدت دوازده ماه و پنج روز به روش dst با شربت اوتی به راهنمایی راهنمای عزیزم آقا محمود سفر کردم، رهایی از بند اعتیاد ده سال و سه ماه و ده روز، غیر نیکوتینی. ورزش در کنگره شنا و دارت.
خواسته من با توجه به اینکه درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ کاملاً مسیرش فراهم شد و کار بسیار سهل و آسان است و آقای مهندس هم بر روی بیماری‌های خاص و سرطانی تحقیق می‌کند امیدوارم به نتیجه برسند و این آزمایش ها منجر به جهانی شدن کنگره شود تا بتوانیم این اتفاق را با هم ببینیم.

مشارکت راهنمای محترم مسافر رضا:

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر. نشستن در کنار آقا محمود و صحبت کردن استرسی را به همراه می آورد.گوشزد کردند که پنج دقیقه صحبت کنم اگر بخواهم از هر سال یک دقیقه صحبت کنم می شود ده دقیقه. ابتدا می خواهم از کتاب ۶۰درجه بگویم. خب صفت گذشته در انسان صادق نیست چون انسان جاری است و با توجه به اینکه کسانی که برداشت های متفاوتی که از این اثر دارند در واقع به واسطه آموزش هایی که دریافت میکنند اتفاق می افتد.هربار علم و دانش و آگاهی آنها بالاتر می رود بنابراین با این ارتقا برداشت ها متفاوت تر می شود.

سال اول کنگره و حضور من در کنگره ۶۰زمانی که راهنما انتخاب کردم به آقا محمد گفتم اگر یک روزی بفهمم همسفرم به یقین رسید که من مصرف کننده هستم دیگر به منزل نخواهم رفت و مستقیم به دادگاه می‌روم و منتظر حضورش و مسائل بعد آن میشوم . گذشت و بعد از پنج سال رهایی آقا محمود و حضور آقای اشکذری و همسفرشان،اقا محمود همیشه می گفت نگران نباش،درست می‌شود. بهترین راه را در این دیدم که به مسافرم بگویم گلوگاه کاری دارم بیا تا باهم برویم. برای ایجاد سپری امن مادرخانم و خواهر خانمم را با خودمان همراه کردم. به اینجا که رسیدیم نه دری داشت و نه به این شکل امروزی نبود. مستقیم وارد شدیم.

نشستیم و تا پایان جلسه دل تو دلم نبود و اضطراب عجیبی را تجربه می کردم.پایان جلسه رسید و حضور آقای اشکذری و شروع حرکت همسفران در کنگره از مواهب آقا محمود بود چرا که همسفران به مناسبت پنج سال رهایی آقا محمود در کنگره شروع به کار کردم و دیدم همسفر من اولین نفری بود که به سراغ خانم رقیه رفت برای ثبت حضور در شعبه و این اتفاق خیالم را  راحت کرد. مدتی که گذشت و شربت اوتی کمیاب شد و در اختیار ما قرار نمی‌گرفت. من همیشه این دلهره را داشتم که همسفرم می گفت تنها راه درمان مصرف کننده مواد مخدر چوبه ی دار است . چطور می‌توانستم تریاک را برای مسیر درمانی استفاده کنم. به منزل که آمدم دیدم همسفرم خط کش را آورد و تریاک را تقسیم کرد و گفت این هم از داروی درمان تو. اینکه آموزش ها دلیلی میشود برای اینکه انسان از تفکری به یک تفکر دیگر برسد و این تغییرات از مواهب کنگره
است.

در سفر دوم شروع بسیار سختی داشتم و مشکلات به بدترین شکل ممکن و در سخت ترین شرایط به سراغ من آمد و به واسطه آموزش های کنگره و آموزه های که خانم رقیه در اختیار همسفرم قرار دادند تمامی مشکلات را از سر گذراندیم با تحمل زیادی که همسفرم در این مسیر داشتنداز همسفرم تشکر می کنم . از آقا محمود راهنمای عزیزم سپاسگزارم که خیلی جاها و خیلی چیزهایی که در حال حاضر دارم مدیون آموزش های آقا محمود هستم‌. تمجید و تعریفی که دوستان به جهت محبتی که بنده دارند روا می‌دارند به دلیل آموزش های خوبی بود که آقا محمود به من دادند. در نهایت توانستم آنها را کاربردی کنم و به آنها برسم. آن جایی که اشتباهاتی را از من می بینند یقین دارم قسمت هایی است که در آنها نتوانستم آموزش های لازم را کسب کنم و همچنان آن بدی ها در وجودم قرار دارد.

در ادامه حضور در کنگره سختی های خودش را دارد به زبان می گویم ده سال و تقریبا می شود یک عمر. آقا محمود همیشه می گفتند اگر یک روزی جایی را پیدا کنم که حالم را از کنگره بهتر کند بدون شک به کنگره نخواهم آمد‌! خب حضور آقا محمود نشان می دهد که جایی را پیدا نکردند. من که اصلا نمیتوانم با این اوصاف جایی را پیدا کنم تا از اینجا بهتر باشد. همه ی این ها را مرهون و مدیون آموزش های کنگره هستم. از خانم رقیه گرامی به عنوان راهنمای سفر اول همسفرم تشکر می کنم و حضورشان را خیر مقدم می گویم . خدمات زیادی را در شعبه داشتند. زمانی را در سمنان خدمت کردند و وقتی که شعبه بهشهر راه اندازی شد حضور پیدا کردن و زحمات زیادی را متحمل شدن . امروز اگر شعبه ی محکم و خدمتگزاران راسخی را در شعبه چه در بخش همسفران و چه در بخش مسافران داریم به واسطه حضور راهنمایانی است که از ابتدا در این مکان حضور داشتند و قدرتمندانه عمل کردند.

امیدوارم خانم رقیه هرجایی که هستند پیروز باشند و در کنارمسافرشان آقا مهدی زندگی شادی را تجربه کنند. از همسفرم خیلی تشکر می کنم. سالهاست که متحمل سختی هایی در این مسیر شد.چه در زمان مصرفم که نبودن هایم را تحمل می کرد و چه در زمان کنگره ،باز هم نبودن هایم را تحمل می کند. منتها نبودن های اول دلهره آور و استرس زا بود در عین حال این نبودن ها شیرین است. امیدوارم در ادامه بتوانم در راستای آموزش هایی که گرفتم و وظایفی که بر عهده دارم به خوبی خدمت کنم و تمام توانم را برای رسیدن کنگره به اهدافش هزینه می کنم که به یقین ابتدا خودم به آسایش و آرامش می رسم. ممنونم از اینکه به صحبت های من گوش دادید.

مشارکت راهنمای محترم همسفر رقیه:

سلام دوستان رقیه هستم یک همسفر. سپاسگزار خداوندم که این توفیق حاصل شد تا در این نمایندگی حاضر باشم.واقعیت این است که دام تنگ می شود برای این نمایندگی و عزیزانی که خاطرات زیادی با آنها دارم دلم همواره تنگ می شد. این تولد را به مهندس و خانواده محترمشان وبه همه ی شما عزیزان تبریک می گویم. به آقا محمود بزرگوار عرض تبریک و  خداقوت دارم. به آقا رضا هم این روز قشنگ را تبریک می گویم.

خب در رابطه با خانم فاطمه اگر بخواهم صحبت کنم همیشه می گویم گاهی اتفاق می افتد آفتی که  برای من کنگره ای ممکن است وجود داشته باشد،یک سری دستاورد ها،داشتن ها برای من عادی می شود.داشتن کسی که دیگر اعتیاد ندارد.داشتن یک زندگی خوب و  آنجاست که مشکلات زندگی برایم بولد و بزرگ می شود.یادم می آید من یک روزی آرزو داشتم که همه چیزم را بدهم ولی همسرم یک مصرف کننده نباشد.

امیدوارم ابتدا خودم هرجایی که بودم قدردان کنگره باشم.تصور می کنم برای  هرکسی که به دنیا می آید در این مرحله امتحانی وجود دارد.در امتحان یک همسفر در کنار مسافرش  که مصرف کننده بوده،صبر است و قطعا سخت است و نمی شود صورت مسئله را پاک کرد.باید عبور کرد تا بتوانیم در بعد دیگر از چالش ها به راحتی عبور کنیم.خانم فاطمه هم آمد در سفر اول در کنار مسافرش قرار گرفت و دل نگرانی های از همان ابتدا داشت.یک سری موضوعات که از همان ابتدا برایش وجود داشت و برای من مطرح کرد.

ایشان همیشه دل نگران بودند که نکند یک سری مسائل در انتها به مشکلاتش اضافه شود .به او تبریک می گویم بابت استقامت شگفت انگیزی که داشتند.طبیعتا تحمل  یک سری مسائل درزندگی درد و رنج مضاعفی را به همراه دارد‌.به هرحال هر رنجی به عقیده ی من یک گنج پنهانی را دررون می پروراند و تا زمانی که آن را به دست می‌آورم ممکن است برگردم و یک سری موضوعات برایم مرور شود و در تکراری خسته کننده قرار بگیرم.خیلی به ایشان تبریک می گویم.

وقتی مسافری به رهایی می‌رسد در جایی که ده سال رهایی دارد جای خرسندی دارد.من همسفر در طی کردن این مسیر به اندازه بیست سال تجربه ی رهایی را از سر می گذارنم و در حالی که مسافرم ممکن است دو سال از رهاییش نگذشته باشد و با برعکس.امیدوارم در زندگی یک کنگره ای هر دو در کنار هم بتوانند در شرایط یکسانی قرار بگیرند و این روزها را تجربه کنند.به خانم فاطمه سادات عزیزم تبریک می گویم در یک مقطعی  در لژیون ایشان بودند و باعث شدند که فاطمه سال سبز به را به دست بیاورد.مجددا خوشحالم که در این جمع و در کنار اعضای نمایندگی بهشهر قرار گرفتم.از ایجنت محترم و گروه مرزبانی و تمامی کسانی که در این ساز و کار در حال خدمتند.چه مسافرین و چه همسفران،صمیمانه تقدیر و تشکر می کنم و امیدوارم پایان این دهه سال رهایی،که قطعا هر تولد یک نشانه ای را به دنبال دارد آغاز بهترین روزها،بهترین تفکرات و دیدگاه‌ها را برای هر دو عزیز به همراه داشته باشد از اینکه به صحبت های من گوش کردید سپاسگزام

مشارکت راهنمای تازه واردین همسفر فاطمه:

سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر. آنچه باور است محبت است آنچه نیست ظروف تهی من که میگویم کلام خود نیست بلکه کلام فردیست از جمع بیکران هستی که باورش کار هر کس نیست. عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حساب دارد.

خیلی خوشحالم که در جمع شما عزیزان هستم. قبل اینکه بیایم با خودم می گفتم چه صحبت های  را برای سفر اولی ها مطرح کنم. از خداوند می خواهم که همسفران  لامکان دست ما را بگیرند.قطعا این ساختار همینطوری به وجود نیامده است. امیدوارم راهی که مهندس رفتند و روشی که ابداع کردند،بتوانیم یک لوحه و یا یک جمله اش را کاربردی کنیم،برای کل زندگی ما کفایت می کند. همسفر بودن فقط اینکه مثلاً یک سی دی بنویسیم نیست. گاهی اتفاق می افتد برای هفته حس و حال بدی پیدا می کنم و با وجود رفتن سراغ مطالب پیش می آید که عقب گردی برایم ایجاد می شود ولی باز آن بند عشق باعث می شود متصل بمانم. امیدوارم آن محبت واقعی که در وادی چهاردهم هست را در زندگی اجرا کنیم ،برای همسر و فرزندانمان و هم نوعانمان که دوست داریم اعتیاد چه در ما و چه در همسفران درمان شود و این نیست که فقط مسافر اعتیاد داشته باشد ما همسفران هم اعتیاد را تجربه می کنیم.

ما اعتیاد به خودبزرگ بینی و خود کوچک بینی داریم،بع غیبت و تجسس و نیروهای منفی فراوان. ما می توانیم با وصل بودن به کنگره،هرکدام به اندازه توان مان،آموزش ها را درست دریافت کنیم.کسی که نیازی از لحاظ اقتصادی ندارد می تواند در کنگره ماندگار شود و به خدمت و کسب آموزش بپردازد.ما باید قدر صندلی هایی که در اختیار ما قرار دادند را بدانیم و در چالش ها و سختی ها زندگی از آموزش های زندگی استفاده کنیم.

یکی از قشنگترین خاطرات من در این ده سالی که گذشت و در کنگره تجربه کردم تولد ده سال رهایی آقا محمود بود که مدام به خودم می گفتم چطور می شود یک شخص بتواند ده سال در کنگره بماند. واقعا باید دست آن همسفر را بوسید. یک همسفر در منزل کم و کاستی های فراوانی را به دوش می کشد. من خودم مشکلی که داشتم این بود که وقتی را که می بایست برای نوشتن سی دی بگذارم صرف کارهای منزل می کردم. همکاری نباشد هیچ مسافری نمی‌تواند در کنگره با خاطری آسوده حاضر شود. از آقا رضا تشکر می کنم که برای من در منزل یک راهنما هستند. همیشه می گوید که ایرادی ندارد بچه ها بزرگتر می شوند و حل می شود و این قصه در طول زمان تکرار می شود ،همچنان هستم با همین روش پیش می‌رویم به هرحال از ایشان تشکر می کنم همچنین از آقا محمود پیوسته در حال راهنمایی مسافر بنده بودند و هستند در عین حال خودم هم از رهنمون هایش  آموزش می گیرم‌. از خانم رقیه و خانم فاطمه سادات تشکر می کنم که الگوی بدون نقصی برای من بودند. همه ی عزیزانی که در این جمع هستند مانند خواهر و برادران برای من هستند. از گروه مرزبانی این دوره و همه ی مرزبانانی که در این ده سال خدمت کردند کمال تشکر را دارم. در نهایت با آرزوی سلامتی و توفیق در همه ی امور زندگی برای شما حال خوبی را خواستارم . ممنونم از اینکه به صحبت های من گوش دادید.

مرزبان خبری مسافر مسلم

عکاس:مسافر سبحان لژیون ششم

ویرایش و بارگذاری مسافر محمد جواد لژیون هشتم 

گروه سایت نمایندگی نیمایوشیج بهشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .