English Version
This Site Is Available In English

چراغی برای فردا

چراغی برای فردا

نهمین جلسه از دور پنجم لژیون سردار نمایندگی بیرجند، با دستور جلسه « کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن » با استادی مسافر علی، نگهبانی پهلوان مسافر قدرت و دبیری راهنمای محترم مسافر مرتضی در روز سه شنبه 26 خردادماه 1405 ساعت 15:30 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که فرصتی به من داده شد تا در کنار شما عزیزان آموزش گرفته و خدمت کنم.

زمانی که درمان من با متد DST آغاز شد و وارد کنگره ۶۰ شدم، «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» و تصاویر آن برایم بسیار گنگ و نامفهوم بود. با خودم فکر می‌کردم این مکان قرار است چه کاری برای من انجام دهد و چه تغییری در زندگی من ایجاد کند.

پس از ورود به کنگره، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر را از بخش نشریات تهیه کردم و اولین کاری که انجام دادم، مطالعه این کتاب بود. در همان صفحات ابتدایی متوجه شدم مهندس دژاکام با نگارش این کتاب، صورت مسئله اعتیاد را به شکلی کامل، روشن و شفاف بیان کرده‌اند. هرچه بیشتر مطالعه می‌کردم، بهتر می‌فهمیدم که بیماری اعتیاد چیست، چگونه درگیر آن شده‌ام، چه آسیب‌هایی به سیستم بدن من وارد کرده و اکنون در چه شرایطی قرار دارم و برای ادامه مسیر درمان باید چه اقداماتی انجام دهم.

در بخشی از کتاب، مهندس دژاکام به روش‌های ترک ناگهانی و یکباره اشاره کرده‌اند و تجربیات خود را نیز بیان نموده‌اند. وقتی آن مطالب را مطالعه می‌کردم، احساس می‌کردم بسیاری از درمان‌هایی که پیش از ورود به کنگره تجربه کرده بودم، دقیقاً همان شرایطی بود که ایشان توصیف کرده‌اند. من نیز بارها مصرف مواد را به‌صورت ناگهانی قطع کرده بودم، اما نتیجه‌ای جز رنج و درد بیشتر نداشت و درمان واقعی اتفاق نیفتاده بود.

بسیاری از قسمت‌های کتاب برای من قابل لمس و درک بود، زیرا خودم آن شرایط را تجربه کرده بودم. با مطالعه کتاب، صورت مسئله اعتیاد برایم روشن شد و فهمیدم موادی که از بیرون وارد بدن کرده بودم، چه تأثیری بر سیستم شبه‌افیونی، سیستم ضد درد و سایر بخش‌های بدنم گذاشته و چه تخریب‌هایی ایجاد کرده است. همچنین آموختم که برای بازسازی این سیستم، نیاز به زمان و طی کردن یک دوره درمان اصولی وجود دارد و نمی‌توان انتظار داشت که این آسیب‌ها یک‌شبه جبران شوند.

برای همسفرم نیز این موضوع بسیار جالب بود. زمانی که وارد کنگره شد، از او خواستم کتاب‌ها و جزوات آموزشی را تهیه کند و آموزش بگیرد. ابتدا برایم سؤال بود که کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر چه کمکی می‌تواند به یک همسفر بکند؛ اما پس از مطالعه کتاب توسط ایشان، متوجه شدم که بسیاری از مسائل و رفتارهای دوران مصرف را بهتر درک کرده است. بعدها به من گفت: «من می‌دانستم که در آن دوران مشکلاتی داشتی، اما دلیل واقعی آن‌ها را نمی‌دانستم. حالا با مطالعه این کتاب، اطلاعات و آگاهی لازم را به دست آورده‌ام و بسیاری از رفتارها و حالات آن دوران را بهتر می‌فهمم.»

تصاویر کتاب نیز تأثیر عمیقی بر من گذاشت. هر کدام از این تصاویر مفهومی را منتقل می‌کنند و هر فردی ممکن است با یکی از آن‌ها ارتباط بیشتری برقرار کند. برای من، تصویر جوانه‌ای که از کنار یک درخت پوسیده و خشکیده روییده بود، بسیار الهام‌بخش بود. با خودم فکر می‌کردم یک درخت خشک، هرچند دیگر میوه‌ای ندارد، اما شاید هنوز برای سوخت یا استفاده‌های دیگر کاربردی داشته باشد؛ اما درختی که از درون پوسیده شده باشد، نه میوه‌ای دارد، نه سایه‌ای، نه استحکامی و نه کارایی لازمی.

ما نیز بر اثر مصرف مواد و انجام ضد ارزش‌ها، شاید در ظاهر سرپا بودیم؛ اما از درون دچار تخریب‌های عمیق شده بودیم. استحکام، قدرت و توانایی لازم را نداشتیم و راندمان ما در کار، زندگی و روابط اجتماعی بسیار پایین آمده بود. خدا را شکر می‌کنم که با سیستم کنگره ۶۰ آشنا شدم، وارد مسیر درمان شدم و به مرور زمان آگاهی پیدا کردم که چه اتفاقاتی در اثر اعتیاد برای من رخ داده و اکنون در چه جایگاهی قرار دارم.

در مورد لژیون سردار نیز خداوند را شاکر و سپاسگزارم که چنین جایگاهی در کنگره ۶۰ وجود دارد. زمانی که وارد کنگره شدم، عضو لژیون سردار نبودم؛ اما با اولین جشن گلریزان، به عضویت این لژیون درآمدم. شاید در آن زمان شرایط مالی مناسبی نداشتم. حتی روزهایی بود که برای تهیه داروی OT باید به دنبال تأمین هزینه آن می‌گشتم و گاهی پول کافی در اختیار نداشتم.

اما خدا را شکر می‌کنم که در این چند سال، به برکت آموزش‌ها و زحماتی که مهندس دژاکام برای کنگره ۶۰ کشیده‌اند، علاوه بر درمان، آگاهی و نگرش جدیدی نیز به دست آوردم. در تمام ابعاد زندگی، چه از لحاظ مالی، چه ظاهری و چه نگرشی، رشد و پیشرفت را احساس کردم.

امروز نزدیک به سه سال از آغاز سفر من می‌گذرد. روزی من فردی بودم که برای تهیه داروی خود با مشکل مالی مواجه بودم، اما در اولین گلریزان یک سهم سرداری را پذیرفتم و به تعهدم عمل کردم. سال بعد آن را دو برابر کردم و سال بعد به سه سهم رساندم. امسال نیز با وجود آنکه شرایط مالی چندان مطلوب نبود، ندای دل خود را اجابت کردم و بخش قابل توجهی از درآمدم را برای گلریزان اختصاص دادم. برکت این عمل را به وضوح در زندگی خود مشاهده کرده‌ام. تنها جایی که هر زمان مبلغی پرداخت کرده‌ام، با حال و احساسی بهتر و آرام‌تر به خانه بازگشته‌ام، کنگره ۶۰ بوده است. برخی از دوستان بیرون از کنگره از این موضوع تعجب می‌کنند و می‌گویند: «چرا چنین مبلغی را در اینجا پرداخت می‌کنی؟» اما وقتی فکر می‌کنم، می‌بینم این هزینه در جایی صرف می‌شود که امروز و فردا هزاران نفر از آن بهره‌مند خواهند شد.

مهندس دژاکام بیش از 27 سال است که این چراغ را روشن نگه داشته‌اند و امیدوارم این مسیر صدها سال دیگر نیز ادامه داشته باشد تا انسان‌های دردمند بتوانند راه درمان و رهایی را پیدا کنند. همان‌گونه که روزی افرادی این چراغ را روشن نگه داشتند تا من بتوانم از نور آن بهره‌مند شوم، امروز وظیفه دارم سهم خود را برای روشن ماندن آن ایفا کنم.

اگر این کمک را به چند نفر محدود انجام دهم، اثر آن محدود خواهد بود؛ اما در کنگره ۶۰، این خدمت می‌تواند زندگی هزاران نفر و هزاران خانواده را تحت تأثیر قرار دهد و حال دل آن‌ها را خوب کند.

خانواده من در دوران مصرف، شرایط بسیار سختی را تحمل کردند. شاید از خود من نیز آسیب بیشتری دیده بودند؛ اما امروز خدا را شکر می‌کنم که سلامتی و آرامش به زندگی من بازگشته است. خانواده‌ام نیز از این تغییر خرسند هستند. مادرم هرگز به کنگره نیامده است، اما از فعالیت‌های آن آگاه است و همیشه می‌گوید: «من شخص مهندس دژاکام را ندیده‌ام، اما خدا پدر و مادرش را بیامرزد که تو را از آن وضعیت نجات داد. روزی در اوج جوانی گرفتار اعتیاد شده بودی و امروز در کنار خانواده‌ات سالم و آرام زندگی می‌کنی.»

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، سپاسگزارم.

مرزبان خبری: مسافر جلیل
ضبط: مسافر محسن لژیون سوم
عکاس: مسافر محسن لژیون سوم
ویرایش و ارسال خبر: مسافر جواد لژیون سوم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .