English Version
This Site Is Available In English

کشف نقطه صفر اعتیاد در کنگره60

کشف نقطه صفر اعتیاد در کنگره60

به نام قدرت مطلق الله 
یازدهمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر قاسم، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه 60درجه زیر صفر» در تاریخ سه شنبه 26 خرداد‌ماه 1405 راس ساعت 17:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان قاسم هستم یک همسفر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که امروز توانستم به کنگرهٔ60 حضور داشته باشم. استادی جلسه به من سپرده شد تا در این‌جا خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستورجلسه کتاب 60درجه هست.
اکنون فکر می‌کنم حدود چهل سال است که این کتاب جزو جزوات دستورجلسات مهم کنگرهٔ۶۰ است؛ زیرا جامع‌ترین کتاب و نقطه صفر اعتیاد است؛ همان نقطهٔ صفری که آقای مهندس می‌گویند نقطهٔ صفر اعتیاد با این کتاب آغاز شد.
ما در کنگره می‌گوییم نقطهٔ صفر، اما بیرون از کنگره واقعاً هنوز نقطهٔ صفر حتی شکل هم نگرفته است. 
اکنون پروفسور ویلیام که همه او را می‌شناسند، از آمریکا چندین سال است با آقای مهندس در ارتباط هستند و با بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد جهان که مربوط به ترک اعتیاد و درمان اعتیاد هستند کار می‌کنند.
هنوز هم می‌گویند دنیا به نقطهٔ صفر اعتیاد نرسیده است.


حال چرا نقطهٔ صفر اعتیاد؟
کتاب 60درجه جزو واجبات کنگرهٔ۶۰ است ـ و ما وظیفه داریم از «بسم‌الله» این کتاب تا پایان آن را بخوانیم. چرا؟ 
زیرا یک سیر تکاملی و یک مسیر است که آقای مهندس آغاز کرده‌اند و کسی که مصرف‌کننده است و این کتاب را می‌خواند، واقعاً با آن همذات‌پنداری می‌کند و وقتی خود را جای شاگرد می‌گذارد، درمی‌یابد که آقای مهندس حتی یک «واو» هم اضافه نگذاشته‌اند و تمام سؤال‌هایی که یک معتاد یا مصرف‌کننده دربارهٔ اعتیاد دارد، در این کتاب بی‌پاسخ نمی‌ماند. 
یکی از چیزهایی که این کتاب را بی‌نظیر کرده، همان مثلث «نور و صوت و حس» است که ما در کنگره بسیار روی آن کار می‌کنیم؛ و واقعاً این کتاب چهارده تصویر و صوت دارد.
من خودم فکر می‌کردم چرا می‌گوییم چهارده صوت؟
کتاب 60درجه چهار پیام در خود دارد که اگر مطالعه کنیم و بخوانیم و سی‌دی‌های آقای مهندس را گوش کرده باشیم ـ مانند «آنچه باور است محبت است» ـ با صوت عجین می‌شود و آن‌جاست که ما تصویر می‌بینیم و می‌توانیم همذات‌پنداری کنیم و خودمان را از منجلاب اعتیاد آرام‌آرام به سمت بالا سوق دهیم و این جایگزینی‌ها را در جسم و روان و جهان‌بینی‌مان حس کنیم و اصلاح نماییم.


نکتهٔ دیگر این‌که آقای مهندس بیشتر این کتاب را با زبان تمثیل بیان کرده‌اند؛ یعنی از مثال‌های بسیار کوچک استفاده کرده‌اند که شاید ساده به نظر برسد. 
من روز اول که آمده بودم و تصاویر نقاشی کتاب را دیدم می‌گفتم چرا نداده‌اند یک نقاش حرفه‌ای نقاشی‌ها را بکشد؟ این‌ها خیلی ساده است. اما وقتی با نگاه یک مصرف‌کننده و با توضیحات راهنما و توضیحات آقای مهندس در سی‌دی‌ها به این نقاشی‌ها نگاه می‌کنیم، می‌فهمیم کجای کار ایستاده‌ایم. 
کسی که از بیرون می‌آید و فقط نقاشی را نگاه می‌کند، برداشت زیادی نمی‌تواند داشته باشد؛ اما وقتی آرام‌آرام جلو می‌آید و زبان تمثیل را می‌فهمد، شروع به یادگیری و پیشرفت می‌کند.
وقتی این کتاب خوانده می‌شود، در کنگره معروف است که می‌گوییم «جاری است» و واقعاً هم جاری است. چرا؟ 
زیرا کسی که سفر اول است، بار اول که می‌خواند، شاید اصلاً سخنان استاد را نخواند یا از آن عبور کند و بگوید این به درد من نمی‌خورد. 
اما آرام‌آرام وقتی وارد سفر دوم می‌شود و شروع به تشریح پیام‌ها می‌کند و علم و آگاهی‌اش بالا می‌رود، دیگر اصلاً سفر را نمی‌خواند و فقط سخنان استاد را می‌خواند؛
پیام‌هایی که هست، هر کدام را می‌شکافد و جلو می‌رود و جهان‌بینی بهتری پیدا می‌کند. 
همهٔ چهارده وادی نیز در کتاب 60درجه وجود دارد و ما در این کتاب می‌فهمیم که آقای مهندس هم استاد داشته‌اند.
بسیاری از ما وقتی وارد کنگره می‌شویم می‌گوییم خب یک «تیپر» است که خودم یاد می‌گیرم و می‌روم بیرون و خودم انجام می‌دهم. 
آقای مهندس در کتاب می‌گویند پانزده روز بوده، اما بعد به تکامل رسیده و بیست‌ویک روز شده.
خود من ابتدا گفتم کتاب را می‌خوانم و درمان می‌شوم، اما واقعاً نمی‌شود، چرا؟
چون وقتی بیرون باشیم، تمام این آموزه‌ها را که در اختیار داریم، باید در پرتو نور حرکت کنیم و اگر نور نباشد نمی‌توانیم حرکت کنیم.
در سی‌دی‌های استاد امین مثالی می‌زنند: 
گلهٔ گاومیشی که در حال حرکت است، اگر شیر یا پلنگ حمله کند، آن گوسالهٔ عقب‌افتاده یا جداشده را شکار می‌کند؛ اما اگر به دو هزار یا سه هزار گاومیش حمله کند، احتمال مرگ خودش هم هست. چرا؟ 
چون در پرتو هزار عضو آن گروه قرار می‌گیرد. 
در جنگل‌های شمال هم می‌بینیم زیر درخت‌ها علف زیاد رشد نمی‌کند؛ زیرا سایهٔ درختان اجازهٔ رشد علف هرز را نمی‌دهد. 
کنگره نیز همین‌گونه است. 
وقتی وارد کنگره می‌شویم، زیر سایهٔ درخت کنگره قرار می‌گیریم و از ما حفاظت می‌شود و جلوی علف‌های هرز، جلوی منیت و امواج بازدارنده ایستادگی می‌کنیم و آرام‌آرام به درمان نزدیک می‌شویم.
در پایان یک توصیهٔ دارم بیرون از این‌جا، بچه‌های کنگره هویت شخصی یکدیگر را حفظ کنند. 
خدایا چنان کن سرانجام کار
که تو خوشنود باشی و ما رستگار.
از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید متشکرم.


تایپ و ویرایش: همسفر پیمان، مسافر محمدعلی
عکس: مسافر مهدی
تنظیم و ارسال: مسافرحسین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .