English Version
This Site Is Available In English

دانایی موثر، ثمره‌ی شیرین خدمت

دانایی موثر، ثمره‌ی شیرین خدمت

من زمانی‌ را که با دلی ناآرام، مضطرب؛ در حالی‌که بار سنگینِ ناامیدی به‌روی شانه‌هایم سنگینی می‌کرد، وارد کنگره۶۰ شدم را به یاد می‌آورم. دست به قلم شدن سخت است؛ اما وقتی فکر می‌کنی شاید قلم و خاطراتت بتواند برای یک نفر امید و انگیزه شود، تمام سعی خود را می‌کنی تا آن‌چه را که در دل نهان کرده‌ای، بهتر به تصویر بکشی. از روزی که توفیق خدمت در جایگاه ایجنت پارک همسفران، نصیبم شد ۱۴ماه می‌گذرد و هرچه بیشتر در این مسیر قدم برداشتم، بیشتر به این باور رسیدم که خدمت، تنها یک مسئولیت نیست؛ بلکه دریچه‌ای به سوی شناخت خویشتن، درک عشق واقعی و لمس‌کردنِ معنای حقیقی حیات است.

بودن در کنار انسان‌هایی با طول موج مثبت، سطح انرژی بالا و گاهی با قلب‌هایی پر از درد و چشمانی لبریز از اشک، اما سرشار از امید قطعاً از بهترین حس‌هایی است که می‌توان آن را تجربه کرد؛ کنار هم می‌خندیم، با هم می‌کوشیم تا آرامش و حال خوب، مهمان دل‌هایمان باشد و بودن در کنار انسان‌های خوبِ خداوند بسیار دلپذیر است و در سایه‌ آموزش‌های ناب کنگره۶۰ و در کنار همین همسفران بود که کم‌کم نوری در درونم روشن شد؛ احساس زنده شدن، مفید بودن و مهم‌تر از همه ارزشمند بودن، در وجودم جان گرفت. کنگره۶۰ به من آموخت که انسان می‌تواند از تاریکی‌های درونش عبور کند، گره‌های پنهان خود را باز کند، بخشیدن را بیاموزد، بدون چشم‌داشت عشق و محبت کند، صبر را تمرین کند و آرام‌آرام به سمت مقصدی روشن حرکت کند.

پیش از آن‌که در این جایگاه قرار بگیرم، تجربه خدمت در جایگاه راهنمای تازه‌واردین، راهنمای DST و خزانه‌داری لژیون سردار را داشتم و همین تجربه‌ها نگاه من را به انسان، رنج، درمان و مسئولیت عمیق‌تر کرد؛ در این مسیرها آموختم که هر دل، دنیایی از احساس و انتظار در وجودش موج می‌زند و هر همراهی، نیازمند شنیده شدن است. اگر هر خدمتی با عشق همراه شود، می‌تواند جانی تازه ببخشد. امروز نیز همان نگاه در جایگاه ایجنتی پارک همسفران، چراغ راه من است. در کنگره‌۶۰، در هر جایگاه خدمتی که قرار می‌گیری و تجربه می‌کنی، متوجه می‌شوی که چه‌قدر نمی‌دانی؛ همین امر باعث می‌شود تا برای دانستن تلاش کنی. این جمله؛ گویی شرح حالِ من در این چهارده ماه است. خدمت در جایگاه ایجنتی من را آگاه‌تر، صبورتر و عاشق‌تر کرد و باعث شد شد گره‌هایی را در درونم پیدا کنم و به یاری خداوند آن‌ها را باز نمایم. این جایگاه فرصتی برای رشد درونی و بیرونی بود تا قوی‌تر شوم و مسیری را که برای خدمت به دیگران انتخاب کرده‌ام، با توان و درکی عمیق‌تر طی کنم.

در این جایگاه، بیش از هر چیز عشق به همسفران را لمس کرده‌ام، عشقی که تنها در کلام نیست؛ بلکه در حضور، صبوری، همراهی، در عملی‌کردن قوانین و حرمت‌ها و در تلاش برای ساختن فضایی پویا و هدفمند معنا پیدا می‌کند. برای من پارک فقط محل حضور نیست؛ بلکه میدان رشد و ارتقا، فرمانبرداری تا فرماندهی، حرکت و درمان است و هربار که تلاش می‌کنم اهمیت ورزش را به‌عنوان مکمل اصلی درمان، برای همسفران شرح دهم، بیشتر به نقش حیاتی این بستر در بازسازی جسم و جان پی می‌برم. خدمت در جایگاه یک ایجنت، می‌تواند سکوی پرتاب به دانایی مؤثر باشد. من در زمان خدمت در این جایگاه، چالش‌های بسیار زیادی را پشت‌سر گذاشتم؛ اما با ایمان و باوری که در کنگره پیدا کرده بودم، می‌دانستم که عبور از این چالش‌ها، باعث صعود و رسیدن به تعادل بیشتر می‌شود و اگر نااگاهانه عمل کنم، موجب سقوط من در تاریکی می‌شود. خوشبختانه توانستم با وجود چالش‌ها، این خدمت را به پایان برسانم‌. امیدوارم که وظیفه‌ام را به‌درستی انجام داده باشم.

دوست دارم در دلنوشته خود یک پیام را از استاد سردار بیان کنم که فرموده‌اند:" ما برای دو چیز به این حیات آمده‌ایم؛ یکی آموزش گرفتن و دیگری خدمت کردن‌". هر خدمتی که ما انجام می‌دهیم قبل از هر چیز، خدمت به خودمان است؛ زیرا باعث رشد، ارتقاء و حال خوب خودمان می‌شود و زمانی آموزش‌ها کامل می‌شوند که در کنار آن‌ها خدمت وجود داشته باشد؛ در این‌صورت می‌توانیم بگوییم خدمت‌کردن مکمل آموزش است. با خدمت کردن در هر جایگاهی نگاه ما نسبت به مسائل بسیار عمیق‌تر می‌شود و همین تغییر زاویه دید و نگاه، مسیر زندگی را هم تغییر خواهد داد.


از خداوند سپاس‌گزارم که چنین فرصتی را به من عطا فرمود و همچنین از آقای مهندس دژاکام و خانم آنی عزیز، برای این اعتماد و امکان خدمت صمیمانه قدردانی می‌کنم. این جایگاه برای من تنها یک مسئولیت و وظیفه نیست؛ بلکه امانتی برای رشد و پیشرفت اهداف کنگره ۶۰، یادگیری و محبت ورزیدن است. آرزوی من این است که پارک همسفران هر روز پویاتر، زنده‌تر و اثرگذارتر شود تا جایی‌که ورزش در آن نه یک برنامه‌ فرعی؛ بلکه مکملی جدی و اصلی برای درمان باشد و  همسفران به جایگاهی برسند که توانمندی، اعتمادبه‌نفس و سلامت را در کنار هم تجربه کنند و در آینده در میدان‌های ورزشی کشور، با افتخار و سربلندی نشان کنگره۶۰ را به اهتزاز درآورند. من در این مسیر تنها یک خواسته دارم که بتوانم قدردانِ این نعمت بزرگ باشم و در حد توان خود، چراغ راهی روشن در مسیر همسفران باشم.

نویسنده: راهنما همسفر فهیمه
رابط خبری: همسفر فرزانه مرزبان خبری پارک مارکار (بزرگ شهر) رشته ورزشی والیبال
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر ثنا رشته ورزشی والیبال نمایندگی دنا شهرضا، دبیر سایت
گروه ورزش همسفران کنگره۶۰

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .