English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده_ اعمال ما در تقدیر نقش مهمی دارد

گروه خانواده_ اعمال ما در تقدیر نقش مهمی دارد

منطقه ۶۰ درجه زیر صفر جایی است که مهندس دژاکام در سفرش برای درمان هر چند اتفاقی اما خیلی منظم و دقیق با وجود امکان لغزش از آن عبور کرد، آنچه من به عینه با خواندن مطالب، با تمامی تار و پود بدنم احساس کردم. مهندس سفر کردند و سفر این روزهای همنوعانش را رقم زد. به قول آقای مهندس برای پیدا شدن یا به وجود آمدن یا خلق شدن، اولین قدم یک فکر یا اندیشه است و این اندیشه یا فکر آغاز خلق کردن است؛ پس انسان‌ها برای پیدا شدن هم لازم است تفکر نمایند. آری کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر کتابی است از روزهایی که لحظه به لحظه از تجربیات درمان اعتیاد و احساسات، ترس‌ها و تردیدها گفته شده است.

از آغاز تفکری که دنیایی را در درون یک فرد زیر و رو کرد تا اتفاقات زیبا رقم بخورد این کتاب به من فهماند که نظم چه قدر می‌تواند در سیر زندگی تاثیر داشته باشد و چه لبخندهای کوچکی که اگر منظم باشند خنده‌های بلند را در پی خواهد داشت. بسیار بوده که جرقه‌ای در ما به وجود می‌آید که حرکتی در پی آن نبوده که اگر بود بسیار سازنده می‌شد؛ ولی آن تفکر با رکود در نطفه خفه شده است؛ پس باید برای افکار خود جامه حرکت بپوشانیم و آن را به مرحله ظهور برسانیم. 

کاری که آقای مهندس در پی تفکرش انجام داد و مرحله مرحله از مقدار عادتش به مواد کاسته و جدول روزها را بسیار ساده و منظم ثبت کرد و به افکارش جامه عمل پوشاند و به مرحله ظهور رساند و با حرکتش راه بر او نمایان و هموار شد؛ زیرا به قول مهندس رکود بر هیچ موجودی جایز نیست؛ کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر نشان داد که چه طور غول اعتیاد آرام آرام شهر وجودی انسان را مختل و افکار را رهسپار تاریکی‌ها می‌نماید و برای درمان آن معجزه‌ای از بیرون وجود نخواهد داشت؛ پس منتظرش نباشیم؛ ولی اگر بخواهیم و در پی درمان آن باشیم معجره از درون خودمان رخ می‌دهد.

اولین تصویر از کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر مسیری خطرناک را نشان می‌دهد که کوچک‌ترین عجله و بی‌احتیاطی باعث می‌شود ماشین از مسیر خود منحرف و به درون دره سقوط کند؛ اما در این سفر آقای مهندس بسیار محتاط و صبور بودند به گونه‌ای که کوچک‌ترین قندیل یخی به حرکت در نمی‌آید. زمانی که به این تصویر نگاه می‌کردم به راحتی می‌توانستم درک کنم که چه روزهای حساس و پرتنشی را پشت سر گذاشته‌ است تا مسیری ناشناخته را طی کند و به سلامت، به مقصد سلامتی برسد و با رسیدن به میانه راه، با شنیدن سخنان سردار که گفت: در این مقوله قالبی خواهید شد که با آن نه خشت از گِل بلکه در صنعت، قالب فلزهای محکمی را پی ریزی می‌نمایند؛ پس به قالب توجه کن که قالب معیوبی نباشد و در هدف‌های آینده شما باقی بماند. به طرح خود کاملاً امیدوار و مطمئن شد که کاری است عملی و قابل اجرا و باید عبور کرد و این حاکمی که علیه او کودتا شده را از تاریکی به سمت روشنایی هدایت کند. 

به قول آقای مهندس آیا دردی بدتر از این وجود دارد که انسان از امکاناتی که خداوند برای زندگی در اختیارش قرار داده است و از حکومت بر جسم و جان خودش او را ساقط نمایند؟ در دومین تصویر کتاب شخص آلوده به مواد مخدر به درختی تشبیه شده که از درون و برون پوسیده و آشیانه حشرات و موریانه‌ها گشته است و با آغاز سفر، جوانه‌های کوچکی به نشانه آغاز سازندگی کارخانه‌های جسم در کنار درخت پوسیده شروع به رشد نموده‌اند. در اینجا که آقای مهندس جدول‌های روزانه خود را یکی پس از دیگری مصور نموده است، از روزانه ۵ وعده به روزانه ۲ وعده رسانیده که من در وجود خودم بسی شادی و امید را احساس کردم و اینجاست که با خود می‌گویم مهندس در این روزهای سخت چه زیبا روز به روز جرقه‌های امید در وجودش جریان پیدا کرده و چه شادی‌هایی که از این امید رهسپار وجودش گردیده است.

به قول سردار آنچه در تقدیر است آن به انجام می‌رسد؛ اما اعمال ما در خطوط تقدیر نقش بسیار مهمی دارند که به آن شکل دیگری می‌دهند. در گفته‌ها و تجربه‌های آقای مهندس متوجه شدم که با حرکت راه نمایان شد و در مراحل پایانی که مشغولیت فکر زیاد شد و به همراهش نگرانی‌ها از چگونگی ادامه راه، دنباله مسیر به زیبایی و به آسانی تداعی شد و مسیر هموار، در اینجا تصویری سبز و زیبا و جوانه‌های قد کشیده در کنار کالبد پوسیده درخت مشاهده می‌شود که رگه‌های امید را در وجود انسان به وجود می‌آورد و در تصویر بعدی کالبد درخت پوسیده در حال انهدام کامل است و جوانه‌ها به قدر کافی رشد نموده‌اند رسیدن به خط پایان و این مطلب که هیچ انسانی به هیچ نیست حتی اگر خود به هیچ فکر کند.

تصویرها یکی پس از دیگری حال و روزهای درمان مهندس را بازگو می‌کند که جوانه‌های کوچک چگونه با امید قد برافراشته و به نیکویی رشد می‌کنند و سبز می‌شوند و سخن آخر در انتهای این راه طولانی و منظم جز موفقیت چیز دیگری انتظار نمی‌رود. امید که موفقیت‌ها از پی هم برای آقای مهندس دژاکام و همنوعان و تمامی عزیزانی که نیاز به یاری دارند روانه گردد.

نویسنده: همسفر مرزبان آمنه
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون اول)
همسفران نمایندگی قشم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .