English Version
This Site Is Available In English

راهنما هم باید آداب معاشرتش تغییر کند

راهنما هم باید آداب معاشرتش تغییر کند

جلسه دوازدهم از دوره دوم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی کاشان، با استادی ایجنت محترم مسافر حسین‌، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه "آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی" و تولد اولین سال رهایی مرزبان محترم مسافر احمد، روز پنج‌شنبه مورخه 21 خرداد ماه 1405 ساعت 16 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر. خداوند را شکر می‌کنم که امروز هم بار دیگر به من اجازه داده شد تا در شعبه حضور داشته باشم و خدمت کنم. ما درسال پیش دو تا تولد داشتیم و تولد امروز که در شعبه کاشان در سال جدید به عنوان اولین تولد نامیده می‌شود، به عنوان الگو برای مسافران در روزهای آتی خواهد بود، امیدوارم جشن تولد خوبی را همراه شما عزیزان برگزار کنیم و به مهمانان گرامی هم تبریک می‌گویم که از شعبه امین قم به همراه راهنمای محترم سفر اولشان  عباس‌ آقا تشریف آورده‌اند. ابتدا در مورد  دستور جلسه اول و سپس در خصوص دستورجلسه دوم می‌خواهم برای شما صحبت کنم.
همه ما قبل از اینکه به کنگره بیاییم برای خود آداب معاشرت  مخصوص خودمان را داشتیم از جمله  پوشیدن لباس، راه رفتن، صحبت کردن و نحوه تعامل با خانواده در همه این‌ها هر کدام آداب خود را سپری کردیم، اما با ورود به کنگره و قرار گرفتن در مسیر و آموزش‌های کنگره،  دستور جلسات و سی‌دی‌هایی که جناب مهندس برای ما ارائه کرده‌اند، نشان می دهد که ما از بی ادبی به ادب و از بی تعادلی به  سمت تعادل حرکت  وآداب معاشرت کلی را یاد گرفته ‌ایم، این نیست که یک سری رسم و آداب را تغییر و یک‌ سری از آنهارا تغیر ندهیم، چون اگر بخواهیم اعتیاد را درمان کنیم شامل یک پکیج کامل است، فقط مصرف نکردن مواد نیست. درست است مصرف مواد مخدر زندگی را دچار اختلال می‌کند ولی خیلی چیز های دیگرهم وجود دارد که انسان بتواند به تعادل برسد. ما نمی‌خواهیم ترک کنیم یا فقط درمان کنیم ما می‌خواهیم به تعادل برسیم و تعادل یعنی همه چیز مرتب و منظم سرجای خودش باشد. مثلا کنگره سرجای خودش، خانواده سرجای خودش و کار سرجای خودش باشد.

در سفر اولی‌ها یعنی سفر به جای خود، خانواده به جای خود و کار هم به جای خودش باشد، این نباشد که همه وقت را صرف کنگره کند و به کار و خانواده توجه نداشته باشد. اصلا درست نیست و باید این مثلث تعادل اضلاع ان مساوی باشد. افرادی هستند که فقط به قطع مصرف می‌رسند و کسانی هستند که به درمان هم و کسانی هستند که  در زندگی، کار و خانواده به تعادل می‌رسند و وقتی انسان به تعادل می‌رسد، نیاز به این دارد که به آداب معاشرت توجه کند. در سی دی آداب معاشرت خیلی نکات کلیدی در ادارات و طریقه صحبت کردن با خانم‌ها، چگونه غذا خوردن، سلام کردن، دست دادن با بزرگتر همه این نکات رو بررسی کرده و هرسالی که به این دستورجلسه می‌رسیم، دقت و فکر می‌کنم که دستور جلسه  مهمی است که هرسال تکرار شده و مثل بعضی از دستور جلسه ها حذف نشده است. فرقی نمی‌کند راهنما هم  وقتی راهنما می‌شود، باید آداب معاشرتش تغیرکند یا همین لباس پوشیدن ساده، کسانی که دم درب هستند می‌پرسند که این‌ها همه مصرف کننده بودند و برایشان دور از باور است که یک شخص مصرف کننده بدون آزار و اذیت و به این منظمی و خوش‌پوشی رفت و آمد می‌کنند.

بیش از این درمورد این دستور جلسه صحبت نمی‌کنم و برویم سراغ دستور جلسه ی بعدی که تولد یکسال رهایی مسافر احمد عزیز است که  طبق رسم کنگره، خود مسافر و همسفرشان را نام ببریم و بلند شوند تا هم تشویق شوند و هم تازه واردان عزیز که نمی‌شناسند، آن هارا بشناسند و تبریک عرض می‌کنم به همسفران محترمشان و مرزبان‌ها و راهنماهایشان تشویقشان کنید. احمد عزیز از ابتدای افتتاح شعبه حضور داشت وخیلی زحمت کشید و این هفته که می‌روند تهران برای امتحان مرزبانی و شال رو دریافت کنند و به عباس اقا راهنمای سفر اولشان خیر مقدم و تبریک عرض می‌کنم. بیشتراز این صحبت نمی‌کنم چون مهمان داریم و مشارکت زیادی هم می‌خواهیم بدهیم. از این‌که به صحبت‌های من توجه کردید متشکرم.

اعلام سفر مسافر احمد:

آخرین آنتی ایکس: شیشه و شیره خوراکی، روش درمان: DST
داروی درمان: شربت OT، مدت سفر اول: 11 ماه و 17 روز
ورزش در کنگره: باستانی و دارت، راهنمای گرانقدر: حسین آقا نامداری
 رهایی از بند اعتیاد: 1 سال و 2 ماه

آرزوی مسافر احمد:

آرزو دارم سفر اولی‌هایی که در مسیر کنگره هستتد به درمان برسند و گل رهایی را از جناب مهندس دریافت کنند.

آرزوی همسفر خانم انسیه:

من هم آرزو می‌کنم هیچ خانواده‌ای درگیر اعتیاد نباشد خانواده علت اعتیاد هم پاشیده نشود هر کسی که به این راه نیاز دارد مسیر برایش باز شود و به کنگره بیاید.

آرزوی همسفر خانم ملیکا:

آرزو دارم هر دختری که مثل من در شرایط سخت و طاقت فرسای اعتیاد پدرش قرار گرفته، این جایگاه را تجربه کند.

سخنان مسافر احمد:

خدا را شکر می‌کنم که در جمع شما عزیزان هستم. از راهنمای خوبم حسین آقا ایجنت محترم تشکر می‌کنم از ایشان خیلی آموزش می‌گیرم و هر برجک ایشان برای من یک آموزش است. سپس از عباس آقا راهنمای عزیزم تشکرمی‌کنم. عباس آقا برای من زحمات زیادی کشید، یکی از آن زحمات شناخت وقت بود که آ‌ن‌را به من آموزش دادند و به من گفتند اگرمی‌خواهی به درمان برسی، باید یک ساعت زودتر به شعبه بیایی من هیچ وقت غیبت نکردم و همیشه در صف اول صندلی و همیشه برای مشارکت کردن و اعلام سفر آمادگی داشتم هیچ وقت دست خالی به کنگره نرفتم .
در سفر اول خود تصمیم گرفته بودم از سفر خود منصرف گردم محمد آقا خسرو بیگی در همان ابتدایی خروجی شعبه یکی از مرزبانان را دنبال من فرستاد اگر من مرزبان آن روز مرا به شعبه نیاورده بود، اکنون من در این جایگاه نبودم.
دومین آموزش عباس آقا این بود به من گفتند که هر وقت وارد کنگره شدی گوشی خود را خاموش کن.
یک توصیه برای سفر اولی‌های حاضر در شعبه دارم، اگر به دنبال یک درمان خوب هستید سروقت به شعبه بیایید.
تشکر می‌کنم ازعزیزانی که از قم تشریف فرما شدند.

سخنان راهنمای همسفر خانم ثریا:

سلام دوستان ثریا هستم راهنمای یک همسفر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که روزی من  شد در کنار شما عزیزان قرار بگیرم. من‌هم به نوبه خودم این تولد را ابتدا به آقای مهندس و خانواده محترمشان، خدمت ایجنت محترم و گروه مرزبانی تبریک عرض می‌کنم.
به احمد آقا و همسفرشان هم تبریک می‌گویم.
جلسه امروز ما به تعادل ارتباط دارد احمد آقا در سفر اولشان یک کمی بی تعادل بودند و من به عنوان راهنمای همسفرشان شاهد بی تعادلی ایشان بودم و مدت کمی را در لژیون می‌ماند تحمل نشستن در لژیون را نداشتند، اما به مرورزمان با نوشتن سی‌دی و آموزش‌های ناب کنگره و کاربردی کردن آنها نقطه تحملشان بالا رفت و الان خدا را شکر در جایگاه مرزبانی می‌درخشند.
خانم انسیه بیست و چهارم خرداد ماه ۱۴۰۳ وارد لژیون بنده شدند و ازهمان ابتدای سفر به صورت منظم به شعبه می‌آمدند، سی‌دی‌های خود را به موقع تحویل می‌دادند، همینطور جمعه‌ها پارک می‌آمدند و در مسیر سفر مسافرشان، او را تنها نگذاشته و در این مسیر با او همراه بودند و حتی در روزهایی که مختص مسافران بود می آمدند تا مسافرشان به سلامتی و درمان برسد و من از این موضوع درس گرفتم .
هدف اصلی این خانواده دراین ۱۱ ماه، رسیدن به رهایی و سلامتی و درمان مسافرشان بود، البته خواست انسان اهمیت بسیار بالایی دارد همانطورکه  در سی دی جبر و اختیار ۲ آقای مهندس می‌فرمایند که خواست امروز ما تقدیر آینده  ما را می‌سازد. خواست احمد آقا بود که اکنون در این جایگاه قرار دارد.

سخنان همسفر خانم انسیه:

سلام دوستان انسیه هستم یک همسفر. خداوند را شاکر هستم که اکنون در این جایگاه قرار دارم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان، ایجنت محترم حسین آقا راهنمای عزیزم خانم ثریا و خانم معصومه و عباس آقا راهنمای مسافرم  کمال تشکر و احترام را دارم آنان برای ما خیلی زحمت کشیدند، من‌هم به همراه مسافرم با حال بسیار خرابی وارد کنگره شدیم، و مسیر کاشان تا قم را برای درمان پیمودیم و حال خوب امروزمان را شکر می‌کنم و از اینکه به همراه مسافرم در جایگاه مرزبانی خدمت می‌کنم خیلی خوشحالم.

سخنان راهنمای همسفر خانم معصومه:

سلام دوستان معصومه هستم راهنمای یک همسفر. خدای خوبم را بسیار شاکر و سپاسگزارم که به من توفیق حضور در شعبه کاشان را داد، اولین سال رهایی مرزبان محترم احمد آقا را ابتدا به آقای مهندس و خانواده محترمشان، ایجنت و مرزبانان محترم شعبه کاشان تبریک عرض می‌کنم. به احمد آقا و راهنمای محترمشان عباس‌آقا و حسین‌آقا تبریک عرض می‌کنم و همچنین به همسفران محترمشان خانم انسیه و خانم ملیکا و خانم ثریا تبریک و شادباش عرض می‌کنم. این خانواده با صبر و تحمل و کاربردی کردن آموزش‌ها توانستند امروز در این جایگاه قرار بگیرند یادم می‌آید در زمان سفرشان خانم ملیکا به من گفتند که دیگر نمی‌توانیم به کنگره بیاییم، چون مسافرمان تصادف کرده اما من گفتم ناامید نباشد و از اینکه تصادف جانی نبوده شکرگزار خداوند باشند و چون از قبل عضو سردار شده بودند یقین داشتم که سردار کمکشان می‌کند، می دانستم که آنها خواست قوی دارند، آن‌ها در زمان بسیار کوتاهی با ماشین جدیدشان درشعبه حاضرشدند.

خانم ملیکا مورخه ۳ خرداد ماه ۱۴۰۳وارد لژیون چهارم شعبه امین قم شدند و تنها هدفش رهایی پدرشان بود واقعا خیلی سخت است که یک دختر شاهد تخریب‌های پدر و مصرف او قرار بگیرد، اشک های خانم ملیکا واقعاً نگران کننده بود ولی خدا را شکر که در این مسیر قرار گرفتند و در این مسیر پدر را تنها نگذاشتند، با وجود شاغل ومتاهل بودن، خانم ملیکا در طول هفته، ۳روز همراه‌ پدر به قم می‌آمد، روزهای یکشنبه و سه‌شنبه که پدر لژیون داشت خانم ملیکا ۳ ساعت وقت خودرا در کافه می‌گذراند وسی دی های خود را در کافه می‌نوشت، خانم ملیکااین هدف را به مدت یک سال دنبال کرد ثمره آن خدمت در جایگاه مرزبانی و به تعادل رسیدن پدرشان بود. برای خانم ملیکای عزیز آرزوی موفقیت و حال خوب را از خداوند مسئلت می‌کنم . از این‌که به صحبت های من توجه کردید سپاسگزارم.

سخنان همسفر خانم ملیکا:

سلام دوستان ملیکا هستم همسفر.

خدا را شکر می‌کنم که پدرم در این جایگاه قرار گرفته، از راهنمای پدرم حسین آقا و عباس آقا و همچنین از راهنمای خوب خودم خانم معصومه تشکر می‌کنم که ما را در این مسیر همراهی کردند. همانطور که پدرم گفتند من در زمان مصرف پدرم شاهد تخریب‌های او بودم و با توجه به سن کمی که داشتم  پدرم به من می‌گفت یک وقت به مادرت نگویی که ما کجا بودیم چون من پدرم را خیلی دوست داشتم،  به مادرم نمی‌گفتم و خودم رو مقصر می‌دانم، که چرا نسبت به این موضوع با مادرم صحبت نکردم ولی باز هم خدا را شکر می‌کنم که پدرم به درمان رسید وسایه اش بالای سرم است.
پدر من از هر روشی که می‌شناخت برای درمان خود استفاده کرد، از جمله تعویض خون و رفتن به کمپ، اما هیچ کدام برای او نتیجه نداد و تنها امیدمان درمان در کنگره بود که پیام کنگره را من از طریق یکی از مشتریان خود دریافت کرده بودم و در مورد آن تحقیق کردم و پدرم را برای درمان به شعبه امین قم آوردم با توجه به ترک‌های ناموفقی که پدرم داشت، در ابتدا برای آمدن به کنگره تردید داشت و من یک سال در این مسیر او را همراهی کردم. تمام مشکلات و سختی‌های سفر را به جان خریدم با توجه به تخریبی که ایشان داشتند در اول سفرشان بهانه جویی می‌کردند، اما این یک سال برای ما یک خاطره شد و پدرم اکنون به درمان رسید و یک توصیه برای سفر اولی‌ها دارم که در این شعبه حضور دارند از شما می‌خواهم که این یک سال سفر را با مسافرشان همراه باشند و او را تنها نگذارند و تمام سختی‌های سفر را تحمل و امیدوار باشند که آنها نیز به  درمان و حال خوبی که اکنون پدرم و ما داریم می‌رسند.

تایپ:

تایپ: مسافر رسول و مسافر علیرضا

ویرایش و ارسال: مسافر آرش

گروه خبری مسافران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .