ششمین جلسه از دوره دوم کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران نمایندگی یزد با استادی مسافر بهروز ، نگهبانی مسافر محمدحسین و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه (آداب معاشرت، ادب و بی ادبی ، تعادل و بی تعادلی) در روز پنجشنبه 21 خردادماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
عناوینی که در کنگره60 گفته میشوند خوب هستند اما جدی نیستند. عناوین را آقای مهندس به ما دادهاند تا بتوانیم جایگاه اصلی خودمان را بشناسیم. من در زندگیم عشق نمیخواستم ولی الان آن را دارم اگر قرار است حالم خوب باشد باید هم حال دلم، هم حال جیبم و هم حال جسمم نیز خوب باشد. آیا هیچگاه با خودم فکر کردهام که آداب معاشرت سپاسگزاری از خداوند چیست؟ آیا فقط باید در کنگره شرکت کنم؟ آیا نشکستن دل دیگران، یا بالا رفتن سن رهایی من کافی است؟ من خیلی چیزها را میخواهم اما آیا آداب معاشرت آنها را فراگرفتهام؟ اما خدا را شکر میکنم که من یک صندلی در جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ دارم و در حال یادگرفتن هستم. من به نمایندگی یزد نیامدهام که به شما چیزی بیاموزم بلکه آمدهام تا از آن چیزهایی که تجربه کردهام برای شما سخن بگویم. آموزش دادن مخصوص آقای مهندس است؛ به نظر میرسد خداوند و نیروهای مثبت نظر ویژهای به ما داشتهاند و در مورد ما اصطلاحا پارتیبازی کردهاند؛ زیرا ما قرار است حی شویم. قرار نیست من با نکشیدن یا مصرف نکردن مواد مخدر یا سیگار حی بشوم، اصلا در باور من نمیگنجید روزی بیاید که من حالم خوب باشد، حال جسمم خوب باشد و حال جیبم نیز خوب باشد. آقای مهندس میفرمایند: خواست برای نفس انسان است یا معقول یا نامعقول؛ اما فرمان چیز دیگریست. باور من این است که هر کس در هر کدام از نمایندگیهای کنگره ۶۰ یک صندلی دارد در واقع در کنار صندلیش این فرمان را نیز دارد و همچنین اختیار هم به او داده شده است. من میتوانم به واسطه این صندلی عشق را تجربه کنم اما این امکان نیز وجود دارد که پس از گذشت سالها؛ عشق را با شهوت اشتباه بگیرم. خداوند طلوع فجر را به انسان وعده داده است و تلاش میکند رنج مسیر زندگی انسان را کاهش دهد. به گفته استاد امین: ما میتوانیم ماهیت کنگره ۶۰ را از سوره قدر درک نماییم. ما باید به اینکه آیا خدمتگزاران یک نمایندگی برای احیای یک نفس تلاش میکنند یا نه دقت کنیم. مهم است که این نوشتار کنگره را جدی بگیریم که میگوید سفری است از قهر به مهر، از کفر به ایمان و در نهایت از نفرت به طرف عشق. تکلیف ما را آقای مهندس مشخص کردهاند: آنچه باور است محبت است یعنی ما میخواهیم شما انسان با محبتی بشوید، ما شاید نتوانیم وادی اول و تفکر را به خوبی درک کنیم و به همین شروع کنیم به محبت کردن و سعی کنیم دل کسی را نشکنیم، از شادی دیگران شاد شویم تا به فجر زندگیمان برسیم. در آنصورت است که دیگر برای درمان سیگار چک و چونهای نمیزنیم و سیگار خودبهخود کنار میرود. شما به این نکته توجه کنید؛ به محض اینکه لباس سفید میپوشید و از این درب وارد میشوید معصوم و محجوب میشوید، چگونه است که ما به این راحتی به راهنماهایمان چشم میگویم؟ در حالی که پس از خروج از کنگره اخلاق متفاوتی داریم؟ باید بدانیم که نیروهای آسمانی چقدر برای ما هزینه کردهاند. چه نیرویی میتواند مصرف روزی ۲۵ گرم را طی فقط 2 ماه به 5/5 سیسی تبدیل کند؟ بنابراین باید آداب معاشرت با این نیروها را فرا بگیریم. به نظر من روزگار نهایت محبت را به ما کرده است زیرا یک صندلی در کنگره ۶۰ به ما اختصاص داده تا بیاموزیم که عشق یعنی آنکس که چیزی را میبخشد اما در فکر بازپس ستاندن آن نیست. چون نیازهای ما در دل دیگران قرار دارد و ما باید چنگ بزنیم و نیازهایمان را از دل دیگران بیرون بکشیم. باید توجه داشته باشیم که حتی اگر بخشنده باشیم اما اخلاق نیکو نداشته باشیم در آن صورت باز هم بازندهایم؛ چون خداوند بخشنده مهربان است. من یک پدرم اما نمیتوانم پدری کنم، نمیتوانم با فرزندم چند دقیقه خلوت کنم؛ ولی این صندلی میتواند پدری کردن را دوباره به من بازگرداند من فرزندم یا مادرم یا همسرم این صندلی همه اینها را به من باز میگرداند. باید بدانیم که قبله ما در کنگره همان مهر و محبت و عشق است؛ یعنی همان لژیون سردار؛ یعنی کمک کردن به دیگران. انشاالله که بتوانیم قدر این فرمان را بدانیم. شما دایرهها را میشناسید دایره DST، دایره سیگار، دایره تغذیه سالم و دایره لژیون سردار. دایرههای ابتدایی مربوط به تن ما میشوند اما دایره سردار مربوط به خویش است که با هم میشوند خویشتن. این همان آشتی جسم با جان است.
.jpg)
اهدای نشان پیمان وادی هشتم
.jpg)
پیاده سازی و ویراستاری مسافر علی لژیون یکم
عکاس خبزی مسافر داوود لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
347