English Version
This Site Is Available In English

کنگره بیشه ما است

کنگره بیشه ما است

شروع کلام همیشه سخت است، زمانی‌که در اندیشه خود غرق می‌شوم و به این مسئله فکر می‌کنم که کجای این هستی قرار داشتم، به چه چیزهایی می‌اندیشیدم و به دنبال چه خواسته‌هایی بودم گاهی به هیچ پاسخی نمی‌رسم و سردرگم در افکار خود می‌چرخم. روزی که وارد کنگره شدم با چشمانی بهت‌زده تنها نگاه می‌کردم و با خود می‌گفتم چه می‌شود که این جمعیت عظیم زن، مرد و کودک در کنار هم قرار گرفته‌اند، با لبخند به یکدیگر نگاه می‌کنند و خبری از کوچک‌ترین حرف ناشایست نیست. مدام در حال مقایسه کردن محیط بیرون با فضای کنگره بودم و در حال نقد و بررسی آموخته‌های خود و آموزش‌های کنگره، گاهی می‌پذیرفت و گاهی خط بطلان می‌کشیدم به تمام آن چیزی که نظاره‌گر بودم.

روزی رسید که متوجه شدم اگر می‌دانستم، اگر داشته‌ها و خواسته‌های من واقعاً در مسیر درست خود بود اکنون در این نقطه پر از مشکل زندگی قرار نداشتم. شروع به جست‌وجو کردم، به جمله اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی رسیدم و این‌که افرادی موفق هستند که مطیع امر راهنما و رب خود باشند. جمله‌ها غریب بودند؛ اما سر تسلیم پایین آوردم و این‌جا بود که مفهوم ادب را فهمیدم. جنس ادب و احترام کنگره خارج از چهارچوب‌های امروزی بود، تمام آن سلاماً سلاما و جنس محبت آن واقعی بود. دلیل این ادب، احترام و معاشرت‌های بی‌غل‌وغش تنها تعادلی بود که مسافر و همسفر در کنار هم، با آموزش‌های یکسان و یک جهت به دست آورده بودند.

آقای‌مهندس فرمودند: «کنگره بیشه ما است و ما در بیشه آرام هستیم». انسان هر چه‌قدر سرکش باشد در بیشه و منزلگاه خود آرام است، این زیباترین تعبیر برای من همسفر بود تا پاسخ سؤالات خود را در مورد جنس ارتباط اعضای کنگره دریافت کنم. امروز می‌دانم آداب معاشرت این معنا را ندارد که با همه یکسان برخورد کنم و گرم بگیرم، می‌دانم با هر فرد متناسب جایگاه او و در عین حال در کمال احترام برخورد کنم؛ می‌دانم اگر مسئولیتی به من سپرده شده‌است؛ باید به درستی آن را به سرانجام برسانم و از دید بالا به افرادی که من را در این جایگاه قرار داده‌اند نگاه نکنم. در کنگره جمله‌ای هست که درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است. فرد مصرف‌کننده تا زمانی‌که به درمان قطعی نرسد، نمی‌تواند به زندگی طبیعی برگردد و از نظر جسم و روان در تعادل نیست؛ همچنین تا زمانی‌که به تعادل نرسد، نمی‌تواند امور زندگی، خانواده و کار را با هم هماهنگ کند.

انسان در تعادل مانند شاسی ماشینی است که تمام اعضای ماشین روی آن سوار است و ماشین به بهترین شکل ممکن حرکت می‌کند. قوانین و حرمت کنگره به من آموخت؛ باید به مسائل زیادی توجه کنم، آداب معاشرت و ادب را در چهارچوب خود اجرا کنم. جمله ادب آداب دارد را بارها تمرین کردم؛ اما مفهوم واقعی آن را در کنگره یاد گرفتم. صحبت کردن، لباس پوشیدن، رانندگی کردن و حتی غذا خوردن آداب مخصوص خود را دارد اگر آن را رعایت کنم، می‌توانم در کنار دیگران در صلح زندگی کنم و کمترین درگیری را با دیگران داشته باشم.

نویسنده: همسفر فروغ رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)‌ نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چرمهین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .