جلسه یازدهم از دوره اول سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ روزهای پنجشنبه نمایندگی بجنورد به استادی مسافر مصیب ، نگهبانی راهنمای محترم مسافر حسین و دبیری مسافر محسن با دستور جلسه "آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی" در تاریخ ۲۱ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مصیب هستم یک مسافر. خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز هم به من توفیق داد در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم. از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان عزیز و راهنمای خوبم سپاسگزارم که اجازه دادند خدمتگزار شما عزیزان باشم.
سیستم X در وجود همه انسانهای سالم بهطور طبیعی فعال است، اما وقتی مصرف مواد مخدر یا الکل آغاز میشود، این سیستم دچار اختلال میگردد. در این حالت، مواد بیرونی جایگزین مواد شبهافیونی بدن میشوند و بهتدریج تعادل از بین میرود.
ما در مسیر صراط مستقیم، تنها به ترک مواد یا سیگار نیاز نداریم، بلکه به یک تعادل درونی احتیاج داریم؛ تعادلی که همه ابعاد وجود انسان را شامل شود. همانطور که در وادی چهاردهم هم به آن اشاره شده، انسان باید چیزی در وجود خود داشته باشد تا بتواند آن را به دیگران منتقل کند. اگر ما انرژی خود را صرف کینه، حسادت، قضاوت و تنفر کنیم، این انرژی بهمرور در جسم و روان ما اثر میگذارد و ما را ضعیف میکند. به همین دلیل است که بسیاری از بیماریها، از جمله سرطان و اماس، میتوانند با ناهماهنگی و بههمریختگی درونی ارتباط داشته باشند.
پس تعادل یعنی اینکه انسان بتواند درون خودش را مدیریت کند، از افراط و تفریط دور بماند و در مسیر درست حرکت کند.
آداب معاشرت یعنی اینکه انسان بداند چگونه در جمع حضور پیدا کند و متناسب با فرهنگ آن جمع رفتار نماید. اگر انسان آداب معاشرت را رعایت کند، در جمع جاذبه ایجاد میکند نه دافعه.

رفتار درست، برخورد مناسب، احترام به دیگران و رعایت حد و مرزها، باعث میشود ارتباطها سالمتر و کارها آسانتر پیش برود. کسی که آداب معاشرت را رعایت میکند، در واقع نشان میدهد که برای دیگران و برای جایگاهی که در آن قرار گرفته، ارزش قائل است.
ادب مجموعه دانستنیهایی است که انسان را از خطا و لغزش بازمیدارد و با کمک عقل و تفکر، او را در برخوردها و رفتارها مصون نگه میدارد. همانطور که مهندس میفرمایند: «ادب مرد به از دولت اوست».
ادب فقط یک واژه نیست؛ ادب یعنی شخصیت، جایگاه، نوع نگاه و شیوه حضور انسان در زندگی. این ادب باید ذرهذره در مسیر صراط مستقیم در وجود ما شکل بگیرد و رشد کند. اگر بخواهیم از ادب صحبت کنیم، باید اول خودمان آن را اجرا کنیم. رعایت بهداشت فردی، احترام به اعضای خانواده، در زدن هنگام ورود به اتاق فرزند، رعایت آداب غذا خوردن، تشکر از راننده تاکسی، و با لبخند وارد شدن به ادارات، همه از مصادیق ادب هستند. ما باید یاد بگیریم که با روی باز و بدون طلبکاری در هر جمع و سیستمی حاضر شویم. وقتی انسان ادب را در رفتار خود جاری میکند، هم خودش آرامش بیشتری پیدا میکند و هم دیگران راحتتر او را میپذیرند.
در ادامه گل رهایی:

مرزبان خبری: مسافر صادق
تایپ: مسافر جواد
ارسال: مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
125