English Version
This Site Is Available In English

شعار کنگره نیز همین را بیان می‌کند: درمان فوقِ ترک است و تعادل فوقِ درمان.

شعار کنگره نیز همین را بیان می‌کند: درمان فوقِ ترک است و تعادل فوقِ درمان.

امروز نهمین جلسه از دوره پنجاه و ششم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره60 نمایندگی چالوس به استادی مسافر محسن و نگهبانی مسافر ایرج و دبیری مسافر علی با دستور جلسه آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی، در روز سه شنبه نوزدهم خردادماه 1405 راس ساعت 17 آغاز بکار کرد.


خلاصه سخنان استاد

همین الان که دبیر خلاصه جلسه قبل را می‌خواند، متوجه شدم دستور جلسه هفته گذشته درباره سیگار بود و دیدم چقدر همه چیز در کنگره به‌صورت منظم و مرحله‌به‌مرحله چیده شده است. زیرا تا زمانی که نتوانیم سیگار را درمان کنیم، قطعاً وارد دستور جلسه بعدی یعنی «تعادل» نخواهیم شد. همان‌طور که اگر وادی اول را طی نکنیم، وارد وادی دوم نمی‌شویم.
تا زمانی که سیگار می‌کشیم، در واقع هنوز درمان نشده‌ایم و طبعاً در تعادل هم قرار نداریم، شعار کنگره نیز همین را بیان می‌کند: درمان فوقِ ترک است و تعادل فوقِ درمان.

ما زمانی می‌توانیم از مرحله درمان عبور کنیم و به تعادل برسیم که به یک وضعیت پایدار دست پیدا کنیم؛ یعنی در برابر نیروها و فشارهایی که از بیرون به ما وارد می‌شود، پایدار بمانیم و تعادل خود را حفظ کنیم. به‌گونه‌ای که با هر اتفاق کوچکی به‌هم نریزیم، با هر رفتاری از کوره در نرویم و بتوانیم در شرایط مختلف، آرامش و تعادل خود را حفظ کنیم. این موضوع در تمام ابعاد زندگی تعیین‌کننده است.
رسیدن به این حالت نیازمند جهان‌بینی است؛ یعنی باید سه ضلع مثلث درمان ــ جسم، روان و جهان‌بینی ــ به‌صورت متعادل در کنار هم رشد کنند.
نکته مهم دیگر احترام به خویشتن است، تا زمانی که به خودمان احترام نگذاریم، نمی‌توانیم به دیگران احترام بگذاریم، ابتدا باید یاد بگیریم در گفت‌وگوی درونی با خودمان محترمانه صحبت کنیم. اگر در این گفت‌وگوی درونی با خودمان با احترام رفتار کنیم، این احترام به دیگران نیز منتقل می‌شود. در مقابل، تا زمانی که به دیگران احترام نگذاریم، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم دیگران به ما احترام بگذارند.
برای مثال، اگر من دیگران را با لفظ «شما» خطاب کنم، آنها نیز مرا با احترام خطاب خواهند کرد. این اصل در همه جنبه‌های زندگی صادق است. بنابراین بهتر است از خودمان شروع کنیم و در گفت‌وگوی درونی نیز با احترام با خودمان صحبت کنیم. این تمرین به‌تدریج وارد ضمیر ناخودآگاه می‌شود و کسی که برای خود احترام قائل باشد، نمی‌تواند به دیگران بی‌احترامی کند.
وقتی به غذا خوردن، نوع صحبت کردن، جسم، و جهان‌بینی خود اهمیت می‌دهیم، به‌طور طبیعی تلاش می‌کنیم تعادل را حفظ کنیم و این احترام را به بیرون از خود نیز منتقل کنیم؛ زیرا همه چیز از درون انسان آغاز می‌شود و به بیرون گسترش می‌یابد.
در مورد دانایی نیز همین موضوع صدق می‌کند. زمانی به دانایی مؤثر می‌رسیم که تعادل برقرار شود؛ یعنی سه ضلع مثلث دانایی ــ تفکر، آموزش و تجربه ــ در کنار هم و به‌صورت متعادل رشد کنند.

 

تایپ و تنظیم: مسافر فرامرز 

ارسال: مسافر رحیم 

مسافران نمایندگی چالوس 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .