English Version
This Site Is Available In English

قوانین بازی

قوانین بازی

یازدهمین جلسه از جلسه از دور پنجاه و پنجم کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰؛ ویژه آقایان همسفر در نمایندگی آکادمی، با استادی راهنمای محترم همسفر مهدی، نگهبانی همسفر محمد و دبیری همسفر رضا، با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی»، پنجشنبه ۲۱ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.‏

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه‌ی امروز "آداب معاشرات، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی" است. در ابتدا به یاد صحبت راهنمایم افتادم. اگر به هنگام یک دستور جلسه به عنوان استاد دعوت می‌شوم؛ یا از آن عبور نموده‌ام و یا در آن گره دارم.

با خود گفتم که حتما هنوز گره‌هایم بر قرار هستند. چند روز پیش با خودم گفتم: ممکن است آکادمی تعطیل باشد، پس احتمالا از آن عبور کرده‌ام. سپس پیام مرزبانی را دیدم که گفتند: دکتر امین گفته‌اند تحت هر شرایطی جلسه برگذار شود.
امروز صبح می‌خواستم برای دستور جلسه مطالعه‌ای داشته باشم. به فرهنگ معین مراجعه کردم. آداب همان قوانین، رسم و رسومات است و معاشرت، گفت و شنود و زندگی کردن با اطرافیان است.
هرچه در این معقوله پیش بروم تمام نمی‌شود. دکتر امین هم در جزوه جهانبینی می‌گویند: اگر بخواهیم وارد هر بازی شویم ابتدا باید قوانین آن را بیاموزیم؛ تا هم خودم از بازی لذت ببرم و آن کسانی که با من همبازی هستند هم لذت ببرند.
هر چیزی در زندگی آداب معاشرت مخصوص به خود را هم دارد؛ حتی هدیه گرفتن. اگر کسی بخواهد از سخص دیگری هدیه دریافت نماید، آداب معاشرت دارد که من امروز به آن برخورد کردم.
من به هنگام دریافت هدیه باید دو دستی آن را بپذیرم و حتما از آن شخص تشکر کنم. در مورد قیمت هدیه با آن شخص اصلا صحبتی نکنم. امروز به صورت اتفاقی و تصادفی این مطالب را آموزش گرفتم.
اگر در جمعی کادو و هدیه‌ای دریافت نمودم و در جمع نتوانستم آن را باز نمایم، پس از آن با شخص تماس بگیرم و حتما تشکر کنم. برای من خیلی جالب بود که در ریزترین مسائل زندگی هم آداب معاشرت وجود دارد و در مسائل بزرگ هم همین طور است. برای مثال در رابطه‌ی استاد و شاگردی، حتما باید آداب معاشرت خاص خودش حفظ بشود. در حرمت‌ها، آقای مهندس به طور واضح برای من توضیح داده‌اند که چه خطوطی باید رعایت شود. روابط کاری و مالی ممنوع است. با کلمات ناشایست نباید با استاد خود صحبت کنم.
اکنون به سر مبحث ادب و بی ادبی می‌روم. من پیش از کنگره از لحاظ دایره معاشرتی و صحبت کردن و ارتباط برقرار کردن با اطرافیان بسیار ضعیف بودم. اصلا به کار این دستور جلسه نمی‌آمدم!
مانند یک موجود تک سلولی تنها راه خودم را می‌رفتم. سر در کار خودم بود و اصلا کاری اشخاصی که اطراف من بودند نداشتم. شاید کسی اطراف من باشد که دردی و یا بیماری دارد.
بعد از کنگره این تراکنش بیشتر شد. این بدهی و بستانی بیشتر شد.
هنگامی که بی تعادل هستم یا خمار و یا نئشه هستم. در خماری ممکن است اگر کسی به من حرفی بزند به من بر بخورد و در نئشگی هم معمولا خودم را بالاتر از دیگران می‌دانم و اجازه هر رفتاری را به خود می‌دهم.

در ادامه رهایی چهل سی‌دی همسفر مسعود را جشن گرفتیم. این رهایی را به راهنمای محترمشان همسفر محمدحسین تبریک می‌گوییم.

در این جلسه تقدیر از نفرات برتر آزمون داخلی انجام شد. نفرات اول و دوم ار نمایندگی ستارخان و نفر سوم از نمایندگی آکادمی، همسفر محمد.

در ادامه لوح تقدیر اعضای لژیون سردار توسط نگهبان لژیون سردار تقدیم گردید.

تصویربردار، تایپ و بارگدازی: همسفر محمد لژیون چهارم

تهیه و تنظیم مرزبانی همسفران آقا نمایندگی آکادمی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .