چهارمین جلسه از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمالالملک به استادی مسافر هاشم، نگهبانی مسافر فرهاد و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» در روز چهارشنبه 20 خردادماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰شروع به کار کرد.

سخنان استاد:
میخواهم از ایجنتهای عزیز، بچههای گروه OT و آقای چراغی عذرخواهی کنم که نتوانستم مرتب به کنگره بیایم. راستش هنوز نتوانستهام تعادل بین کار، خانواده و کنگره را درست برقرار کنم. یک کارگاه کوچک دارم و درگیر کار هستم، اما نمیخواهم اینها بهانه شود و سعی میکنم هر طور شده بیایم و در لژیون مالی و سردار، در پارک خدمت کنم. به امید خدا بتوانم ادامه بدهم. کنگره را دوست دارم.
درباره دستور جلسه بگویم؛ شاید خندهدار باشد، اما من فکر میکنم مصرف مواد برای من شروعی بود تا به دنبال دانایی بروم. یادم هست روز اول با لباسهای نامرتب وارد جلسه شدم و از نظم و سکوت جلسه و احترامی که برای استاد میگذاشتند، واقعاً تعجب کردم. اینکه همه از استاد اجازه میگرفتند، برای من جالب بود. همین باعث شد ادامه بدهم تا رها شوم و به تعادل نسبی برسم.
تعادل برای من یعنی لذت بردن از تصمیماتی که میگیرم؛ اینکه بتوانم با بچههایم و همکارانم درست ارتباط بگیرم و وقتی فشار مالی میآید، دیگر مثل قبل حالم خراب نشود. من با فرماندهی مواد مخدر و حال خراب به کنگره آمدم، اما ادامه دادم.

الان یک سال و نیم است که پاک هستم و میخواهم همیشه به کنگره وصل بمانم. در تمام دعاهایم میگویم که من فقط یک کوچولو از کنگره را فهمیدهام.
یک نکته دیگر اینکه کمی اضافه وزن پیدا کرده بودم و گفتم بروم پارک ورزش کنم. در پارک محلهمان میبینم که چطور بچهها از سیگار و ویپ شروع میکنند و میرسند به حشیش و در آخر شیشه. وقتی آدم آموزش میبیند، میفهمد که چقدر با آن مسیر متفاوت است.
شما این تغییر را با آموزشهایی که گرفتهاید حس میکنید و همه اینها از برکت کنگره است. دیگر با آن جماعت همحس نیستی. برای همین تصمیم گرفتم برای ورزش دیگر به آن پارک نروم تا محیطش روی من اثر نگذارد.
ممنونم که به حرفهای من گوش دادید.
در ادامه رهایی نیکوتین مسافر امیرحسین رهجویی محترم راهنما مسافر غلامرضا

- تعداد بازدید از این مطلب :
82