English Version
This Site Is Available In English

آداب معاشرت؛ زیربنای درمان و رسیدن به تعادل

آداب معاشرت؛ زیربنای درمان و رسیدن به تعادل

پنجمین جلسه از دوره هفتم کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی صفادشت با استادی مسافر آبس، نگهبانی مسافر روان بخش و دبیری موقت مسافر بهروز با دستور: « آداب معاشرت ، ادب وبی ادبی ،تعادل وبی تعادلی » روز چهارشنبه20خرداد  ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، آبس هستم یک مسافر
خداوند را شکر می کنم که امروز در این جایگاه هستم تا آموزش بگیرم و خدمت کنم. از راهنمای عزیز آقا داوود وگروه مرزبانی که این فرصت در اختیار من قرار دادند سپاسگزارم. دستور جلسه امروز: «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» است.

در کنگره آموختیم که درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است. شاید در دوران مصرف، به دلیل تخریب‌های مواد مخدر، بسیاری از آداب و معاشرت‌ها را فراموش کرده بودیم یا اصلاً برایمان مهم نبود.کنگره به ما یادآوری کرد که نظم و احترام، بخشی از پروسه‌ی درمان است. در واقع، ادب و آدابِ معاشرت، ظاهرِ بیرونیِ تعادل ماست. وقتی ما در کنگره یاد می‌گیریم حرمت‌ها را رعایت کنیم، یعنی داریم یاد می‌گیریم که با خودمان و با هستی به تعادل برسیم.
می‌خواهم خاطره‌ای از دوران مصرفم تعریف کنم. آن زمان در مغازه‌مان کار می‌کردم و چون همیشه دیر به مغازه می‌رسیدم، با شریک‌مان و آن یکی همکارمان که با هم بودیم، مدام چالش داشتم. ما یک میز داشتیم که زیرش پلاستیک پهن کرده بودیم و چای دم می‌کردیم.

آن روز هم خیلی دیر رسیده بودم. بلافاصله بعد از اینکه وارد شدم، سراغ چای رفتم تا برای خودم بریزم. در همان حال، شریکم با لحنی کاملاً تحقیرآمیز و تند گفت: چای تازه دم کرده‌ام، من چای ریختم لیوان ، دیدم سرد است گفت چرا داری چای سرد می‌خوری؟من که آن دوران در اوج مصرف شیشه بودم، اصلاً تعادل روانی نداشتم و در تخریب‌ترین روزهای زندگی‌ام بودم. به خاطر همان بی‌تعادلی و فشاری که رویم بود، کنترلم را از دست دادم؛ همان‌طور که لیوان وفلاکس  چای در دستم بود، آن را به وسط جاده پرت کردم. الان که به آن اتفاق فکر می‌کنم، می‌گویم خدا رحم کرد که ماشینی رد نمی‌شد و حادثه‌ای پیش نیامد.وسط جاده افتاد و خرد شد. آن بنده خدا هم که حال و روز و بی‌تعادلی مرا می‌دانست، اصلاً چیزی نگفت و سکوت کرد.اما با ورود به کنگره و آموزش به تعادل رسیدم .
بی‌تعادلی همیشه از درونِ ناآرام سرچشمه می‌گیرد. انسانِ بی‌تعادل، کلامش، رفتارش و نگاهش هم بی‌تعادل است. وقتی انسان از تعادل خارج می‌شود، به‌راحتی به حریم دیگران تجاوز می‌کند، وسط حرف دیگران می‌پرد، نظم جلسه را به هم می‌زند یا در صف نانوا حق دیگران را رعایت نمی کند در نتیجه، بی‌ادبی متولد می‌شود.اما وقتی به سمت تعادل حرکت می‌کنیم، آن قدرت درونی بازمی‌گردد. ادب در کنگره یعنی دانستنِ جایگاه. اینکه بدانیم در برابر راهنما، مرزبان، یکدیگر و خودِ کنگره چگونه رفتار کنیم. ادب داشتن نشانه‌ی ضعف نیست، اتفاقاً نشانه‌ی بالاترین سطحِ اقتدارِ یک انسان است. کسی که بر خودش مسلط است، همیشه مؤدب و محترم باقی می‌ماند.


در کنگره ۶۰، ما با رعایتِ همین جزئیاتِ کوچک مثل وقت‌شناسی، پوشش سفید، احترام به جایگاه‌ها و گوش دادن به مشارکت دیگران، آرام‌آرام به آن تعادلِ لازم می‌رسیم. باید با خودمان عهد ببندیم که اگر جایی در رفتارمان، در خانه یا در جامعه، دچار بی‌تعادلی یا بی‌ادبی می‌شویم، آن را به عنوان یک نقطه ضعف شناسایی کنیم و با آموزش گرفتن، آن را اصلاح کنیم.
از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما ممنونم.

تایپ ، ویراستاری و ارسال: مسافرحسن خدمتگذار سایت
عکس: مرزبان خبری مسافر بهمن
مسافران نمایندگی صفادشت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .