جلسه دهم از دوره اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ روزهای سهشنبه نمایندگی بجنورد به استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر کاظم، نگهبانی موقت مسافر رضا و دبیری مسافر دانیال با دستور جلسه "آداب معاشرت، ادب وبی ادبی، تعادل و بی تعادلی" در تاریخ 19 خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، کاظم هستم یک مسافر. ابتدا از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و عزیزانی که این فرصت را فراهم کردند تا در این جایگاه قرار بگیرم تشکر میکنم. موضوع جلسه هم دربارهی **آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بیتعادلی** می باشد؛ موضوعی که واقعاً برای من جای فکر و تأمل زیادی دارد، چون اگر انسان در آداب و رفتار خودش دقت نکند، بهراحتی از تعادل خارج میشود.
من قبل از ورود به کنگره ۶۰، در خیلی از مسائل اجتماعی مشکل داشتم. در صحبت کردن، در برخورد با دیگران، در رعایت حرمتها و حتی در سادهترین روابط روزمره، تعادل نداشتم. اما به برکت آموزشهای کنگره و با راهنماییهایی که گرفتم، کمکم متوجه شدم که انسان فقط با درمان جسمی به تعادل نمیرسد، بلکه **آداب معاشرت** هم بخش مهمی از درمان است.
یکی از چیزهایی که برای من خیلی مهم شد، **حرمتهای کنگره** بود. فهمیدم بعضی کارها مثل قرض گرفتن، تجسس، غیبت و کارهایی از این دست، فقط یک رفتار ساده نیستند؛ اینها آرامآرام تعادل انسان را بههم میزنند. وقتی انسان از این حرمتها خارج میشود، هم حال خودش خراب میشود و هم به دیگران آسیب میزند. برای من این مسئله خیلی روشن شد که اگر میخواهم در مسیر درمان بمانم، باید حرمتها را جدی بگیرم.
از طرف دیگر، یاد گرفتم که **آداب معاشرت** فقط یک ظاهر نیست؛ یک باطن دارد. یعنی نحوهی حرف زدن، احترام گذاشتن، حد و مرز نگه داشتن و درست رفتار کردن، همه جزو آموزشهایی هستند که آدم را به تعادل میرسانند. من در زندگی خودم دیدم که وقتی این آموزشها را بهکار بستم، روابطم با آدمها تغییر کرد. خیلی از افراد و ارتباطات نامناسب، خودشان از زندگی من کنار رفتند و به جایش آرامش بیشتری وارد شد.
.jpg)
یکی از بخشهایی که برای من بسیار ارزشمند بود، **لژیون سردار** است. من باور دارم که خدمت مالی در کنگره، فقط کمک کردن از نظر پول نیست؛ بلکه نوعی **آموزش بخشش، مشارکت و خدمت** است. حتی اگر انسان کم هم بتواند کمک کند، همان مقدار کم، اگر با نیت درست باشد، اثر خودش را دارد. من خودم تجربه کردم که بخشش و خدمت، حال انسان را بهتر میکند و به او حس خوبی میدهد.
همچنین در جایگاههای خدمتی مالی مثل **سرداری، دنوری و پهلوانی** هم حضور داشتم و برای من این تجربهها خیلی ارزشمند بود، چون احساس کردم بعد از اینکه کنگره من را دوباره به زندگی برگرداند، وظیفه دارم من هم به سهم خودم برای کنگره خدمت کنم. این خدمت، فقط یک کمک مالی نیست؛ در واقع یک جور **ادای دین** است به جایی که انسان را احیا کرده.
در نهایت، برداشت من این است که **کنگره ۶۰** فقط جای درمان اعتیاد نیست؛ جایی است برای ساختن دوبارهی انسان. جایی که آدم یاد میگیرد چگونه متعادل زندگی کند، چگونه احترام بگذارد، چگونه خدمت کند و چگونه از خودخواهی فاصله بگیرد. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، یقیناً برای نسلهای بعد هم میتواند چراغ راه باشد.
درادامه چهارمین آزمون داخلی:
.jpg)

مرزبان خبری: مسافر صادق
تایپ: مسافر موسی الرضا لژیون سوم
ارسال: مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
93