جلسه دوم از دوره اول لژیون های سردار کنگره ۶۰ نمایندگی بجنورد به استادی دنور محترم مسافر حسین، نگهبانی مسافر یوسف و دبیری مسافر علی با دستور جلسه "آداب معاشرت، ادب وبی ادبی، تعادل و بی تعادلی" در تاریخ 19 خردادماه ۱۴۰۵ ساعت 15:3۰ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، حسین هستم یک مسافر. اول از همه از راهنمای محترم و عزیزانی که این فرصت را فراهم کردند تشکر میکنم. موضوع جلسه دربارهی **آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی** بود؛ موضوعی که برای من بسیار قابل تأمل است، من قبل از آشنایی با کنگره ۶۰، در زندگی شخصی و خانوادگیام **تعادل نداشتم**. خیلی وقتها با **پرخاشگری، زورگویی، لجبازی و چالش** با اطرافیان برخورد میکردم. تصورم این بود که درست میفهمم و دیگران باید مطابق خواستهی من رفتار کنند، اما بعدها متوجه شدم این نگاه، نشانهی بیتعادلی من بوده است.
با ورود به کنگره، کمکم با مفهوم واقعی **تعادل** آشنا شدم. فهمیدم که تعادل فقط در مصرف نکردن خلاصه نمیشود، بلکه در رفتار، گفتار، معاشرت و حتی در نوع نگاه انسان به زندگی هم باید خودش را نشان بدهد.
یکی از بخشهای مهم آموزش برای من، **لژیون سردار و پرداخت مالی** بود. راستش اوایل نسبت به این موضوع نگاه مثبتی نداشتم. وقتی بحث گلریزان و پرداخت مطرح میشد، در ذهنم مقاومت وجود داشت. حتی این مسئله برای من و همسفرم باعث **چالش و تنش** شد، چون فکر میکردم پرداخت مالی یعنی از دست دادن، در حالی که بعداً فهمیدم این یک نوع **آموزش، خدمت و مشارکت** است.
.jpg)
من از مبلغ کم شروع کردم. در ابتدا برایم سخت بود، اما به مرور زمان تجربه کردم که این کار فقط یک پرداخت ساده نیست، بلکه راهی است برای **بخشیدن، رشد کردن و رسیدن به تعادل**. فهمیدم که باید انسان خودش این مسیر را تجربه کند تا ارزش آن را درک کند. همانطور که کسی که چیزی را از نزدیک لمس نکرده، نمیتواند دربارهی آن قضاوت درستی داشته باشد، در مورد پرداخت مالی هم باید انسان خودش تجربه کند تا بفهمد چه تأثیری درون او و زندگیاش ایجاد میکند.
با ادامهی این مسیر، کمکم دیدم که **زندگیام تغییر کرده** است. چیزهایی که فکر میکردم از دست دادهام، در مسیر دیگری به من برگشت. از نظر مالی، خانوادگی و حتی از نظر آرامش درونی، نظم بیشتری در زندگیام ایجاد شد. امروز باور دارم که بسیاری از این گشایشها را مدیون کنگره ۶۰ هستم؛ چون اینجا فقط درمان جسم نیست، بلکه آموزش زندگی هم هست.
به نظر من، کنگره به ما یاد میدهد که **تعادل مرحلهبهمرحله** به دست میآید. ما نباید فکر کنیم با قطع مصرف، همه چیز تمام شده است. مسیر درمان با **آموزش، خدمت، پرداخت و رعایت حرمتها** ادامه پیدا میکند. لژیون سردار برای من فقط یک عنوان مالی نبود؛ یک مسیر تربیتی بود که باعث شد نگاه من به پول، خدمت و زندگی تغییر کند.
در پایان عرض میکنم که هرچه انسان در کنگره خدمت و پرداخت کند، باز هم کم است؛ چون آنچه از کنگره دریافت میکند بسیار بیشتر از چیزی است که میدهد.
مرزبان خبری: مسافر صادق
ارسال: مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
93