English Version
This Site Is Available In English

تعادل از درمان مهم تر است

تعادل از درمان مهم تر است

جلسه سیزدهم از دوره هشتم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی شوشتر با استادی اسیستانت همسفر شهلا، نگهبانی همسفر سهیلا و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی» روز دوشنبه ١٨ خردادماه ١۴٠۵ ساعت ١٧:٠٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان جلسه ممنونم که اجازه دادند خدمت کنم. خوشحالم که در کنار شما هستم. رهایی‌های شعبه را تبریک می‌گویم. ان‌شاءالله که این رهایی‌‌ها ادامه‌دار باشند. دستور جلسه این هفته آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی است. یکی از دستور جلساتی است که همیشه بوده و آقای مهندس خیلی روی آن تاکید داشتند. آقای مهندس می‌گویند: یک هروئینی با ادب خیلی ارزشمندتر از یک شخصی است که مصرف کننده نیست: ولی تعادل ندارد و بی‌ادب است. این نشان دهنده این است که چه قدر مهم است ما بتوانیم ادب را رعایت کنیم.

آداب و معاشرت یک سری از رفتارهایی است که اگر ما آن‌ها را رعایت کنیم، خیلی راحت‌تر می‌توانیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم و این‌که در جامعه هم مورد احترام واقع می‌شویم. آداب و معاشرت یعنی ما وقتی جایی وارد شویم سلام کنیم، این‌که دربزنیم و با اجازه وارد شویم. چیزهای خیلی جزئی ولی این‌که اگر من بتوانم آن‌ها را رعایت کنم چه قدر جایگاه خودم تغییر می‌کند. این خیلی مهم است. همان آدابی که آقای مهندس خیلی روی آن‌ها تأکید دارند حتی در غذا خوردن این‌که چنگال و قاشق را با کدام دست بگیریم چه طوری برنج را در قاشق بریزیم.

در فیلم‌های خارجی اگر نگاه کرده باشیم دیده‌ایم که یک سری آدم‌ها که می‌خواهند جایگاه خاصی داشته باشند به آن‌ها آموزش داده می‌شود؛ حتی این‌که چه طوری روی میز بنشینند، کدام ظرف مال کدام غذا است و چه طوری باید این غذاها سرو شوند. حالا آقای مهندس این‌جا به ما آموزش می‌دهند و تأکید می‌کنند که این باعث می‌شود اگر ما سر و صدا کنیم موقع غذا خوردن چه قدر برای دیگران آزاردهنده است یا اگر من به جایی وارد شوم، مثلا وقتی وارد خانه شوم سلام نکنم دیگران مرا نگاه می‌کنند و می‌گویند: چه قدر این فرد بی‌ادب است؛ پس آداب و معاشرت رفتارهایی است که اگر من آن‌ها را انجام بدهم جایگاه خودم را در جامعه تثبیت می‌کنم. 

ادب و بی‌ادبی؛ ادب هم یکی از چیزهایی است که اگر رعایتش کنیم خیلی راحت‌تر می‌توانیم با دیگران ارتباط بگیریم و راحت‌تر دیگران را درک کنیم. کمتر کسی دوست دارد با انسان بی ادب هم صحبت شود. اشخاصی که مصرف کننده هستند و وارد کنگره می‌شوند حتی خانواده‌های آن‌ها که همسران آن‌ها هستند به دلیل یک سری موارد شاید به سمت بی‌ادبی سوق داده شوند. حالا حتماً مصرف کننده بودن دلیل بر این موضوع نیست. حالا من کنگره‌ای‌ ها را مثال می‌زنم؛ این‌که شاید این اتفاق بیفتد که از تعادل خارج شود و آدمی باشد که با دیگران خیلی خوب برخورد نکند، پرخاشگر باشد، الفاظ بد به کار ببرد؛ ولی وقتی وارد کنگره می‌شود و حرمت کنگره خوانده می‌شود که از الفاظ نامناسب استفاده نکنید، پوشش درست داشته باشید همه این‌ها را ذره‌ذره شخص آموزش می‌بیند این ادب را در لژیون از راهنمایش یاد می‌گیرد. 

این‌که وقتی یکی شال گردنش است جلویش باید بلند شود، کم‌کم فرد آماده می‌شود برای حضور در جامعه و می‌بینیم از یک مصرف کننده بی‌تعادل و شاید بی‌ادب تبدیل می‌شود به یک فرد با ادب که فرد وقتی در خانواده خود حضور پیدا می‌کند، آن‌ها می‌گویند: کجا رفته‌ای که این‌قدر تغییر کرده‌ای؟ حتی نحوه صحبت کردن و کلماتی که به کار می‌برد تغییر می‌کند. اینجا حتی برخورد یک آقا با یک خانم را به آقایان آموزش می‌دهند که چه الفاظی به کار ببرد و چه الفاظی به کار نبرد.

تعادل و بی تعادلی؛ در کنگره یک جمله داریم (درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان) ترک را همه ما قبل از کنگره تجربه کرده‌ایم. دیدیم که مسافران ما به دلیل درست نشدن سیستم جسم دوباره برگشت کردند تا زمانی که به کنگره آمدیم و اصولی با روش DST و دارویی درست درمان صورت گرفت. اینجا می‌گوید تعادل از درمان هم مهم‌تر است؛ یعنی فردی که مصرف کننده بوده و به درمان رسیده، لزوماً آدم متعادلی نیست مگر این‌که آموزش بگیرد و در کنگره بماند و یک سری مسائل را درست آموزش ببیند که رو به تعادل برود.آقای مهندس و استاد امین می‌گویند: خانواده خیلی مهم است. شخصی که در کنگره حضور دارد، حتی نباید تمام وقت خود را برای کنگره بگذارد و خانواده را رها کند که وقت تفریح نداشته باشد؛ همان‌طور که روی آمدن به کنگره تأکید می‌شود، روی بنیان خانواده هم تأکید می‌شود تا تعادل برقرار شود.

پس تعادل یعنی من عدالت را در همه جا رعایت کنم. حد وسط همه چیز را بلد باشم و بدانم جای هر چیزی کجاست. وقتی این‌ها را یاد گرفتم خودم کمتر اذیت می‌شوم. به خاطر این‌که من وقتی مدام وسط حرف دیگران بپرم و بلد نباشم چه حرفی را کجا بگویم، وقتی عجول باشم، مدام با دیگران درگیر هستم و دائما با خودم می‌گویم که چه کنم، شخصی که من را اذیت کرده چطوری اذیت کنم. در این صورت فکر من مدام درگیر است و آرامش ندارم؛ پس اگر من آداب معاشرت را اصولی یاد بگیرم، ادب را اصولی رعایت کنم به تعادل نزدیک می‌شوم.

عدالت هم این نیست که همه با هم برابر باشند؛ عدالت یعنی هر چیزی سر جای خودش باشد. اگر من امروز همسفر یک مصرف کننده شده‌ام باید این جایگاه را تجربه می‌کردم و آن سختی‌ها را متحمل می‌شدم. هر کسی در هر جایگاهی که هست عین عدالت است. اگر من می‌خواهم جایگاهم تغییر کند؛ باید خودم تلاش کنم، یاد بگیرم با دیگران ارتباط برقرار کنم و آموزش درست بگیرم. به نظر من این جا تنها جایی است که آموزش درست به ما می‌دهند تا بتوانیم ارتباط با دیگران را اول یاد بگیریم بعد در جامعه آن را به کار بگیریم.

مرزبانان کشیک: همسفر مهناز و مسافر رضا
تایپیست و عکاس: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر زینب
همسفران نمایندگی شوشتر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .