English Version
This Site Is Available In English

پذیرش واقعیت، آغاز تغییر است

پذیرش واقعیت، آغاز تغییر است

گاهی انسان در دل تاریکی‌ها زاده می‌شود؛ در میان درد، اعتیاد، سردرگمی و بی‌پناهی و گاهی در میانه‌ ابهام روزگار، دل‌خسته و ذهن پریشان می‌ماند. دلتنگی چون بغضی تلخ در گلو می‌نشیند و زمان، گویی از حرکت بازمی‌ماند. من یکی از آن انسان‌هایی بودم که از دل؛ خسته، شکسته و دور از خود واقعی‌ام بودم؛ اما روزی رسید که نسیمی از دانایی وزید و مرا به‌سوی نوری کشاند که نامش جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ بود.

کنگره۶۰ غیر از درمان اعتیاد، تولدی دوباره در اندیشه، احساس و عشق من شد. از دل آموزش‌های مهندس دژاکام، حقیقتی را یافتم که شاید اکنون هنوز عمقش را درک نکنم؛ دیدن الگوهای ناب، راهنمایی استاد عزیزم خانم کماندار و همسفر زهره، مهربانی دوستان و خانواده واقعی‌ من در کنگره، همه مرا تبدیل کرد به ققنوسی که از خاکستر خویش برخاست.

در این مسیر، عشق به مخلوق را آموختم، پذیرش را چشیدم و دانستم که زندگی زیباست؛ وقتی با واقعیت آن آشتی کنیم. «این عشق، نه از آتش و آب است و نه از باد؛ بلکه از جان جانان برمی‌خیزد.» علم کنگره، تجسم همین عشق جانان است؛ علمی که درمان را از جنس محبت می‌بیند و انسان را به مقام تفکر، ایمان و عمل سالم  می‌رساند. من امروز آزادم و اگر کسی این نوشته را می‌خواند و هنوز در بند ناامیدی است، فقط یک جمله می‌گویم: نور همیشه هست، فقط باید چشم دانایی را باز کرد تا دیده شود. من‌هم در همان جای تو بوده‌ام، جایی میان درد و سکوت؛ اما باور کن تو هم می‌توانی برخیزی.

در کنگره۶۰، نه‌تنها جسم من به تعادل رسید؛ بلکه جانم دوباره متولد شد. از دل آموزش‌های ناب مهندس بزرگوار و از علم بی‌نظیر DST آموختم که اعتیاد نه گناه است و نه ضعف؛ بلکه نوعی بیماری‌ است که با شناخت، نظم و عشق می‌توان درمانش کرد. هر جلسه، هر سخن استاد، هر تجربه‌ راهنما و مشارکت دوستان، پله‌ای به سوی شناخت بیشتر خودم بود. با ورود به کنگره، دوستانی یافتم که خویشان واقعی‌ من شدند؛ انسان‌هایی که درک کردند و قضاوت نکردند، دستم را گرفتند؛ نه از سر ترحم، بلکه از سر ایمان به تغییر. و چه اعجاز زیبایی‌ است در این سیستم علمی؛ مثلث درمان، مثلث دانایی و آن نظم الهی که مهندس دژاکام آن را به‌زیبایی، در قالب آموزش‌ها تبیین کرده‌اند. گویی علم و عشق در آغوش هم قرار گرفته‌اند تا انسان را از غفلت به بیداری برسانند.

در میان سخت‌ترین روزها، یاد گرفتم که صبر، کلید درهای بسته است. یاد گرفتم که پذیرش واقعیت، آغاز تغییر است. دیگر از خود فرار نکردم؛ روبه‌رو شدم، پذیرفتم و آرام‌آرام، ققنوس درونم جان گرفت. در کنگره آموخته‌ام که علم فقط در کتاب‌ها و مقالات خلاصه نمی‌شود؛ علم نوری‌ است که از دل اندیشه‌های بیدار می‌تابد، از تجربه، از اشک‌ها و لبخندهایی که به شناخت رسیده‌اند. هر مقاله‌ای که نوشته و هر تحقیق علمی که انجام می‌شود، تکه‌ای از حقیقت را به جهان اضافه می‌کند و شاید همان تکه نجات‌بخش دلی باشد.

سپاس بی‌پایان از مهندس دژاکام که با علم، عشق و ایمان خود چراغی برای میلیون‌ها انسان افروختند. کشفیات ایشان، ورای یک روش درمان است؛ این علم، راهی‌ برای رسیدن به تفکر الهی، نگاهی تازه به زندگی، و عشقی عمیق به خالق و مخلوق است. اکنون رهایی را حس می‌کنم؛ نه فقط از بند تاریکی‌های اعتیاد؛ بلکه از زنجیرهای درونی که سال‌ها ذهنم را بسته بود. دیگر از روزهای تاریک نمی‌گریزم؛ چون می‌دانم نور همیشه هست، حتی اگر هنوز پیدایش نکنم.

در علم و محبت کنگره، هیچ انسانی تنها نیست. فقط کافی‌است ایمان بیاوری، حرکت کنی و بگذاری دانایی، راهت را روشن کند. ققنوس؛ هر روز، در دل انسان‌های در مسیر عشق و دانایی، دوباره متولد می‌شود. امروز، میان این آشفتگی‌ها، قدر این علم را بیشتر می‌دانم. شاید هنوز پاسخ بسیاری از پرسش‌هایم را نیافته باشم؛ اما ایمان دارم که همین مسیر تحقیق، همین جست‌وجوی عاشقانه‌ حقیقت، مرا آرام‌آرام از مه عبور می‌دهد و روزی خواهم فهمید که هیچ دلتنگی بی‌دلیل نیست، هیچ تحقیقی بی‌ثمر نمی‌ماند و هیچ نوری بدون تاریکی معنا نمی‌یابد.

نویسنده: دستیار اسیستانت همسفر رویا
رابط خبری: مرزبان خبری همسفر مریم
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون بیست‌وششم) دبیر اول سایت
همسفران شعبه شیخ بهایی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .