English Version
This Site Is Available In English

هر جایگاهی رنگ و بوی خود را دارد

هر جایگاهی رنگ و بوی خود را دارد

همسفر نفیسه به همراه مسافر خود با آنتی‌ایکس مصرفی انواع مواد مخدر وارد کنگره شدند، ۱۴ ماه سفر کردند به راهنمایی راهنما مسافر علیرضا و راهنمایی راهنما همسفر وجیهه به روش DST با داروی OT، اکنون شش سال است که با دستان پر مهر آقای‌مهندس آزاد و رها هستند.

اینک به واسطه تجلیل ایشان مصاحبه‌ای ترتیب داده‌ایم که تقدیم نگاه شما مهربانان همیشه همراه می‌نمائیم.

لطفاً بفرمائید؛ مهم‌ترین عاملی که در این مدت ۴ ساله، یاری‌گر شما در لژیون و نیز خدمت صادقانه در کنگره، چه چیزی بوده است؟

شاید مهمترین و بیشترین عاملی که یاری‌گر من در لژیون و خدمت در کنگره بود، اولین چیز همان متن حرمت کنگره است، زیرا حرمت کنگره در واقع آدرس مهمی را به ما اعضا نشان می‌دهد و محدودیت‌هایی را برای ما تعیین کرده که چه بخواهیم و چه نخواهیم موجب می‌شود که پای خود را فراتر از خط‌های تعیین شده نگذاریم، حرمت کنگره بسیار در خدمت‌ها به ما کمک می‌کند؛ زمانی‌که جن درون یا نفس انسان می‌خواهد فرمان‌های نادرست دهد، حرمت کنگره مهر تأییدی برای انجام ندادن آن کار، ضدارزش و صادقانه عمل کردن است، دومین چیزی که بسیار کمک کننده است به نظر بنده آن پیمانی است که در شروع هر خدمت بسته می‌شود،  متن پیمان را در شروع خدمت راهنمایی، مرزبانی، ایجنتی داریم، من شخصاً در طول این چهار سال متن پیمان خود را در بسیاری از جلسات قبل از این‌که در شعبه حاضر شوم مروری می‌کردم که فراموش نکنم برای چه چیزی شال خدمت بر گردن من است، سومین مورد که بسیار کمک کننده یک راهنما در طول دوران خدمت است وجود سی‌دی‌ها، نشریات، کتاب‌ها و جزوه‌ها است ، آقای‌مهندس اغلب اوقات می‌فرمایند؛ ما برای مدتی تالار گفتگو در سایت‌های مجازی به راه انداختیم و در این تالارهای گفتگو موضوعی برای ارائه نبود، افراد کنگره اوایل در تالار گفتگو بحث‌های متعددی از جمله؛ بحث‌های سیاسی، دینی و اعتقادی می‌کردند و بعد از مدتی به خاطر این مسائل آن تالار تعطیل شد و علت این بود که موضوعی برای گفت‌و‌گو وجود نداشت؛ اکنون می‌دانیم و در کنگره آموزش گرفته‌ایم که اگر ذهن کاری برای انجام دادن و حرفی برای گفتن نداشته باشد، قطعاً به بیراهه می‌رود، چیزی که در لژیون‌ها و به استحکام لژیون و راه یک راهنما کمک می‌کند این است، در هر جلسه میوه‌های متنوع داریم که می‌توانیم در لژیون استفاده کنیم؛ همچنین  آموزش‌های متنوع از کتاب‌ها، سی‌دی‌ها و جزوه‌ها، همچنین هر جلسه، دستور‌جلسه و عنوانی برای بحث و مشارکت داریم؛ زیرا اگر این گفت‌وگو‌ها نباشد، قطعاً لژیون‌ها مملو از مسائل اعتقادی، مذهبی، غیر‌مذهبی، سیاسی و مسائلی که در کنگره۶۰ ممنوع می‌باشد و این بسیار مهم است که در هر جلسه به اصطلاح موضوعی برای صحبت کردن در کنار هم وجود دارد، موضوع اصلی همان درمان اعتیاد است که در لژیون به آن قضیه می‌پردازیم.

برای ما زیباترین خاطره و اتفاقی که در دوران خدمت در لژیون خود تجربه کردید را بیان کنید؟

اگر بخواهم با یک چشم‌انداز چهارساله به این سؤال پاسخ دهم؛ باید بگویم لحظات بسیاری هستند که به بهترین خاطرات یک راهنما تبدیل می‌شوند، شاید بتوان گفت بهترین خاطرات من دراین چهار سال، لحظات رهایی بوده، برای یک راهنما بسیار لذت‌بخش است که بعد از ده الی یازده ماه، شاهد رهایی مسافر و همسفر باشد، از دیگر خاطرات خوشی که می‌توانم برای شما بگویم، لحظات تولد رهجوها است؛ زمانی‌که راهنما همراه رهجو به جایگاه می‌رود و جشن تولد را برگزار می‌کند، این صحنه‌ها از بهترین خاطرات من است، اگر بخواهم باز هم به موارد دیگر اشاره کنم، بایستی از لحظه‌هایی بگویم که راهنما متوجه می‌شود رهجو، خدمتگزار شده است؛ یعنی مانا و ماندگار گشته، بعد از سفر دوم در کنگره۶۰، این لحظات برای یک راهنما بسیار شیرین و لذت‌بخش است، در مجموع، نمی‌توان رابطهٔ راهنما و رهجو را رابطه‌ای مادر و فرزندی نام گذاشت، شاید این مثال درست نباشد؛ اما احساسی که میان آنها است، کمتر از رابطهٔ مادر و فرزندی نیست، راهنما لحظه‌به‌لحظهٔ رشد و ارتقای رهجو را می‌بیند و این دیدن، خود جزئی از بهترین خاطرات و تاریخ‌های ماندگار در ذهن او می‌شود.

لطفاً یکی از خصوصیات بارزی که در زمان رهجو بودن داشتید و اکنون نیز به آن افتخار می‌کنید را برای ما بیان کنید.

من همیشه معتقد هستم اگر ویژگی یا خصوصیت خوبی در من وجود دارد، دیگران؛ باید آن را بگویند و خود نباید به آن اشاره کنم؛ اما از آنجا که این بخشی از سؤالات مصاحبه است، تعریف از خود محسوب نمی‌شود و دال بر منیت نیست، در دوران رهجو بودن خود رهجوی کاملاً فرمانبرداری بودم، اگر بخواهم خاطره‌ای را که فقط با راهنمای خود داشتم تعریف کنم، روزی برای رهایی خود به تهران می‌رفتیم راهنمای من پرسید نفیسه، اگر الان در طبقهٔ سوم یک آپارتمان باشیم و من به تو بگویم خود را از بالا به پایین پرت کنی، آیا بدون تفکر این کار را انجام می‌دهی یا از چنین کاری ممانعت می‌کنی؟ گفتم چون در کنگره فرمانبردار بودن را آموزش دیده‌ام و شما همیشه به ما یاد دادید که راهنما چیزی جز صلاح رهجو را نمی‌خواهد، من بدون هیچ تفکری این کار را می‌کنم؛ زیرا یقین دارم که حتماً حکمت و صلاحی پشت این خواستهٔ راهنما بوده است، این فرمانبرداری و ایمان قوی‌ که نسبت به سیستم و راهنمای خود داشتم، در سفر اول همراه و یار همیشگی من بود، همان ایمان باعث شد در این مسیر بمانم، مانا باشم، خدمتگزار شوم و عاشقانه در این راه رکاب بزنم، فکر می‌کنم بزرگترین صفتی که می‌تواند ماندگاری یک رهجو را تضمین کند و او را به خدمتگزاری شایسته تبدیل نماید، همین که فرمانبرداری از سیستم و قوانین را بدون چون و چرا و فقط با گفتن چشم اجرا نماید.

لطفاً بفرمایید؛ چه عاملی باعث ماندگار شدن و نیز راهنما شدن  شما در کنگره شده است؟

اگر بخواهم به موارد دیگر نیز اشاره داشته باشم علاوه بر فرمانبرداری که بسیار عامل ادامه حرکت است، در سی‌دی خدمت دکتر امین می‌فرمایند؛ نیاز ما در دل دیگران و نیاز دیگران در دل ما است، این‌که اگر انسان فکر کند می‌تواند تک بعدی پیش برود و فقط خود کاری را به انجام برساند و تنها دریافت کننده باشد، این طرز فکر درکنگره۶۰ کاملاً اشتباه و غلط است، در واقع تنها چیزی که بعد از فرمانبرداری عامل اتصال من با کنگره۶۰ شد این شعار همیشگی کنگره بود که؛ دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند، زمانی به یک طرز فکری رسیدم که پشت این رهایی و حال خوب من انرژی‌های بسیاری از افراد صرف شده؛ بنابراین من نیز باید این انرژی‌ها را برای دیگران صرف کنم که در راه مانده‌اند و از مشکل اعتیاد در رنج هستند، همین امر سبب شد خدمت‌های گوناگون را تجربه کنم و به اصطلاح مانا و ماندگار شوم. ما باید بدانیم که تنها دریافت کننده بودن کافی نیست و انسان به همان اندازه که دریافت دارد؛ باید پرداخت نیز داشته باشد، به گفته دکتر امین؛ تبادل انرژی و اختلاف پتانسیل اتفاق بیفتد که دچار انفجار سلولی و گردباد سبز کنگره نشویم و همیشه در این مسیر بتوانیم مانا و ماندگار باشیم.


و اما سؤال مشترکی که از تمام راهنمایان تجلیل شده می‌پرسیم، اگر بخواهید به عملکرد ۴ ساله خود نمره بدهید چه نمره‌ای است؟

در ارتباط با سؤال آخر شما، باز هم مثل دو پیام قبلی‌ام تأکید می‌کنم که این نمره را بیشتر رهجو‌ها باید به یک راهنما بدهند؛ شاید این سؤال کمی دشوار باشد، چون بخشی از سؤالات تجلیل است، من به خود نمره کامل نمی‌دهم و نمره ۱۹ را به خود اختصاص می‌دهم، یک نمره را به اصطلاح به عنوان تلرانس می‌گذارم، به این دلیل که معتقدم هیچ انسانی کامل نیست، ما در جایگاه خدمتی قرار می‌گیریم تا نواقص خود را تکمیل کنیم؛ اما قطعاً تا رسیدن به کمال مطلق راه باقی است، در طول این چهار سال نمی‌گویم که خطایی از من سر نزده است؛ جاهایی کم‌ و کاستی‌هایی وجود داشته که امیدوارم رهجو‌ها با بزرگواری خود ببخشند، من به عملکرد چهار ساله‌ خود نمره ۱۹ می‌دهم، تا جایی که توانستم، در حدی که آموزش و آگاهی به من اجازه می‌داد، در این مسیر تلاش کردم و رکاب زدم، امیدوارم که این تلاش مورد قبول سیستم و خداوند قرار گیرد، اگر در جاهایی کمبود یا کاستی‌ احساس شده، آن یک نمره را به دلیل نواقصی کم می‌کنم که رهجو‌های عزیز متحمل شدند و به بزرگواری خود من را ببخشند.

کلام پایانی:

از مسیری که در آن قرار دارم، روزی نیست که شکرگزار نباشم و خداوند را سپاس نگویم، باور دارم که انسان‌های امروز، هر یک به نوعی در جستجوی دریچه‌ها و راه‌هایی برای یافتن آرامشی نسبی هستند، بسیاری از آن‌ها، چنان‌که در سی‌دیِ درگیری با خودِ آقای‌مهندس اشاره شد، از مسیرهای ضدارزش به دنبال آرامش می‌گردند، شاید ما نیز پیش از آشنایی با کنگره‌۶۰، دچار همین باورهای اشتباه بودیم و گمان می‌کردیم؛ برخی راه‌ها ما را به کمال و آرامش می‌رسانند؛  اما این خطر از کنار گوش ما گذشت و با کنگره‌۶۰ آشنا شدیم، واقعاً شب و روزی نیست که بابت محیطی که در آن خدمتگزاریم شکرگزاری نکنم، در پایان کلام، دلم می‌خواهد این پیام را به سفر دومی‌های عزیز برسانم که هر جایگاهی، بی‌گمان رنگ و بوی خوش خود را دارد؛ اما برای من شخصاً جایگاه راهنمایی، تجربه‌ای متفاوت بود، به واسطهٔ این جایگاه، بسیار بزرگ‌تر شدم، عاقل‌تر گشتم و سطح آگاهی و دانایی‌ام به شکل چشم‌گیری افزایش یافت، این چهار سال خدمت، چنین هدیه‌ای برای من داشت، امیدوارم این آگاهی برای تمامی سفر دومی‌ها نیز رقم بخورد، بدانند که نباید فقط دریافت‌کننده باشند؛ دریافت کردن تا جایی پاسخ می‌دهد؛ اما از یک نقطه‌ به بعد، انفجار سلولی رخ می‌دهد، اگر پرداختی در کار نباشد و این تبادل انرژی در کنگره اتفاق نیفتد، افراد قطعاً درگیر گردباد سبز کنگره‌۶۰ شده و به بیرون پرتاب می‌شوند؛ بنابراین دلم می‌خواهد این پیام را به سفر دومی‌های عزیز بدهم که در سفر دوم، تنها چیزی که حال خوش ما را تضمین می‌کند، خدمت گرفتن و خدمت کردن است، این مسئولیت، در جاهایی بر دوش ما سنگین‌تر می‌شود و همان‌جا است که باید با تفکر و تعهد پیش برویم، خداوند را بسیار شاکر هستم بابت این محیط و بی‌نهایت سپاسگزارم از آقای‌ مهندس و خانواده محترم ایشان که بستر کنگره‌۶۰ را برای آموزش ما فراهم کردند تشکر می‌کنم از راهنمایانی که در سفر اول و دوم در کنار من بودند و من را هدایت کردند و در نهایت، از اعضای سایت سپاسگزارم بابت طرح سؤالات خوب و این مصاحبه که به مناسبت تجلیل بنده تنظیم و تدوین شده است. متشکرم


طراح سؤال: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم)
مصاحبه‌کننده و ویرایش: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون بیست و هشتم)
عکس: همسفر  فریناز رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سوم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یازدهم)
همسفران نمایندگی سلمان فارسی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .