جلسه سیزدهم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی غزالی به استادی راهنمای جونز همسفر اعظم، نگهبانی راهنما همسفر سودابه و دبیری همسفر نازنین با دستور جلسه «تحقیقات کنگره ۶۰ ، مقالات و کنفرانس ها» روز 4 اسفندماه ۱۴۰۴ ساعت 14/30 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از چند نفر شنیدم که این دستورجلسه بسیار دستورجلسه سختی است و ربطی به لژیون سردار ندارد. خیلی در مورد آن فکر کردم و از دیشب تا حالا بههیچوجه به سایت متصل نشدم تا افکارم با نوشتهها تداخل پیدا نکند، ولی وقتی که حسی فکر کردم دیدم بسیار هم به لژیون سردار مربوط است، زیرا همانطور که نگهبان عزیز مطرح کردند، کنگره مثل مثلث متساوی اضلاع است: علم متخصصین، مسائل مالی و لژیون سردار دقیقاً مرتبط با این دستور جلسه هستند. سردار در صور ظاهرش مالی است، ولی در صور پنهانش خیلی عمیقتر از مسائل مالی است.
وقتی من با این سه ضلع تحقیقات کنگره، مقالهها و کنفرانسها روبهرو میشوم، ذهنم به روزگاران گذشته رجوع میکند، مردی بود به نام حسین دژاکام که در کنارشان یک خانم آنی وجود داشت. همه ما در پی فردی مانند خانم آنی هستیم که به خانواده، صبوری، عشق، ایثار و ماندن پای زندگی خیلی اعتقاد داشته باشد.
بهاینترتیب در کنار خانم آنی، مهندس دژاکام دانشمند شدند. در روزی از ماه مبارک رمضان، مثل ما که در زمستانیم و میخواهیم به بهار متصل بشویم، ایشان بذری را کاشتند. بذری که از نظر من مربوط به روز الست بود؛ پر از خرد، آگاهی، دانش روز و...
در آن زمان اعتیاد از نظر همه لاعلاج و پیشرونده بود. این آگاهی در دل سیاهیها رویید و درختی بسیار تنومند سر بالا آورد و ریشههای این درخت تنومند، وسعت تهران، استانهای ایران تا خارج از کشور را درنوردید. سپس شاخ و برگهایی پر از میوههای پر بار داد.
دردهای لاعلاج، اشکها و رنجهای مردم، سالهای سال، قرنها و جهانها غیرقابلدرمان بود. در کشورهای دیگر، درمان نیکوتین و انواع بیماریها هنوز باورپذیر نیست. درمان چاقی، یبوست و بسیاری از بیماریهای دیگری که آیندگان خواهند دید، محصول همین درخت هستند.
آنچه که من امروز میبینم این است که من در جامعه و جهانی زندگی میکنم که بسیاری از افراد، بیماریهای روانتنی، انواع سرطانها، کولیت استراتیو، روده زخم شونده، ام اس، صرع و... دارند، اما مسئله کجاست؟ مسئله این است که آن چیزی که ما یاد گرفتیم را نمیشود بهراحتی بهعنوان درمان و دارو برای انواع بیماریها در جهان پزشکی عنوان کنیم؛ وقتی مهندس خودشان به درمان پایدار رسیدند، خیلی از افراد دیگر هم به درمان رسیدند؛ سند بینقص این دستور جلسه، تکتک ما هستیم.
اکنون میگویم این دستور جلسه خیلی راحت و زیبا است و برای کسانی است که از این علم جهانی که میخواهد از شرق به غرب حرکت کند، اطلاعی ندارند؛ وگرنه برای ما که اظهرمنالشمس است که این اتفاقات افتاده است.
وقتی که آقای مهندس دیدند افراد در کنگره که یک مکان علمی و تحقیقاتی است، در کنار درمان مواد، الکل و... بیماریشان هم بر طرف شده، بر روی آنها تحقیقاتی انجام دادند. سپس آزمایشگاهی دایر شد به نام آزمایشگاه دژاکام و تحقیقات بر روی موشها صورت گرفت.
ما دانشگاه خوارزمی و... داریم، اگر سری به سایت در بخش فارسی و انگلیسی بزنیم، ریز تمام مطالب در آن جا وجود دارد؛ اصلاً نمیخواهم به این موضوع بپردازم، چون ما قرار نیست لقمههای علمی به هم بدهیم، سایت پر از این مقالات است. پروفسور ویلیام، دیدهبان بینالمللی ما فرمودند: کسانی که در آمریکا هستند به مطالب کنگره رجوع میکنند و این بسیار عظمت دارد، دانشمندی از کشور ایران این شرایط را فراهم کرده است. اتفاقی که بهوسیله مقالات افتاده این است که متوجه میشویم طبق آزمایشاتی که صورتگرفته، بیان ژنها تغییر میکند و فهم این مطالب به انسانها قدرت حرکت و تغییر میدهد؛ مثلاً شخصی در لژیون تغذیه میگوید من ژن چاقی دارم، می توانم به او بگویم قرار است تغییر بیان ژن بشود و همه چیز قابلتغییر است.
مهندس در بخش مکاتبات حسین و بیل میگویند: رویکرد تمام بیماریها با داروی اوتی و با روش دیاستی و مثلث دی او دی امکانپذیر است. این سخن آب پاکی بر وجود همه ما میریزد.
اکنون میخواهم دستور جلسه را به لژیون سردار ربط بدهم و جمعبندی کنم. آقای مهندس من را با جسمم آشتی میدهند. کتابهایی مثل کتاب چهارده مقاله داریم که به نظر من کاوش بین حلقههاست، کتاب ۶۰ درجه داریم، کتاب ساختمان جسم داریم و تمام این کتب من را با خودم آشتی میدهند و کمکم زبان جسمم را یاد میگیرم؛ این که چه مقدار بخورم، کی بخورم و... دقیقاً کاری که مسافر با اوتی خودش کرد؛ قرار است در تمام بیماریها با همان دیاستی به نتیجه برسیم. دررابطهبا لژیون سردار هم با خودم میگویم که اعظم، زمانی که سبد قانون یازدهم از جلوی تو عبور میکند به القا قمر وزیرت گوش میدهی یا شمس وزیرت؟ چقدر بریزم؟ اصلاً بریزم؟ تعهدی را که در روز گلریزان دادهام انجام میدهم؟ آیا باید خزانهدار پیمانم را یادآوری کند؟ آیا به آن وفادارم؟ آیا با هابیل خودم زندگی میکنم یا با قابیل خودم؟ آیا ربطی دارد؟ بلی، اگر من هنوز هابیل خودم را باور دارم، در لحظه میگویم روش پیدا شده است. آیا میشود روزی که سینه هیچ زنی تخلیه نشود؟ آیا میشود روزی سینه هیچ مادری تخلیه نشود؟ آیا میشود روزی موهای زیبای بچهای در اثر سرطان خون یا سرطان استخوان نریزد؟
قرار است من هابیل خودم بشوم و داشته خودم را خرج نوهها، نتیجهها، نبیرهها و نسلهایی بکنم که همه از یک نسل هستیم، همه روحهای واحدهای هستیم و می توانیم همه را سمت جهانی سوق بدهیم که به وحدت برسیم.
اینجا میخواهم دعا بکنم و بگویم خدایا اگر من نادانسته به خودم، خانوادهام، طبیعت، هستی و هر کسی خسارتی زدهام، از تو میخواهم به من یک دل دریایی، صبور و بخشنده بده که بتوانم داشته خودم را در جهت تحقق تحقیقات کنگره۶۰، مقالهها و همایشهای آقای مهندس در جریان بگذارم تا هیچکسی از درد بیماریهای لاعلاج درد و عذاب نکشد و اگر کسی به جهان دیگر میرود در اثر کهولت سن باشد.



تایپیست و عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول)، دبیر سایت
ویراستاری و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول)، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
133