سیزدهمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاههای آموزشی- خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی بنفشه شیروان، با استادی راهنما مسافر مریم، نگهبانی مسافر فاطمه و دبیری مسافر فائزه، با دستور جلسه "هفته راهنما" روز چهارشنبه 29 بهمن ماه 1404 راس ساعت 11:30 آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان مریم هستم یک مسافر
خداوند را بسیار شاکر و سپاسگزارم که امروز در این جایگاه قرار دارم. به همگی خوشامد میگویم. دستور جلسه امروز هفته راهنما است. این هفته را در رأس به جناب مهندس که اولین راهنمای کنگره ۶۰ و یا بهتر بگویم استاد راهنمای کنگره ۶۰ هستند از صمیم قلب تبريک عرض مینمایم. در ادامه به تمامی راهنمایان شعب مختلف، همچنین خانم مونا ایجنت شعبه بنفشه و تمام راهنمایان این شعبه خیلی تبریک میگویم.
ما روز اول که وارد کنگره میشویم، راهنمای تازه واردین به ما مشاوره میدهد و توضیح داده میشود که روش درمان چگونه است. در ادامه رهجو وارد لژیون DST میشود و مسیری را آغاز میکند؛ باید دارویش را درست استفاده کند، سی دی بنویسد، آموزش بگیرد و ... اولین سی دی وظایف رهجو است.
شخصی که وارد کنگره میشود، مصرف کننده است، ولی زمانی که سفرش را شروع میکند، تبدیل میشود به یک مسافر یا همان رهجوی سفر اولی. واژه رهجو به معنای جوینده راه است. فردی که راه را پیدا کرده، باید مسیری را طی کند تا به هدفش که درمان اعتیاد است، برسد. مسلما رهجو بدون کمک راهنما، این مسیر را نمیتواند طی کند، زیرا مانند رفتن به جایی ناآشنا است. باید کسی باشد که همه پیچوخمها را بشناسد و به او کمک کند. به همین دلیل، رهجو حتماً باید راهنما داشته باشد.
راهنما شخصی است که این مسیر را رفته و تجربه دارد. راهنمایان کنگره۶۰، تجربه مصرف مواد و درمان آن را دارند، خودشان یک زمانی مصرفکننده بودند، تمام سختیهای اعتیاد را دیدهاند و با متد DST (کاهش تدریجی) و آموزش به رهایی رسیدهاند. همچنین در طول درمان، تمام جزوات، سیدیها و وادیها را مطالعه کردهاند. سپس در بخشهای مختلف خدمت کردهاند و در آزمون فنی و جهانبینی قبول شدهاند. برای قبول شدن در جایگاه راهنمایی معمولاً نمره باید بالای 17 یا 18 باشد.
من فکر میکنم مهمترین شرط برای راهنما شدن، عشق و ایمان است. راهنما باید عاشق باشد، عاشق کنگره، عاشق رهجو، عاشق خدمت. زیرا این خدمت، بدون حقوق و بدون چشمداشت است. اگر فقط برحسب وظیفه باشد، کسی ماندگار نمیشود. بند عشق همان "بند نگهدارنده" است. اگر حتی یک درصد عشق به خدمت دارید، هدف اولتان راهنما شدن باشد. چون زمانی که تصمیم میگیرید راهنما شوید، مشغول خواندن منابع و آموزش گرفتن میشوید. اگر در ابتدا برای خودتان هدف راهنما شدن را در نظر بگیرید، مسلما با تلاش و کسب آموزشها، دانایی و توانایی لازم را به دست میاورید، نفستان را پرورش میدهید و درمان برای شما به مراتب آسانتر میشود.
ما در این هفته باید قدردانی از راهنمایانمان را به جا بیاوریم. من اگر با راهنمایم تماس تلفنی هم داشته باشم، ناخودآگاه از سرجایم بلند میشوم و ایستاده با ایشان صحبت میکنم، هیچ وقت به خودم این اجازه را ندادهام که به صورت نشسته با ایشان صحبت کنم، اینقدر برای من جایگاه ارزشمندی دارند. اینها نشان دهنده احترام و قدردانی واقعی است.
طبق وادی پنجم ما در سه جهان زندگی میکنیم؛ جهان فیزیک، جهان خواب و جهان ذهنی. باید همیشه در جهان ذهن شکرگزار باشیم تا قدر حال خوبمان را بدانیم. راهنما به ما کمک کرده تا از تخریب و ویرانی به بیداری برسیم، پس همیشه این باید گوشه ذهن ما باشد. اگر قدردان باشیم، خداوند حال خوب ما را حفظ میکند. اما اگر قدردان این مکان، راهنما و خدمتگزاران نباشیم، روزی آن را از دست خواهیم داد. در این هفته میتوانیم با یک دلنوشته زیبا و تهیه یک پاکت مناسب، از راهنمایمان قدردانی کنیم. هدف این باشد که راهنما شوید و حال یک مصرفکننده را خوب کنید. این یعنی تکثیر درمان و عشق. امیدوارم امروز جشن خوبی در کنار یکدیگر داشته باشیم.
تایپ: مسافر فائزه- نمایندگی بنفشه شیروان
ویرایش: راهنما مسافر مریم، نمایندگی بنفشه شیروان
بازبینی و ارسال: مسافر خاطره
- تعداد بازدید از این مطلب :
34