همسفر زکیه، همسفر اعظم، همسفر مریم رهجویان راهنما همسفر زهره (لژیون نهم) نمایندگی بنیان مشهد در دلنوشتههای خود نوشتند:
همسفر زکیه:
راهنمای بزرگوارم هفته راهنما فرصتی برای مکث کردن، نگاه کردن به مسیری که آمدهام و برای دیدن نقش پر رنگ شما در تمام قدمهایی که برداشتهام. شاید اگر این جایگاه نبود، اگر حضور شما در زندگی من رقم نمیخورد، امروز من آدم دیگری بودم؛ شاید همچنان در تاریکی افکارم، درگیر ناامیدیها و گلایههایم سرگردان بودم.
روزی که وارد این مسیر شدم، پر از آشفتگی، ذهنم خسته، روحم زخمی و نگاهم پر از سؤال بود. بیشتر از آنکه دنبال تغییر خودم باشم، دنبال مقصر میگشتم. خودم را قربانی شرایط میدانستم و فکر میکردم دنیا با من سر ناسازگاری دارد؛ اما شما به من آموختی که برای تغییر، اول باید از درون خودم شروع کنم. به من آموزش دادید که آموزش فقط شنیدن نیست، بلکه عمل کردن است. صبر فقط تحمل کردن نیست، فهمیدن حکمت زمان است. مسئولیت فقط یک کلمه نیست، بلکه پذیرفتن سهم خودم در تمام اتفاقات زندگیام است. راهنمای خوبم گاهی تذکراتت برایم سخت بود، گاهی شنیدن بعضی واقعیتها درد داشت؛ اما امروز درک میکنم آن دردها، درد رشد بود. شما هرگز من را قضاوت نکردی؛ اما هرگز هم اجازه ندادی در توجیه و بهانه بمانم. با مهربانی؛ اما قاطع، مسیر درست را نشانم دادی.
از شما یاد گرفتم که آرامش، اتفاقی به دست نمیآید، بلکه ساخته میشود. یاد گرفتم که حال خوب، نتیجه عملکرد درست است. درک کردم اگر امروز حالم بهتر است، اگر نگاهم روشنتر شده، اگر امید در دلم جوانه زده، نتیجه آموزشهایی است که از شما دریافت کردم و همچنین قدمهایی است که به راهنمایی شما برداشتم. شما فقط راهنمای درمان من نبودید، بلکه راهنمای نگاه من به زندگی شدید. به من آموختید که مشکلات دشمن من نیستند، بلکه معلمهای من هستند. آموختید که برای رسیدن به حال خوب، باید از سختیها عبور کرد، نه اینکه از آنها فرار کنی.
هفته راهنما بهانهای برای گفتن یک سپاسگزارم عمیق است. سپاس برای زمانی که گذاشتی، برای صبری که داشتی، برای دانشی که بیدریغ منتقل کردی و برای ایمانی که در دل من کاشتی. امروز اگر میتوانم مسئولانهتر فکر کنم، صبورتر عمل کنم و امیدوارتر زندگی کنم، بخشی از آن را مدیون حضور شما هستم. امیدوارم بتوانم با عملکرد درست، با ادامه دادن مسیر آموزش و خدمت کردن، قدردان زحمات شما باشم. دعا میکنم خداوند به شما سلامتی، آرامش و توان بیشتر عطا کند تا همچنان چراغ راه بسیاری از همسفران باشید؛ همانطور که چراغ راه من بودید و هستید.
همسفر اعظم:
ای راهنمای خوبم، امروز که هفتهی تقدیر از شماست، کلمات به سختی میتوانند عمق این سپاسگزاری را بیان کنند. تو تنها نقشهای در دست ما نبودی؛ تو گوش شنوا بودی؛ دستی مطمئن در تاریکی و گاهی یک الهام الهی که مسیر را از نو ترسیم میکرد. ما اغلب رهروان مسیرهای پر پیچوخم زندگی هستیم، غافل از آنکه چه گنجینههایی در مسیر وجود دارد؛ اما تو با نگاهی فراتر از آنچه ما میبینیم، با صبر و مهربانی همیشگیات، به ما آموختی که راه رفتن مهمتر از رسیدن است؛ زیرا در هر قدمی که با راهنمایی تو برداشته شد، بذری از اعتماد به نفس درون ما کاشته شد.
راهنمای من، تو با قلبت و دانشات مسیر را روشن کردی. محبت بیپایان، همراهی بیقید و شرط زیباترین هدیهای است که یک انسان میتواند به دیگری بدهد. در این هفته، قلبم برایت آرزوی بهترینها را دارد. آرزوی راهی هموار، دلی شاد و عمری سرشار از برکت نوری که به ما بخشیدی. با تمام محبت و ارادت، یک رهرو قدردان.
همسفر مریم:
عشقی که نامش شد راهنما. آرامش امروز، حال خوش، سلامت جسم و روحم بهخاطر تلاش بیوقفه شما بوده است. راهنمای خوبم شما بدون توقع و بیمنت هوایم را داشتی، به من آموزش دادی و به جان سرد من گرمی بخشیدی. به من راه عبور از تاریکی به نور از غم به شادی و از نفرت به عشق را نشان دادی. تاریکیها را تجربه کردی از پستی و بلندی راه نهراسیدی و اینک مانند کوهی استوار پشت و پناهم شدی. در روزهای سخت و ناامیدی با کلام زیبایت که پر از عشق و امید بود من را دلگرم کردی.
احیاء انسان کاری بس دشوار است؛ اما راهنما با کمترین چشمداشتی این وظیفه خطیر را به سرانجام میرساند. دعای خیر ما همیشه بدرقه زندگی شما است. شال نارنجی برازنده قامت شما است؛ چرا که نارنجی نماد خوشبینی، هیجان و حس خوب است و ما تمام این خصوصیات را از شما دریافت میکنیم. سپاس بهخاطر این همه گذشت و فداکاری.
رابط خبری: همسفر سلیمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون نهم)
ارسال: همسفر آتنا رهجوی همسفر ناهید (لژیون دهم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بنیان مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
48