به نام آنکه محبت، عشق و ایثار را آفرید
وقتی که در کمال ناامیدی و یاس صفحهصفحه کتاب زندگیم را ورق میزدم و تکتک لحظات زندگیم پر از آه و حسرت و تاریکی بود، همانند نوری زیبا تابیدی و تشعشع و گرمای نور زیبایت بر وجود یخزدهام تابید و بر اعماق وجودم نفوذ کرد و من بیاختیار به سمتت آمدم.
و چگونه بود که در میان چند فانوس که روبرویم بود، تشعشع وجود تو بر من کارساز شد.
تو به من آموختی که یک رهجوی واقعی باشم، با تفکر ساختارهای وجودم را بسازم و انسانها تاریکیها را تجربه میکنند تا به عظمت روشناییها پی ببرند.
ما جهت بیهودگی پا به عرصه وجود ننهادهایم و پذیرفتم که با به دست آوردن توانایی و مهارت دچار منیت نشوم و اگر مشکلی برایم به وجود آمد خوب فکر کنم و انتظاری از هیچکس نداشته باشم و سربلند بایستم و بگویم درختان ایستاده میمیرند و برای رهایی از مشکلات خود لنگر کشتی خودم را بکشم و مسئولیت اشتباهات خود را گردن بگیرم و برای شناخت خداوند از دروازه خودم عبور کنم.
من تجلیگاه نور خداوند هستم و آنچه میکارم درو میکنم و تفکراتم را به اجرا دربیاورم و اگر نتیجه کاری را نمیدانم از آن خودداری کنم و از طبیعت قناعت را بیاموزم و در ادامه مسیرم مشتاقانه از چشمه پاک و زلال وجودتان بیشتر و بیشتر بیاموزم.
نویسنده: همسفر مریم رهجو راهنما همسفر شقایق(لژیون دوم)
رابط خبری:همسفر منا رهجو راهنما همسفر شقایق(لژیون دوم)
ویراستاری و ارسال: همسفر مهشید نگهبان سایت
همسفران دانیال اهواز
- تعداد بازدید از این مطلب :
69