English Version
This Site Is Available In English

راهنما خود را در رهجویش می‌بیند

راهنما خود را در رهجویش می‌بیند

جلسه چهارم از دوره‌ سی‌ام کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی شعبه اروند آبادان، با استادی مسافر سهراب، نگهبانی مسافر امین و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «هفته‌ی راهنما» پنج‌شنبه ٣٠ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ١۶:٠٠ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان، سهراب هستم، یک مسافر.

هفته‌ی راهنما قبلاً برای ما معنی دیگری داشت. وقتی سفر اولی بودم، از ته دل دوست داشتم با عشقی خاص صحبت کنم. یادم هست در جلسات خصوصیِ سفر اول، وقتی راهنمایمان با آن نگاه پرمهر به ما سلام می‌داد یا آخر لژیون در آغوشمان می‌گرفت، حس فوق‌العاده‌ای داشتیم. آن موقع آرزو داشتم تمام دارایی‌ام را پای آن عشق بریزم؛ مثلاً می‌خواستم هر هفته چند صندوق میوه برایش بفرستم، گردو یا هلو تقدیمش کنم یا حتی کارهای خانه‌اش را انجام بدهم.

اما بعد در کنگره ۶۰ فهمیدم که همه‌ی مسافران فقط یک هفته در سال اجازه دارند از راهنمایشان قدردانی کنند؛ هفته‌ای که در آن، سپاسگزاری معنی و چارچوب خاصی دارد: در گفتار، در دل و در عمل. در این هفته هرکس به اندازه‌ی توان و درک خود از تغییر زندگی‌اش، قدرشناسی می‌کند. یکی با یک اسکناس ساده‌ی ده هزار تومانی و یادداشتی کوچک، یکی با پاکتی آراسته و مبلغی زیبا. مهم نیست چقدر است، مهم این است که فرد بداند از چه می‌گذرد و با چه حسی قدردانی می‌کند.

در کنگره روش‌های مختلفی برای سپاسگزاری وجود دارد؛ راهنمای سفر مواد، راهنمای نیکوتین، راهنمای جونز، راهنمای تازه‌واردین، و راهنمای همسفران آقا و خانم. در شعبه‌ی ما، راهنمایان مسافران آقا در زمینه‌های DST، جونز، ویلیام و تازه‌واردین فعالیت دارند.

من خودم یادم هست زمانی که به اینجا آمدم، صحبت کوتاهی از آقا محسن صیادپیشه، راهنمای تازه‌واردین، باعث شد ماندگار شوم. جمله‌ای کوچک از آقا سامان نیکبخش و آقا پویا حاتمی باعث شد ادامه بدهم. از همه‌شان ممنونم و امیدوارم برکت همیشه در زندگی‌شان باشد.

اگر امروز روی این صندلی نشسته‌ام و از سفره‌ی پهن‌شده بهره می‌برم، از روش DST و از زحمات بسیاری استفاده می‌کنم. باید شکرگزار باشم و بیاموزم قدرشناسی چگونه است. خدا را شکر که کنگره ۶۰ به ما دیسیپلین سپاسگزاری را آموزش می‌دهد؛ نظم و راهکاری که یاد می‌گیرم چگونه احساس درونی‌ام را به شکل درست ابراز کنم.

تبریک ویژه دارم برای همه‌ی راهنماهای فعال، مخصوصاً راهنمای عزیزم، آقا محسن در شعبه‌ی ماهشهر، و آقا بیات، که شعب آبادان، خرمشهر و اهواز از وجود ایشان بهره‌مندند. همچنین از راهنماهای پیشین مانند آقا امید، آقا بورزو، آقا عباس روهله، آقا محمد سعید، آقا محمد سلامات، آقا محمود کریمیان و دیگران تشکر می‌کنم. همان‌طور که آقای مهندس گفته‌اند، بدترین راهنما در کنگره از بهترین آدم‌های بیرون بهتر است؛ چون هر راهنما که پیمان می‌بندد و شال بر گردن می‌اندازد، تمام وجودش را برای رهجویش می‌گذارد، و تا کسی این شال را به گردن نیندازد، نمی‌تواند عمق آن حس را درک کند.

امیدوارم بتوانم با عملکردم، شاگرد خوبی برای راهنمایم باشم. هرکس می‌تواند چنین باشد؛ چون راهنما خود را در رهجویش می‌بیند و رهجو خدا را در راهنمایش. این جشن بسیار بزرگی است.

یادم هست زمانی می‌خواستم برای راهنمایم شعر بنویسم، اما بعد فهمیدم زیباترین جمله این است که بنویسم: «بابا خیلی مردی، خیلی دوستت دارم، دمت گرم که وایستادی و از کارت زدی و آمدی.» هیچ چیز از این صادقانه‌تر نیست.

از همه‌ی راهنماها ممنونم که با وجود تمام گرفتاری‌ها و فشارهای بیرون، وقت می‌گذارند و به فکر رهجویان‌شان هستند؛ حتی زمانی که ما دارو را فراموش می‌کنیم، آنها به فکرمان هستند. به همه‌تان تبریک می‌گویم و امیدوارم امسال از این فرصت استفاده کنیم تا خودمان را آماده‌ی جایگاه راهنمایی کنیم.

مرسی از اینکه به صحبت‌هایم گوش دادید.

گروه سایت نمایندگی اروند آبادان 

تایپ: مسافر احمد

ارسال مطلب: مسافر امین لژیون یازدهم 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .