English Version
This Site Is Available In English

روشنایی پس از سال‌ها سردرگمی

روشنایی پس از سال‌ها سردرگمی

سلام دوستان مریم هستم همسفر
نمی‌دانم از کجا بگویم و از چه شروع کنم.
از روزهایی که هیچ‌کس، حتی خودم، دردهایم را نمی‌دانست و سردرگم بودم.
از روزهایی که همه راه‌ها را امتحان کرده بودم و به حرف همه گوش داده بودم تا شاید راه‌حلی برای مشکلی که در زندگی‌ام داشتم پیدا کنم، اما به بن‌بست خورده بودم.
یادم می‌آید قبل از آشنایی با کنگره ۶۰، جلسات مشاوره و روان‌شناسی زیادی رفته بودم. هرکسی هرچه می‌گفت انجام می‌دادم تا شاید نتیجه بگیرم، اما هر بار سرخورده‌تر و عاجزتر می‌شدم.
دقیقا زمانی که بعد از سال‌ها تلاش برای پیدا کردن راه‌حل، ناامید شده بودم و به این نتیجه رسیده بودم که مشکلی که با آن مواجه هستیم درمانی ندارد و باید تا آخر عمر با آن زندگی کنیم، با کنگره۶۰ آشنا شدم. فهمیدم که اعتیاد درمان دارد و می‌شود آن را درمان کرد.
وقتی وارد کنگره شدم، بسیار به‌ هم‌ ریخته بودم؛ از سال‌ها درک‌نشدن و آسیب دیدن. اما کنگره برای من چراغ راه و راهنمایی قرار داد که مرهمی بود بر تمام زخم‌هایم؛ کسی که مسیر دردهای مرا رفته بود، چه‌بسا سخت‌تر، اما در نهایت رها شده بود.
راهنمای من دردهای مرا درک می‌کرد، مرا سرزنش نمی‌کرد و تنها کسی بود که می‌توانست با تمام وجود مرا بفهمد و با حرف‌هایش آرامم کند.
فکر می‌کنم هر چه بگویم حتی ذره‌ای نمی‌توانم از خوبی‌ها و بزرگواری راهنماها بگویم؛ کسانی که با عشق و از جان و دل کمک می‌کنند به افرادی که روزی شبیه خودشان بودند. راهنماها هدیه‌هایی هستند که کنگره برای همسفرانی مثل من که درک نشده‌ایم و سرزنش شده‌ایم قرار داده است. با کلمات نمی‌توانم از چنین لطف بزرگی تشکر کنم و هیچ هدیه‌ای هم‌ارزش کاری که برای ما انجام می‌دهند نیست؛ اما یقین دارم که هرکدام در پیشگاه خداوند بزرگ‌ترین پاداش را خواهند داشت.
هفته راهنما را به بزرگ‌ترین راهنمای کنگره، جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان، و همچنین به راهنمای عزیز خودم که با عشق و محبت در همه حال کنار ما هستند، تبریک می‌گویم.

سلام دوستان نرگس هستم همسفر
وقتی به کنگره آمدم، راهنمای تازه‌واردین، با مهربانی و لبخند جلو آمدند و مرا راهنمایی کردند. بعد گفتند: «با حس خودت راهنما انتخاب کن.» آن زمان برایم عجیب بود که با حس انتخاب کنم، اما هرچه زمان گذشت، متوجه شدم چقدر نقاط مشترک با راهنمای خوبم دارم و چه مسیرهای مشترکی را گذرانده‌ایم.
برایم قابل درک نبود که چطور یک نفر از کار و زندگی و وقتش می‌زند و می‌آید به حرف‌ها و حتی غرولندهای ما گوش می‌دهد؛ اما کم‌کم فهمیدم که راهنما به جایگاهی از عشق رسیده که این کار را با تمام محبت و انرژی انجام می‌دهد و از آن لذت می‌برد.
خدا را شاکرم که در این مسیر قرار گرفتم و راهنما و انسان‌های شریف در مسیرم قرار داده شدند تا من هم به آگاهی و عشق برسم و حقایقی از زندگی را بفهمم که خارج از اینجا هرگز به آن‌ها نمی‌رسیدم.
در پایان، هفته راهنما را ابتدا به جناب مهندس و خانواده محترمشان و سپس به راهنمای عزیزم همه راهنمایان گرامی تبریک می‌گویم.
از راهنمایم بسیار سپاسگزارم که با تمام صبوری در سخت‌ترین روزهای زندگی کنارم بودند و باعث آرامش و حال خوب من شدند.

نویسندگان: همسفر مریم و همسفر نرگس رهجویان راهنما همسفر زینب(لژیون یکم)
ویراستاری و ارسال: همسفر مهشید نگهبان سایت

همسفران دانیال اهواز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .