وقتی به اطرافم مینگرم، میبینم که برای هر موضوعی یک راهنما و الگو وجود دارد؛ بهعنوانمثال در زمان سفر از یک شهر به شهر دیگر تابلوها وجود دارند یا هر وسیله الکتریکی که خریداری میکنیم، یک دفترچه کوچک همراهش است تا طریقه استفاده درست از آن را به ما بیاموزد.
فرض کنیم که از یک کوه میخواهیم بالا برویم، ممکن است با مشکلات زیادی روبهرو شویم و هر چند دقیقه یکبار باید استراحت کنیم تا بتوانیم به مسیر خود ادامه دهیم، به همین دلیل مسیر برایمان سخت و طولانی میشود؛ اما یک کوهنورد به دلیل اینکه مسیر را میشناسد، میتواند به آسانی از کوه بالا برود.
یک رهجو در کنگره۶٠ میخواهد مسیری را طی کند؛ اما در این راه با مشکلات و موانع زیادی برخورد میکند که گاهی نفس او را میگیرد. در این زمان راهنما همان کوهنوردی است که به نوک قله رسیده و کاملاً با مسیر آشناست؛ بنابراین راهنما با تمام وجودش در طول مسیر درمان کنار رهجو میماند تا به مقصد برسد.
راهنما کلمهای که درونش هزاران معنا مانند عشق، محبت، فداکاری، از خود گذشتگی و امانتداری جاگرفته است؛ به همین دلیل است که بدون هیچ چشمداشتی رهجو را در آغوش خود میگیرد تا پرورش یابد؛ بنابراین من رهجو در مقابل راهنما وظیفه سنگینی دارم و زمانی میتوانم به وظیفه خود به خوبی عمل کنم که گوش به فرمان راهنما باشم، به موقع در کنگره حضور پیدا کنم، مشارکت کنم و در کنگره خدمت کنم.
خدای بزرگم را شاکر و سپاسگزارم که در این مسیر قرار گرفتم. هفته راهنما را به راهنمای بزرگ کنگره۶۰، مهندس حسین دژاکام و خانواده محترمشان تبریک عرض میکنم.
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
41