هفتهٔ راهنما بر شما راهنمایان گرانقدرِ کنگره ۶۰ مبارک باد؛ که حضورتان امید میکارد و قدمهایتان، راه را هموار میکند.

1- زیباترین و بهترین تعریفی که شما از واژه راهنما دارید چیست و به نظر شما بارزترین نشانه راهنما چیست؟
2- در طول مسیر راهنمایی، کدام لحظه بیشترین تأثیر احساسی را بر شما گذاشته و چرا آن لحظه برایتان ماندگار شده است؟
«این دو سؤال مشترک را با همه راهنماهای عزیز مطرح کردیم؛ اکنون با هم ببینیم هر کدام چه پاسخی دادهاند و دیدگاههایشان چه بوده است.»

همسفر فرزانه هستم و مسافرشان جواد، با بیش از ۵ سال تخریب وارد کنگره شدند، آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک، ۱۰ ماه سفر کردند، به راهنمایی مسافر بابک و همسفر معصومه، ورزش مسافر کشتی، ورزش همسفر شطرنج.
هفته راهنما را به تمام راهنمایان عزیز تبریک میگویم.
۱ـ راهنما یعنی نشان دهنده راه، راهی که تاریک است اما راهنما با چراغ دانایی خود راه را روشن میکند، بارزترین نشانه راهنما نور دانایی او است.
۲- بیشترین لحظه احساسی آن زمانی برای من اتفاق میافتد که رهجو جان کلام من را میگیرد و به فکر فرو میرود و میفهمد که دارد اشتباه راه را میرود و آنجاست که من از ته دل خوشحال میشوم و برایش دعا میکنم که بتواند آن فکر زیبایش را عملی کند و آنجاست که آن لحظه برای من ماندگار است و از آن لذت میبرم.
چنانچه سخن پایانی دارید بفرمایید.
و سخن پایانی این که من از روزی که راهنما شدم حال دلم بهتر است، چون احساس میکنم وقتی به دیگران چیزی میآموزم خودم چند برابر یاد میگیرم و سعی میکنم حتما قبل از اینکه کلامی از دهانم بیرون بیاید خودم آن را عملی کنم.

همسفر نجمه و مسافرشان علی، بابیش از ۱۵ سال تخریب وارد کنگره شدند، آخرین آنتی ایکس مصرفی ۳ گرم شیره خوراکی، ۱۳ ماه و ۴ روز سفر کردند به روش DST، داروی درمان شربت OT، به راهنمایی مسافر کاظم و همسفر فهیمه، ورزش مسافر شنا، ورزش همسفر بدمينتون، الان هم به لطف خدا مدت ۶ سال و ۶ ماه است که آزاد و رها هستند.
هفته راهنما را خدمت جناب مهندس اولین راهنمای کنگره ۶۰ و خانم آنی اولین راهنمای گروه خانواده تبریک و تهنیت عرض میکنم و همچنین هفته راهنما را به تمام راهنمایان ارجمند کنگره ۶۰ تبریک میگویم.
۱ـ راهنما فردی است که به خاطر سالها زندگی در تاریکیهای اعتیاد توانسته مشکلات و چالشهای اعتیاد را با تمام وجود درک کند و بعد از رهایی با آموزشهای بسیار و موفقیت در آزمون راهنمایی تبدیل به چراغ هدایت میشود و میتواند راه عبور از تاریکیهای اعتیاد را به رهجو نشان دهد و در تمام طول سفر اول همراه رهجو است و به او کمک می کند تا او را به روشنایی درمان و حال خوش برساند. بارزترین نشانه راهنما عشق و محبت بلاعوض او است که میخواهد به کمک آن رهجو را به آرامش برساند و نور امید را در دل رهجو زنده کند۰
۲- اگر انسان نفسی را زنده کند گویی تمام نفسها را زنده کرده است. لحظه رهایی که همراه رهجو خدمت جناب مهندس میرسیم، لحظه بسیار مقدس است و احساسیترین لحظه برای من میباشد زیرا نتیجه زحمتها و تلاش خود را میبینم که رسیدن به رهایی و حال خوش رهجو میباشد.
چنانچه سخن پایانی دارید بفرمایید.
در پایان به تمام خدمتگذاران سایت خداقوت عرض میکنم و از اینکه این فرصت را در اختیار من گذاشتید سپاسگزارم.

همسفر فاطمه و مسافرشان رضا، با بیش از ۲٠سال تخریب وارد کنگره شدند، آخرین آنتی ایکس مصرفی شیشه و کرک، ۱۰ ماه و۴ روز سفر کردند به روش DST، داروی درمان شربت OT، به راهنمایی مسافر فرهاد و همسفر مریم، ورزش مسافر والیبال و باستانی، ورزش همسفر دارت، اکنون به لطف خداوند و یاری دستان پرمهر آقای مهندس ۴ سال و یک ماه هست آزاد و رها هستیم.
به رسم ادب و احترام، این هفته باشکوه را خدمت بنیان کنگره ۶۰ و همه خدمتگزاران صادق، به ویژه راهنمای خودم همسفر مریم و تمامی راهنمایان محترم شعبه شفا، تبریک و تهنیت عرض میکنم و برای همه عزیزان توفیق و پیشرفت روز افزون را از خداوند بزرگ خواستارم.
۱- به نظر من راهنما پل بین دانایی و عمل است، راهنما کسی است که تجربههای عبور کرده را به آموزش تبدیل میکند و آموزش را با محبت جاری میکند، او جای رهجو تصمیم نمیگیرد بلکه قدرت انتخاب را در وجود رهجو بیدار میکند، به عبارتی بذر آگاهی را میکارد و صبورانه منتظر میماند تا آن بذر در زمان خودش جوانه زده و آرامآرام شکوفا شود درست مثل باغبانی که فقط شرایط را برای خاک فراهم میکند، اما میداند بذر برای رشد باید در دل خاک برود و تاریکی را تجربه کند، او نمیخواهد بذر را زودتر از زمانش شکوفا کند فقط نور محبت و دانایی میتاباند و رهجو میآموزد که درد رشد بخشی از مسیر است و راهنما قرار نیست به جای او رشد کند، بلکه آمده تا راه را نشان دهد و امید را زنده نگه دارد و زمانی که این بذر به درختی تنومند تبدیل شد و سایه و آرامش بخشید چرخه عشق کامل میشود. بارزترین نشانه راهنما تعادل در احساس و عقل است؛ زیرا همسفر ابتدا با احساس وارد مسیر میشود و اگر راهنما صرفاً احساسی برخورد کند، رشد در رهجو شکل نمیگیرد و اگر با قهر و سختگیری بیجا رفتار کند، فاصله ایجاد میشود. پیام«من آب می آورم تو آنقدر بنوش که سیراب شوی اما نه زیر آب..» دقیقا بیانگر همین تعادل است که راهنما آموزش و محبت را جاری میکند اما اندازه و اجرای آن برعهده رهجو است پس راهنمای واقعی کسی است که محبت و قاطعیت را در کنار هم داشته باشد؛ نه تند باشد و نه سهلگیر بیجا، بلکه در مدار آموزش حرکت کند.
۲- تأثیرگذارترین لحظه در مسیر راهنمایی وقتی است که میبینم رهجویی که روزی با اضطراب، سردرگمی و ناامیدی وارد لژیون شد، امروز با آرامش و امید در جایگاه رهایی ایستاده و از تغییر درونی خود صحبت میکند، دیدن این آرامش و لبخند برای من راهنما بزرگترین و ماندگارترین پاداش جایگاه راهنمایی است و آن لحظه آنقدر شیرین و لذت بخش است که نمیتوان توصیف کرد چرا که خداوند اجازه داده تا سهمی هر چند کوچک در این ساختن داشته باشم و خداوند را شاکرم که توفیق خدمت به بهترین بندگانش را به من عطا کرد تا در این زنجیره عشق در کنار عزیزانم آموزش بگیرم، بمانم، خدمت کنم و انشاالله خدمت گزاران لایق به کنگره تحویل بدهم.
چنانچه سخن پایانی دارید بفرمایید.
راهنمایی برای من جایگاه خدمت است، نه جایگاه برتری و اگر در این مسیر تواضع، آموزش و تزکیه را فراموش نکنم خودم اولین بهره را خواهم برد. چیزی که مهم است این است که ما در کنگره به دنبال یک هدف مشترک که احیای انسانها است هستیم پس باید طبق قوانین و حرمتها عمل سالم انجام دهیم تا خداوند هم از ما راضی باشد. امیدوارم بتوانم همیشه در مدار آموزش، محبت و تعادل باقی بمانم. سپاس از اینکه به من فرصت خدمت دادید.
.jpg)
همسفر سمیه و مسافرشان هادی، با ۴ سال تخریب وارد کنگره شدند، آخرین آنتی ایکس مصرفی متادون، ۱۰ ماه سفر کردند به روش DST، به راهنمایی مسافر فرهاد و همسفر شفیعه، ورزش مسافر شنا، ورزش همسفر والیبال، رهایی به دستان پرتوان جناب مهندس ۳ سال و ۴ ماه.
۱- راهنما چراغ راه، بارزترین نشانه راهنما، محبت بلاعوض.
۲- بنده هنوز در ابتدای راه هستم و تجربه زیادی از راهنمایی ندارم،اما قطعا تغییر مثبت رهجو بالاترین پاداش یک راهنما و لحظه رهایی یک خانواده از بند اعتیاد معجزهای است که گر چه در کنگره زیاد میبینیم اما نباید بدیهی فرض شود. زیباترین لحظه برای من وقتی بود که یکی از رهجویان عکس رهایی مسافرش را فرستاد.
چنانچه سخن پایانی دارید بفرمایید.
این هفته را به جناب مهندس و خانواده محترم ایشان و اعضای کنگره۶۰ تبریک میگویم و از راهنمایان بزرگوار خودم تشکر میکنم.

همسفر فهیمه و مسافرشان محسن، با ١۵ سال تخریب وارد کنگره شدند، آخرین آنتی ایکس شیره کشیدنی، ١٠ ماه و ۵ روز سفر کردن به روش DST، داروی درمان شربت OT، به راهنمایی مسافر هاشم و همسفر زهرا، ورزش مسافر کشتی، ورزش همسفر پینگ پنگ در حال حاضر ٣ ساله که بدست پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستیم.
۱- راهنما نشان دهنده راه است و نمیتواند به جای رهجو قدم بردارد بلکه نور و شوقی در او ایجاد میکند که خود در مسیر دانستنها و تغییر صفات گام بردارد و این لطفی است که از سوی خداوند شامل حال راهنما شده است. از دیدگاه من بارزترین نشانه راهنما زمانی به مرحله ظهور میرسد که برای کمک کردن به رهجو فقط وسیلهای میشود برای بیان جملاتی که بیاراده و از سوی نیروهای الهی بر زبان او جاری میشود که برای او قابل باور نیست.
۲- زمانی که با تمام مشکلات و دغدغههایی که داری با جان و دل به سخنان رهجو گوش فرا میدهی و در آن زمان نه ماهی بلکه ماهیگیری را به او میآموزیم ماندگار است چون احیا کردن یک فرد انرژی توصیف ناپذیری به انسان میدهد که با هیچ چیزی قابل قیاس نیست.
چنانچه سخن پایانی دارید بفرمایید.
تو نیکی میکن و در دجله انداز/ که ایزد در بیابانت دهد باز/
نیکی کردن به دیگران بدون چشمداشت بسیار دلپذیر و خوشایند است اما همیشه به خودم یادآور میشوم که فراموش نکنی نیروهای منفی هم بسیار قدرتمند هستند و درگیر گرههایی از جنس قدرت و جایگاه نشوم تا به آنچه که خداوند برایم فرمان داده برسم.

همسفر راضیه و مسافرشان هادی، آخرین آنتیایکس مصرفی شربت متادون، ۱۰ ماه و ۱۴ روز سفر کردند به روش DST، داروی درمان شربت OT، به راهنمایی مسافر جواد فلاح و همسفر محبوبه، ورزش مسافر کشتی، ورزش همسفر ایروبیک، مدت رهایی به یاری خداوند و دستان پرمهر و محبت جناب مهندس ۵ سال و ۴ ماه.
اول از همه هفته راهنما را در راس به جناب مهندس که استاد راهنمای همه ما هستند و خانم آنی بزرگ تبریک میگویم و در ادامه به تمام راهنمایان عزیز تبریک میگویم.
۱- راهنما فرشته نجات من بود که آدرس زیباییها و خوبیها را در زندگی نشانم داد و در ادامه راه و رسم و علم زندگی کردن را، راهنما من را از درون چاهی عمیق و تاریک بیرون کشید و چشمان من را با نور آشنا کرد. راهنما یعنی استوره صبر، استقامت، آرامش، فداکاری، گذشت، مهربانی، عشق و محبت.
۲- خوب راستش رو بگویم من لحظه گرفتن شال بهترین حس رو داشتم که در مقابل آقای مهندس سر تعظیم فرود آوردم و آنجا پیمان بستم که کمک خانوادههای دردمند باشم که از جنس خودمان هستند، در ادامه لحظهای که یک رهجو با حال خراب و پر از ناامیدی وارد میشود و او را با آموزشها و متون کنگره راهنمایی میکنی و روز به روز شاهد بهتر شدن حال آن رهجو میشویم بهترین حس را دارد.
چنانچه سخن پایانی دارید بفرمایید.
از همه شما عزیزان و خدمتگزاران کمال تشکر و قدردانی را دارم و امیدوارم خیر و برکت خدمت شما عزیزان در زندگیتان جاری باشد، انشاالله.

همسفر زهرا و مسافرشان رضا، با بیش از ۲۰ سال تخریب وارد کنگره شدند، آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک، ۱۰ ماه سفر کردند به روشDST، داروی درمان شربت OT، به راهنمایی مسافر جلیل موسوی و همسفر آتنا، رهایی ۶ سال
۱- دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد/ به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد/ در این بازار عطاران، مرو هر سو چو بیکاران/ به دکّان کسی بنشین که در دکّان شکر دارد/ به نظرم این واژه مقدس در قالب یک انسانی است که خود تاریکی را با تمام وجود تجربه کرده و به حقیقت رسیده است. برای فردی که با کولهباری از درد و رنج، روزی که زیر هیچ آسمانی نمیتوانست احساس امنیت کند، به این مکان امن (کنگره) پناه میآورد، اینجا میشود، امنترین مکان. روزگاری که درونش پر از خشم و بیاعتمادی بود، راهنما میشود امینترین فرد در دنیا. کسی که مسیر را پیموده، سنگلاخههای مسیر را پاکسازی کرده و با درستترین علامتها مسیر را نشانهگزاری کرده، کسی که بدون ترس از قضاوت میتوان مسیر درست را از او راهنمایی گرفت. بارزترین نشانه راهنما صبوری و عدم قضاوت رهجوهاست.
۲- تاثیرگذارترین لحظه، لحظهای است که میبینی رهجویی در بدو ورود ناامیدی، پریشانی، بیقراری، نفرت و کینه تمام وجودش را گرفته بود، بعد از گذشت چندین ماه آرامش را در چهره و لبخند برلبش و دلش غرق امید است، فکر می کنم این لذت بخشترین حس در وجود راهنماست.
چنانچه سخن پایانی دارید بفرمایید.
ممنونم از جناب مهندس و خانواده ایشان، که به واسطه علم، دانش و مردانگی این بزرگوار من حقیر بتوانم اول برای نجات خودم و خانواده خودم و سپس در ادامه برای دیگران در جهت حفظ بنیان خانواده و ساختن خود کاری انجام دهم. امیدوارم سایه جناب مهندس بر سرمان مستدام و مسیرشان سبز باشد. قطعا دستی که دستگیر ما شده، دست دیگرشان در دست خداوند بخشنده است.

همسفر فاطمه و مسافرشان حسین،با بیش از ۱۵ سال تخریب وارد کنگره شدند با مصرف انواع آنتیایکسها، آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک، شیره، مدت سفر اول ۱۲ ماه و ۸ روز، به راهنمایی مسافر هاشم و همسفر اعظم، ورزش مسافر در کنگره شنا، تنیس، ورزش همسفر شطرنج، اکنون هم به یاری خدا و دستان پرمهر جناب مهندس ۵ سال و ۳ ماه آزاد و رها هستند.
۱- راهنما یعنی نشان دهنده راه، راهنما یعنی بارانی که بیمنت همه را سیراب میکند و جانی دوباره میبخشد؛ و با صبر و حوصله وجود انسان را لبریز از امید و عشق میکند. راهنما کسی است که پرواز کردن را به انسان میآموزد تا از قفسی که برای خود ساخته است بیرون بیاید، پرواز کند و خود را به بالاترین مراحل رشد و تکامل برساند. راهنما کسی است که با گرمای وجود خود حسهای یخ زده انسان را باز میکند و دنیای تازهای به روی او میگشاید. بارزترین نشانه یک راهنما، همان عشق و محبتی است که با تمام وجود در جهت رشد و پیشرفت به رهجو نثار میکند تا بتواند عشق و آرامش را مهمان دل او کند.
۲- بیشترین احساس و لذت را من در هنگام رهایی یک رهجو دریافت میکنم؛ هنگامی که لبخند و اشک شوق یک همسر یا مادر را میبینم آنقدر سرشار از انرژی و خوشحالی میشوم که برایم با هیچ چیز قابل قیاس نیست، وقتی که میبینم یک فرد توانسته با آموزشهای کنگره از آن دنیای تاریکی که برای خود ساخته رها شود و تبدیل به یک فرد امیدوار و سرزنده شود. حس خیلی خوبی در من به وجود میآید. از اینکه خداوند به من اجازه این خدمت زیبا را داد هزاران بار شاکر و سپاسگزار هستم و امیدوارم که بتوانم در این جایگاه به خوبی خدمت کنم.
چنانچه سخن پایانی دارید بفرمایید.
این هفته را در راس به بزرگترین استاد و راهنما آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک عرض میکنم و از همینجا از راهنمای خودم همسفر اعظم که بسیار از ایشان آموختم سپاسگزارم، برایشان بهترینها را آرزومندم؛ تشکر از تیم پرتلاش و همدل سایت.
ویرایش: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر سعیده (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی شفا
- تعداد بازدید از این مطلب :
237