English Version
This Site Is Available In English

کسی که آسایش خود را نثار آرامش دیگران کرد

کسی که آسایش خود را نثار آرامش دیگران کرد

آگاهی جهت زیستن

هر آن‌کس خدمت جانان به‌جان کرد
به گیتی نام خود را جاودان کرد
راهنما عاشقی است در راه رسیدن رهجو، جهت زیستن دوباره
درابتدا سپاسگزار کاشفDST و خانواده محترمشان جناب مهندس دژاکام هستم و قدردان راهنمای خوبم آقای احمد کاظمی که از یادم نخواهد رفت و همچنین عرض تبریک به همه راهنمایان کنگره۶۰
روزی به یک جایی یا به یک سطحی از آگاهی می‌رسیم که دیگر می‌فهمیم برای زیبازیستن، رشدکردن و برای گسترش آگاهی، رنج ضرورت ندارد (البته که رنج هست) ولی ضرورت ندارد. کسی‌که به این مرحله ادراک رسید، از رنج عبور می‌کند.
اگر از راهنما سوال شود شما که هستید! قطعاً جواب خواهد داد؛ من یک مسافر، راهنما و نشان‌دهنده راه درست زندگی‌کردن هستم.
و اگر سوال شود بیداری چیست؟
در جواب می‌گوید: پایان رنج است.
این یکی از تعاریف زیبای بیداری درونی راهنماست. پایان رنج، پایان رنج
و راهنما کسی است که از رنج عبور کرده و ابتدا همان گذر از رنج است که ضرورت دارد و باید باشد، اگر نباشد اختلال ایجاد می‌شود.
راهنمای عزیزم، هر وقت در من ناامیدی دید، یاریم کرد و از درهای دیگری، جهتِ رسیدن به رهایی‌ام، رنج و زحمت بیشتری کشید تا منِ رهجو بتوانم به این آگاهی برسم و طعم شیرین رهایی را بچشم و این است که ماندم تا بتوانم گوشه‌ای از زحمات بی‌دریغ او را جبران کنم و در این مسیر زیبا قرار بگیرم. سپاس و صد سپاس به او که عشق ورزید و عاشق کرد مرا.
عشق قابل بیان نیست؛ آن‌جا که می‌فرماید:
هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم، خجل باشم از آن
پروردگارا به حق عزتت یاری‌مان کن
که دیرتر برنجیم
زودتر ببخشیم
کمتر قضاوت کنیم
و بیشتر فرصت بدهیم
پروردگارا به حق عزتت آرامش شب را نصیب کسانی کن که آسایش روز را نصیب دیگران کرده‌اند، همانند راهنمایان
امشب تو را زِ خوبی؛ نسبت به ماه کردم
تو خوب‌تر زِ ماهی؛ من اشتباه کردم
از یاد و خاطره کسی‌که نخواهی رفت

تایپ و ویرایش: راهنمای تازه واردین مسافر حمیدرضا
هفته راهنما به تمام عاشقان همیشه در صحنه آموزش، مبارک باد.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .