همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر منصوره، همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر سمیه، همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون سوم، لژیون پنجم، لژیون هشتم) نمایندگی بنیان مشهد در دلنوشتههای خود نوشتند:
همسفر ملیحه:
آن زمان که در کوچههای سیاه ناامیدی و ترس به دنبال نوری میگشتم، آن زمان که بادهای سرد یأس بر تمام وجودم وزیده بود؛ من همانند آدم یخزده فقط به نظاره نشسته بودم و به چشم خویش میدیدم تمام هستی و زندگیام در پیش چشمانم میرود و من حتی دیگر توان برخواستن نداشتم و دستان پر مهر شما بود که مرا بلند کرد و گرمای وجود شما یک بار دیگر امید را در دلم کاشت، سخن گرم شما بود که سرمای ناامیدی را در دلم به امید مبدل نمود. صبوری و آرامش شما بود که نوری بر قلبم شد و تابید. شکر برای وجود شما، شکر برای نفس گرم شما، شکر برای بودن و همراه بودن شما؛ شکر شکر شکر. هفته راهنما را به همه راهنمایان و همچنین راهنمای خوب خودم همسفر منصوره تبریک میگویم.
همسفر نرگس:
در ابتدا این هفته بسیار عالی و مبارک را خدمت آقای مهندس که بزرگترین معلم عصر حاضر هستند و خانواده محترم ایشان تبریک و تهنیت عرض مینمایم و همچنین از تمام راهنمایان کنگره۶۰ به ویژه راهنمای خوبم همسفر سمیه که در تمام مراحل زندگی و فراز و نشیبهای روزگار به من درس شجاعت، صبر و بردباری آموختند کمال تشکر را دارم و از خداوند متعال برایشان آرامش و بهترینها را آرزو میکنم.
راهنما کسی هست که با صبر، شکیبایی و عشق به هستی راه را پیموده و با علم و شناخت از زندگی؛ حاصل این تجربه را به صورت رایگان و بدون هیچ چشمداشتی به صورت داوطلبانه و بلاعوض در اختیار رهجو قرار میدهد تا مسیر سبز کنگره۶۰ ادامهدار باشد. در پایان از خداوند متعال بابت این عمل عظیم شاکر و سپاسگزارم که این مسیر برای من روشن شد و امیدوارم روزی بتوانم در جایگاه پر از عشق راهنمایی خدمت کنم.
همسفر سارا:
نمیدانم چه بنامم اسم شما را که لایق بهترینها هستید، معنای راهنما را میدانم؛ اما وقتی به گذشتهام برمیگردم، قهرهای طولانی، خشمهای خالی نشده، دروغ، کنترل کردن، مقصر دانستن، حق به جانب بودن، سرزنش، تحقیر کردن و هزاران درد دیگر که لحظهای نه من از آنها غافل میشدم و نه آنها از من. اکنون محبت، احترام و اعتماد به نفس جایگزین حسهای بد شده و همه آن ضد ارزشها در جایگاه خود نشستهاند و اکنون حرکت به سوی نور و در نهایت آرامش ذهن، سهم دل من شده است. تمام اینها هدیههایی بود که بدون هیچگونه چشمداشتی با صبر و حوصله و در هر شرایطی به من هدیه دادید.
چقدر در هر شرایطی از آسایش و آرامش خود صرف کردهاید تا مرا راهنمایی کنید؛ از راه دور یا نزدیک با چه هزینههایی که صرف میکنید و میآیید تا مرا همچون کودکی سرکش در آغوش خود پرورش دهید. ای مادر، ای همه جان هستی من، ای همراه و همدل من، ای دستگیر، ای هدایتگر، ای چراغ نور امید من و در یک کلام، ای عشق مطلق با چه زبانی تو را سپاس بگویم که لایق بهترینها هستید.
رابطین خبری: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون سوم)، همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون پنجم)، همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر زکیه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بنیان مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
79