در ابتدا هفته راهنما را به راهنمای خودم، همسفر ناهید، همچنین راهنمایان کنگره۶۰ و راهنمایان با محبت شعبه ارم تبریک میگویم.
دستور جلسه این هفته (هفته راهنما): «راهنما» به معنی کسی است که راه را بلد است، یا میتواند راهی را که خود تجربه نموده است، به ما نشان دهد. مراحل راهنما شدن در کنگره به این صورت است؛ شخصی که خود مصرفکننده مواد مخدر بوده یا همسفر است، بعد از حداقل ده ماه به رهایی از دام اعتیاد می رسد.
سفر اول را طی می کند و میتواند در آزمون راهنمایی شرکت کند. پس از قبولی در آزمون و با تأیید جناب مهندس حسین دژاکام و دریافت شال نارنجی و گرفتن آغازنامه، به جایگاه راهنمایی میرسد.
حالا اگر به عقب برگردیم و دقت بیشتری داشته باشیم، میبینیم که چقدر زمان، انرژی و وقت صرف شده تا یک مصرفکننده مواد مخدر یا یک همسفر که یک فرد معمولی در جامعه بوده است، به جایگاه راهنمایی برسد.
برای مثال، اگر یک معلم یا استاد را در مدرسه یا دانشگاه در نظر بگیریم، این شخص برای انتقال اطلاعات، دانش یا چیزهایی که آموخته به شاگردانش، مبلغی را به صورت ماهانه دریافت میکند. اما در کنگره۶۰ از این خبرها نیست؛ راهنمایان هیچگونه هزینهای بابت این آموزشها دریافت نمیکنند.
این آموزشها را راهنمایان با دقت و توجه خاصی در اختیار رهجویان خود قرار میدهند تا آموزش بگیرند، در زندگی خود عملی کنند و زمانی که خودشان به جایگاه راهنمایی رسیدند، این دانش را به دیگر رهجویان منتقل سازند.
ما در کنگره۶۰ شکرگزاری و تشکر کردن را یاد میگیریم و با حضور پررنگ راهنمای عزیز و سایر اعضای لژیون، مانند یک خانواده در کنار هم قرار میگیریم. بابت این رفتار صمیمانه و دلسوزانه راهنمایان عزیز و دوستداشتنی، باید خداوند را شکرگزار باشیم و بعد از آن، از جناب مهندس و راهنمای خود، همسفر ناهید، تشکر و قدردانی کنیم. این قدردانی باید زبانی، قلبی و مادی باشد.
همیشه باید به یاد داشته باشیم که با چه حال و وضعیت نابسامانی وارد کنگره۶۰ شدیم و اکنون شکرگزار این حال خوش باشیم و قدردان کنگره، جناب مهندس و راهنمایم، همسفر ناهید، باشیم.
من روزی که وارد کنگره شدم، با حالی خراب و پریشان بودم. سه جلسه تازهواردین را گذراندم و به مرحله انتخاب راهنما رسیدم که راهنمای تازهواردین از من خواست تا راهنمایی را انتخاب کنم و وارد لژیون شوم.
من در جلسات قبل که راهنمایان خودشان را معرفی کرده بودند، یک حس خوشایندی را احساس کردم. با وجود اینکه شناختی از راهنمای خودم نداشتم، حسی شکل گرفت و من راهنمای خود، همسفر ناهید را انتخاب کردم.
با ورود به لژیون، با برخورد صمیمانه ایشان روبرو شدم و از من خواستند که چند جلسه کنار خودشان بنشینم. با دریافت انرژیهای مثبت، دفع انرژیهای منفی و قرار گرفتن در جمع دوستانه و آموزش گرفتن از راهنمایم، حال من روز به روز بهتر شد.
تجربهای که در کنگره داشتم برایم بسیار جالب بود؛ جایی که محبت و صمیمیت اعضا نسبت همدیگر بینظیر بود. همه با وجود گرفتاریها و درگیری با اعتیاد، با تکیه بر آموزشهای کنگره۶۰ و کمک جناب مهندس و راهنمایان، در مسیر رسیدن به حال خوب بودند و برای یکدیگر آرزوی بهترینها را داشتند.
در همین مدت کوتاه، من نیز تغییراتی را در خودم دیدم. با برداشتن دوربین از روی مسافرم و اطرافیان و تمرکز بر خود، متوجه شدم که همان اطرافیان نیز به سمت من متمایل شده و تغییراتم را حس کردهاند.
بازخوردهایی مانند:«چقدر صبور شدی» و «چقدر آرام شدهای» به دلیل حذف پرخاشگری و حاضر جوابی، من را به شکرگزاری بابت حضور در کنگره۶۰ و آموزشهای آن واداشت. تمام این عشقی که در لژیون جاری است سرچشمه اش از وجود راهنمایان است.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبانسایت
همسفران نمایندگی اِرم کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
81