از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم به حیوان برزدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
بار دیگر از ملک قربان شوم
آنچه اندر وهم ناید آن شوم
آیا زندگی ما جبر است و یا اختیار؟
به بیان استاد؛ زندگی سه پارامتر دارد جبر به معنای تقدیر، خواست یعنی اختیار و فرمان الهی که در اختیار ما نیست و تقدیر همان جبر است. جبر همان گذشته انسان است، بهعنوانمثال؛ یک رهجو اگر در حال حاضر تلاش کند و مطالب آزمون راهنمایی را تقسیم و پیوسته مطالعه کند قطعاً پس از آزمون نتیجه مطلوبی دریافت خواهد کرد بنابراین اینک در حال رقم زدن آینده یا همان تقدیر خود هستیم، بهعبارتی تقدیر انسان همان نامهپیشین است، بنابراین هر عملی که امروز انجام دهم در آینده نتیجه آن را برداشت خواهم کرد در زندگی تقدیر مانند تیری است که از چله کمان رها شده و نباید افکار من در تقدیر خلاصه شود بلکه باید امروز بذر نیکو کشت کنم که محصولی مفید برداشت کنم آیه "فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ" مصادق انجام کوچکترین عمل خیر و شر انسان است، در ادامه فرمودند: زندگی کردن در زمان حال یک هنر است اگر انسان پیوسته به گذشته فکر کند دچار افسردگی و اندیشیدن به آینده سبب اضطراب میشود برای داشتن آرامش و حالخوش باید ابتدا شرایط موجود خود را پذیرفته، از اطرافیان انتظاری نداشته باشم، از گذشته درس گرفته، برای آینده برنامهریزی و درحال زندگی کنم و قدر داشتههای خود را بدانم، گاهی تقدیر با تفکر انسان همگام نیست و این جای نگرانی و ترس ندارد چراکه در ادامه پرده از رازهای نهان برای او گشوده میشود و این حکمتی برای رسیدن به معرفت است، استاد گذشته خود را بیان کردند که تقدیر بد و تاریکی بود که پرده از راز درمان اعتیاد، سیگار و چاقی برداشت اگر مشکلی پیش میآید شاید در آینده مسیر روشنی را برای ما نمایان کند، کلام انسان باید پخته باشد بدان معنا که با فهم و آگاهی و ظرفیت وجودی طرف مقابل باشد.
هر که را اسرار حق آموختند
مهر کردند و زبانش دوختند
به مسائل منفی فکر نکنیم این افکار فقط انرژی ما را میگیرد، در امور دیگران تجسس و دخالت نکنیم از خوشحالی دیگران خوشحال شویم، از موفقیت دیگران حسادت نبریم عمل نیک پاداش در بر خواهد داشت. طبیعت به همه پاداش میدهد لذت بردن از عملی که انجام میدهیم پاداش آن کار است، انسانها حریم خاص خود را دارند و با دعانویسی و جادو این حریم را از بین نبریم، در پایان استاد فرمودند؛ "يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ" فردی که تن دیگران را میلرزاند روزی خودش نیز این تجربه را درک خواهد کرد.
مشارکت: راهنما همسفر زهره
درمورد رازهای نهان گفته شده که در بقایی گذشته هیچ تعصبی نداریم چون در هر موضوع هم فرمان و هم تقدیر است، حال تقدیر الهی است که رازهای نهان برداشته میشود، در مورد جبر و اختیار گفته شد یا تقدیر و خواست و یا اختیار و بعد از آن فرمان الهی که زندگی ما بر مبنای این سه پارامتر است که مقداری اختیار در دست ما هست و مقداری جبر و مقداری هم بستگی به فرمان الهی دارد یعنی حتی به روز الست نیز بر میگردد یا همان نامه پیشین که عهد و پیمانی با خدا داشتیم و مقداری از آنها را با خود آوردیم که به مرگ هم منتقل میشود، در هر موضوعی فرمان، تقدیر و خواست وجود دارد؛ بنابراین نباید در زندگی از چیزی خوف داشته باشیم انسان بقاء دارد و از بین نمیرود ولی خوف یا ترس از آینده ما را از بین میبرد، با ترس زمان حال خود را از بین میبریم؛ باید هنر در زمان حال زندگی کردن را بیاموزیم از گذشته درس گرفته و برای آینده برنامهریزی کنیم و در زمان حال و امروز زندگی کنیم، ما همیشه نگران مشکلات هستیم ولی هیچگاه به این موضوع فکر نکردیم اگر مشکلی پیش میآید شاید برای ما منفعت داشته باشد شاید خیر آن بعد از مرگ به وجود آید؛ باید به اعمال خود نگاه کنیم که آیا کار خوب انجام دادیم یا کار بد؟ این قانون طبیعت است، کار بد تخریب میشود و کار خوب و نیک برای ما پاداش دارد با افکار منفی و پریشان نمیشود سالم بود و زندگی کرد، خواست امروز ما تقدیر فردای ما میشود؛ پس ما به تقدیر و فرمان کاری نداریم آنها کار خود را میکنند و ما نیز باید کار خود را انجام دهیم اگر امروز ما کار نیک یا بدی انجام میدهیم قدر مسلم نتیجه کار به خود ما بر میگردد، تقدیر مانند تیر خلاصی هست که از چله کمان خارج میشود و قطعاً به هدف هم میخورد چون اگر امروز من فریناز گندم کاشتم قطعاً گندم برداشت میکنم اگر بدی و نفرت کاشتم همان نفرت را برداشت میکنم اگر من برای کسی خوبی خواستم مسلماً افراد دیگری هم برای من خوبی میخواهند همه چیز بستگی به اعمال خود من دارد. قدیمیها میگفتند صبر کوچک خدا چهل سال هست یعنی (الله و سریع الحساب) خداوند سریع حساب میکند همانطور اول صحبتهای خود گفتم تقدیر ما از همان روز الست هست از همانجایی که با خدا پیمان بستیم، انسان موجودی است که بقاء دارد و از بین نمیرود حتی با مرگ هم از بین نمیرود، بنابراین از این سیدی قانون یاد گرفتم زندگی کردن در زمان حال مسئلهای مهمی هست و؛ باید از این زندگی لذت برد، زندگی کردن در زمان حال هنر هست و بسیار با ارزش و نباید در گذشته باشم از گذشته تجربه و درس کسب کنم و در زندگی استفاده کنم، از زمان حال استفاده کنم و لذت ببرم و برای آینده برنامهریزی کنم، نتیجهای این سیدی: اگر امروز من فردی را مسخره کردم فردا فرد دیگری در جایی دیگری من را مسخره میکند، اگر بد فردی را خواستم بد من را میخواهند اگر خوبی کردم خوبی میبینم. یاد گرفتم در زمان حال زندگی کنم آنقدر به گذشته فکر نکنم و از گذشته درس بگیریم برای آینده نگران نباشم و برای موفقیت برای آینده برنامهریزی کنم.
مشارکت: همسفر فریناز رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سوم)
درسیدی «قانون» چنین بیان میشود که هستی بر پایه نظم و قانون ثابت اداره میشود و هیچ اتفاقی بدون دلیل رخ نمیدهد. شرایط امروز زندگی هر انسان، حاصل تفکر، جهانبینی و رفتارهای گذشته او است؛ نه شانس، نه بدبیاری و نه تقدیر. قانون نسبت به احساسات ما بیطرف است و با توجیه، اعتراض یا مقصر دانستن دیگران تغییر نمیکند، اگر کسی بخواهد نتیجه زندگی او عوض شود، باید از درون خود شروع کند؛ یعنی ابتدا نگاه و برداشت او از زندگی اصلاح شود، سپس رفتارهای او تغییر کند. این تغییر یکباره نیست و زمان و صبر جزء جدانشدنی قانون هستند. دانستن مطالب یا شنیدن سیدی بهتنهایی کافی نیست؛ تنها زمانی نتیجه ایجاد میشود که آگاهی به عمل درست تبدیل شود، پیام اصلی سیدی این است که قانون دشمن انسان نیست، بلکه راهنمای اوست؛ هر کس به اندازه هماهنگی خود با قانون هستی، نتیجه میگیرد، در سیدی «قانون» گفته میشود که زندگی انسان نه کاملاً جبری و نه کاملاً اختیاری است. قانونهای هستی جبری هستند؛ یعنی قوانین تغییر نمیکنند و برای همه یکسان عمل میکنند، اما نحوه حرکت انسان در این قوانین اختیاری است، انسان مجبور نیست چه فکری کند، چه رفتاری داشته باشد یا چه مسیری را انتخاب کند؛ اینها در حیطه اختیار او میباشد، اما وقتی انتخابی انجام داد، نتیجه آن انتخاب جبری است و طبق قانون به او بازمیگردد. یعنی ما در انتخاب آزاد هستیم، ولی در برداشت نتیجه آزاد نیستیم، سیدی تأکید میکند که بسیاری از انسانها با نسبت دادن مشکلات به جبر، از پذیرش مسئولیت فرار میکنند؛ در حالیکه قانون میگوید هرکس به اندازه دانایی، آگاهی و عملکرد خود نتیجه میگیرد. شرایط اولیه زندگی ممکن است جبری باشد، اما ادامه مسیر زندگی با اختیار انسان شکل میگیرد، جمعبندی این بخش این است که: قانون ثابت و جبری است، انتخاب مسیر اختیاری است، و نتیجه، دقیق و غیرقابل فرار، طبق قانون باز میگردد.
مشارکت: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فریده رهجوی راهنما همسفر مینا (لژیون بیستوسوم)
نمایندگی همسفران سلمانفارسی
- تعداد بازدید از این مطلب :
38