English Version
This Site Is Available In English

انسان بر اساس اضداد، به درک و شناخت می‌رسد

انسان بر اساس اضداد، به درک و شناخت می‌رسد

دکتر امین در این سی‌دی می‌فرمایند: روح تحت امر رب است، انسان؛ زمانی‌که طغیان کند از تحت امر رب خود خارج می‌شود و در این صورت، نیرو در او سست و توانایی خود را از دست می‌دهد. ما در کنگره آموختیم، اگر رهجو فرمانبردار راهنما باشد و عصیان نکند، نیروها در او زنده و پیوند محبت بین آن‌ها برقرار می‌شود. در قرآن کریم سوره اسرا راجع به روح و رب و فرمان‌های خداوند صحبت می‌شود؛ فرمان‌هایی مانند: دروغ نگفتن، غیبت نکردن، سرزنش نکردن دیگران و... این به معنی تحت امر قرار گرفتن، اطاعت عملی و صوری و با کمک گرفتن از این اصول می‌توانیم توانایی‌های خود را تغییر دهیم.

روزی یکی از دوستان از من پرسید: اگر خداوند، رحمان و رحیم است و دارای صفات نیکو، چرا زشتی‌ها را خلق کرده است؟ من در پاسخ گفتم: خداوند جهان و مخلوقات را خلق کرد و به انسان قدرت اختیار داد؛ اما زمانی‌که انسان شروع به نافرمانی کرد تاریکی به وجود آمد و در واقع تاریکی، از نبود نور و رحمت بود. بسیاری افراد برای رفتن به بهشت و یا جهت خلاصی از جهنم دست به بسیاری از کارها می‌زنند و منتظر یوم القیامه هستند، در کلام الله می‌خوانیم مَثَل الجنه و یا فردوس و در مورد آن صحبت می‌شود. بهشت و جهنم مکان‌های خاصی نیستند که ما وارد آن‌ها شویم؛ بلکه یک سری جایگاه‌ هستند.

این طور نیست که ما منتقل شویم و به بهشت یا جهنم برویم؛ زیرا خداوند برای مخلوقات، در زمان حال زندگی کردن را انتخاب کرده است و بهشت و جهنم در درون ما قرار دارد. اگر غدد ما به درستی تولید خمر کند، گویی ما در بهشت هستیم، مانند بچه‌ها به دلیل اینکه سیستم شبه‌افیونی آن‌ها به خوبی کار می‌کند. یکی از قوانین فیزیک این است که ما می‌توانیم ثابت کنیم که آیا بهشت و جهنم می‌تواند تابع درون موجود باشد یا خیر؟ انسان‌های مثبت که از خود تولید دارند دارای بار مثبت و انسان‌های منفی که تخریب ایجاد می‌کنند دارای بار منفی هستند و اجتماع شامل هر دو گروه است. همه ساختارها دارای بار مثبت و منفی هستند، هر باری اطراف خود یک میدان ایجاد می‌کند. انسان‌هایی هستند که اگر یک ساعت کنار این افراد بنشینید خمار یا نشئه می‌شوید و این همان میدان است و معمولا چون زمین از ماده است، ساختارها و میدان‌های منفی در آن بیشتر است.

قانونی در فیزیک به نام قانون چشمه‌ است، که می گوید: نقطه‌ای که از آن آب خارج می‌شود آن جا چشمه است، هر نقطه از فضا می‌تواند نقطه مثبت یا منفی یا خنثی باشد. اگر موجودی بار مثبت زیادی داشته باشد، تبدیل به چشمه و از آن امواج مثبت خارج می‌شود و اگر منفی باشد، امواج منفی خارج می‌شود و در موجودات زنده حالت خنثی نداریم. اگر من دارای میدان و بار مثبت باشم هر جایی برای من بهشت است، درغیر این‌صورت در هر مکانی قرار بگیرم جهنم است و آن مکان را تبدیل به جهنم می‌کنم.

انسان بر اساس اضداد، به درک و شناخت می‌رسد، در هر مرحله  مانند، بازی‌های کامپیوتری ؛ باید از غول آن مرحله عبور و بر نیروی بازدارنده غلبه کند. درمورد اعتیاد؛ زمانی‌که ما درمان می‌شویم وارد مرحله بعد شده و این مراحل تمام نمی‌شود و اگر انسان بخواهد بیشتر و عمیق‌تر بداند؛ باید لایه بعدی را تجربه کند و مرحله بعدی باز یک نیروی بازدارنده قوی‌تر مقابل شما است که باید بر آن غلبه کنید که این پیروزی‌ها به زندگی، معنا می‌دهد.

در هر مرحله که انسان به نیروی بازدارنده غلبه کند، فلز وجودی او تغییر می‌کند، انسانی که از تاریکی اعتیاد خارج شده از مس به طلا تبدیل می‌شود. انسان در تکامل‌های متوالی، فلز خود را به طلا تبدیل می‌کند و اگر آگاهی و دانایی داشته باشد، در هر زمانی می‌تواند فلز خود را تغییر بدهد. بین شخصی که فقط تحصیلات آکادمیک دارد و شخصی که توانسته خود را از تاریکی اعتیاد برهاند، تفاوت وجود دارد حتی نگاه او متفاوت است، مثل تفاوت نگاه راهنما به رهجوی خود در درمان اعتیاد این نوع نگاه و تفاوت دیدن، مهم بوده و توهمی وجود دارد که انسان فکر کند با گذشتن از یک مرحله همه چیز را می‌داند؛ زیرا هنوز با حریف بعدی مواجه نشده است.

دکتر امین در ادامه سی‌دی در مورد فضاها صحبت می‌فرمایند و بیان می‌کنند: فضاها برای رشد ما بسیار مؤثر هستند؛ زیرا فضا به ما انرژی منتقل می‌کند. نفس امرکننده گاهی اجازه نمی‌دهد ما در فضاهایی مانند کنگره شرکت کنیم. وقتی انسان به قطب مثبت نزدیک می‌شود از قطب منفی دور شده و بالعکس. قطب منفی همیشه به دنبال قضاوت و دیدن معایب و اشکالات در افراد و در ساختارها است و این باعث می‌شود فرد کم‌کم از ترس، قضاوت منفی دیگران، در یک محیط کوچک و در یک زمان محدود حضور پیدا کند و از بسیاری مکان‌ها محروم شود. اگر انسان به قطب مثبت نزدیک شود.

افکار منفی قدرت وارد شدن به ذهن را ندارند. در دیدگاه افلاطون نظریه‌ای وجود دارد با عنوان مَثَل افلاطون که اعتقاد دارد جهان ما، سایه جهان دیگری است. آنچه ما در این جهان می‌بینیم دارای یک پشت صحنه است؛ مثلا زمانی‌که وارد بعضی مکان ها می‌شویم و احساس  خوبی پیدا می‌کنیم، مربوط به پشت صحنه است و اعمال و هر فعل ما در تصویر پشت صحنه مؤثر است.

طبق آیه‌ای از قرآن، هیچ موجودی از خود نور ندارد، مگر نوری که خداوند به او داده است. به همین دلیل نور از یک سری مکان‌ها گرفته شده، در این صورت اگر شما شغلی را در آن مکان راه اندازی کنید موفق نمی‌شوید؛ زیرا پشت صحنه و مغناطیس آن مکان درست نیست و این در مورد پول‌ هم صادق بوده و این قوانین مربوط به سه هزار سال پیش است که قبلا اجرا می‌شده؛ اما اکنون اجرا نمی‌شود و کشف جدیدی نیست.

نویسنده و رابط خبری: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یازدهم)
نمایندگی همسفران سلمان‌فارسی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .