در این سیدی درباره اسطورهها و افسانهها صحبت میشود که ماندگارند و در زندگی ما بسیار ارزشمند و سودمند هستند. از آنها میتوان پند، عبرت و درس گرفت. در این سیدی درباره یک پسر جوان که خیلی زندگی پر رنج و دردی داشته و بدون پدر و مادر بزرگ شده آمده است که روزی چند نفر در جنگل دور سنگ عجیبی که شمشیری در آن فرورفته بود، جمع شدند. در میان آنها قهرمانان و افرادی بودند که ادعای قدرت و توانایی بالایی داشتند و میخواستند شمشیر را از دل آن سنگ بیرون بکشند؛ اما هیچکدام موفق نشدند تا اینکه آرتور جوان، لاغر و ضعیف آمد و با حرکتی ساده شمشیر را بیرون کشید.
این شمشیر سرنوشت آن پسر را ساخت و باعث شد، عدهای از مردم با او همراه شوند. آنها گروهی جنگجو تشکیل دادند با استعمارگران زمان خود به جنگ برخواستند و شکستشان دادند و در نهایت آرتور را به پادشاهی انگلستان انتخاب کردند. دکتر امین در اینجا از دو تمثیل که صورظاهر و باطن قضیه را نشان میدهد، مطرح میکند. شمشیر تمثیلی که از دل است، همان نماد ظاهری که دل میباشد و تمثیل سنگ که نماد قلب انسان است و صورپنهان را مطرح میکند و میگوید: چهطور انسانی که محبت و عشق در وجودش است، تبدیل به انسانی میشود که هیچ چیز برایش مهم نیست؟
انسان بر اثر درد و فشارهایی که معمولاً همه از نوع دوست داشتن است از آن انسان نرم و لطیف خارج میشود و در مقابل دردها و مصیبتهایی که به او وارد میشود، خود را محکم و مستحکم میکند، طوری که دیگر هیچ چیز جلودارش نیست، نه درد برای او مهم است، نه هیجان و شادی. او با این کار تمام حسهایش را بسته نگه میدارد تا دوباره آن دردها را تجربه نکند و اینگونه سنگدل میشود و نسبت به اطرافیان و هستی بیتفاوت میگردد. مثل اعتیاد که باعث شد، مسافر من به عمق تاریکیها برود و او از من و بچههایمان رو برگرداند و فقط برحاکمیت قرص درآمد.
دیگر محبت من و بچهها برایش معنا و مفهومی نداشت و قرص همه چیز او شده بود. زمانیکه من باردار بودم و از درد گرسنگی به خود میپیچیدم، مسافرم با بیتفاوتی کامل با داد و بیداد از کنارم رد میشد و حتی مسخرهام میکرد؛ چون دیگر حس نداشت و شمشیر اعتیاد در قلبش رخنه کرده بود؛ اما با فراهم شدن نور امید که کنگره۶۰ بود، همه چیز تغییر کرد. با آمدن و سفر کردن، شمشیر اعتیاد را از خود بیرون کشید. هرچند بسیار درد کشید. خودم دیدم که تا صبح از درد استخوانها و بندبند وجودش زجه میزد و داد و فریاد میزد؛ ولی تحمل کرد چون میدانست، همه چیزش را از دست میدهد و باید کاری کند.
مسافرم بعد از فراز و نشیبهای زیاد درمان شد و شمشیر اعتیاد را از خودش بیرون کشید، خدا را شکر میکنم. این سیدی به ما میگوید: هر زمان، هر اتفاق یا مشکلی پیش آمد، امید را از دست ندهید و سر تسلیم فرود بیاوریم و با آگاهی و علم و دانش، رفتاری معکوس انجام دهیم .هیچوقت نسبت به مسائلی که برایتان پیش میآید، ساده نگذرید، شاید همان مسئله، خیر و برکتی باشد و به سرمایهای در زندگی شما تبدیل شود. در آخر، آقای مهندس فرمودند: امیدوارم در این سیدی به مفهوم عشق و محبت بیش از پیش توجه کرده و معنای واقعی آن را درک کرده باشید. امیدوارم همه ما مفهوم این پیام را که میگوید: (بشکافید آنچه شکافتنی نیست، در دل سنگ بروید و ترکیبها را جدا نمایید.) بهتر درک کرده باشیم.
منبع: سیدی شمشیر در سنگ (دکتر امین)
نویسنده: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ارسال: همسفر پریناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
30