جلسه هفتم از دوره سیوسوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی دانیال اهواز، با استادی راهنمای محترم، مسافر حسن، و نگهبانی مسافر مصطفی و دبیری مسافر خلیل، با دستور جلسه «الهام از رمضان»، در روز پنجشنبه مورخ 1404/11/16 ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد.
سلام دوستان، حسن هستم، مسافر. خدا را شکر میکنم که اینجا هستم، در کنار شما دوستان آموزش میگیرم و تجربه کسب میکنم. سپاسگزار ایجنت محترم، آقا امین که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم. همچنین از دوستان راهنماهای تازهوارد و عزیزانی که امروز در جایگاههای خدمتگزاری حضور دارند تشکر میکنم که اجازه دادند من اینجا باشم و آموزش بگیرم.
در مورد دستور جلسه «الهام از رمضان»، خدا را شکر میکنم که پایم به کنگره باز شد. اینجا آمدم، آموزش گرفتم و تا حدودی دانایی کسب کردم؛ البته هنوز کامل نشده و انشاءالله بتوانم ثابتقدم حرکت کنم و بیشتر و بیشتر آموزش بگیرم.
یک زمانی، وقتی ماه رمضان میرسید، برای یک مصرفکننده، اینکه به او بگویند نباید غذا بخوری، نباید آب بخوری، نباید سیگار بکشی و همهچیز ممنوع است، خیلی سخت و غیرقابلدرک بود. در خیابان، چیزی که همیشه در دسترس بود سیگار کشیدن بود و ما شروع میکردیم به غر زدن و بد و بیراه گفتن و به زمین و زمان شاکی بودن. فکر میکردم این یک عمل بیهوده است؛ واقعاً این چه معنایی دارد که من گرسنگی بکشم، تشنگی بکشم، به امید اینکه شاید بعد از مرگم وارد بهشت بشوم یا نشوم، یا چه اتفاقاتی قرار است بعد از مرگ برایم بیفتد، و به امید آنها به خودم سختی و مشقت بدهم؟
واقعاً شاهد بودم کسانی را در محل کار؛ محل کار ما بیرون از شهر بود و در اوج گرما، زیر آفتاب، کار میکردند. تشنه بودند، گرسنه بودند و از فرط تشنگی بیحال میشدند، اما روزهشان را نمیشکستند. من آن موقع آنها را دیوانه فرض میکردم و میگفتم این دیوانگی است؛ من به اوج تشنگی برسم، آب کنارم باشد و بار هم داشته باشم، ولی استفاده نکنم؟ اصلاً درک نمیکردم.
اما آن فردی که در اوج گرما و تشنگی حاضر نیست آب بنوشد، واقعاً به نقطهای رسیده که این مسئله را درک کرده است.
وقتی وارد کنگره شدم، تازه فهمیدم اوضاع از چه قرار است. فهمیدم این تزکیه و پالایشی که از آن صحبت میشود، بیرون از کنگره این نیست که فقط غذا نخورم، تشنگی بکشم و نماز بخوانم و فکر کنم بهشتی میشوم. خیلیها هستند که روزه میگیرند، نماز میخوانند، از صبح تا شب میخوابند و موقع افطار بلند میشوند و چند برابر غذایی که همیشه میخوردند مصرف میکنند؛ طوری که بعد از افطار حتی جا برای نفس کشیدن هم ندارند. بعضیها این کارها را انجام میدهند، اما نمیدانند چرا و برای چه. تصفیه و پالایش را فقط در روزه و نماز میبینند.
اما تزکیه و پالایشی که من در کنگره یاد گرفتم و از ماه مبارک رمضان باید از آن الهام بگیرم و کاربردیاش کنم، این است که نفس خودم را تربیت کنم و جسمم را بازسازی کنم. بعد از گذشت بیش از هزار و چهارصد سال از آمدن دین اسلام، و حتی ادیان قبل از آن، که همه به نوعی روزه داشتهاند، امروز دانشمندان فهمیدهاند که پدیدهای به نام «اتوفاژی» وجود دارد؛ پدیدهای که بعد از دوازده ساعت گرسنگی فعال میشود و سلولهای زنده، سلولهای مرده و حتی سلولهای سرطانی را از بین میبرد و بخشهایی از بدن که دچار مشکل شدهاند شروع به ترمیم و بازسازی میکند.
این یعنی تربیت نفس؛ یعنی اینکه من قدرت انجام یک سری کارها را دارم، اما انجام ندهم. آب کنار من است، میتوانم آب بنوشم، اما نمینوشم. همیشه این قدرت را داشتم که هر لحظه اراده کنم و آب سرد تهیه کنم و بنوشم، اما اینجا به من میگوید آب جلوی توست، مهیاست، میتوانی استفاده کنی، اما این کار را نکن. اگر راست میگویی و اگر واقعاً قدرتی که خداوند به تو داده را باور داری، این قدرت را هم در خودت ایجاد کن.
این تمرین برای همیشه نیست، برای چند ساعت است؛ برای اینکه بتوانم از ضد ارزشها دوری کنم و کارهایی را که نباید انجام بدهم و به زندگیام آسیب میزند، انجام ندهم. گوش به من داده شده و قدرت شنوایی دارم؛ هر حرفی که اطرافم زده میشود میشنوم. ممکن است غیبت کسی را بشنوم، اما باید قدرت این را داشته باشم که نشنیده بگیرم، پاسخ ندهم، دخالت نکنم و آتشبیار معرکه نشوم. این میشود تربیت نفس.
دستهایم قدرت دارند، پاهایم قدرت دارند، چشمانم همهچیز را میبینند، اما باید به جایی برسم که بعضی چیزها را ببینم و نادیده بگیرم، بشنوم و نشنیده بگیرم. این قدرتها باعث میشود توان من دوچندان شود و بتوانم از تمام حواس و تواناییهایی که خداوند به من داده، درست استفاده کنم.
سایت نمایندگی دانیال اهواز
عکس و تایپ: مسافر محمد امین(لژیون دهم)
ارسال خبر: مسافر محسن (دبیر سایت)
- تعداد بازدید از این مطلب :
11