خدا را شکر میکنم که عضوی از کنگره۶۰ هستم و آموزش میگیرم و همچنین خداوند را هزاران بار شکر میکنم که عضوی از لژیون سردار هستم. به همراه مسافرم نزدیک به ۵ سال پیش به رهایی رسیدیم، بعد از رهایی کم و بیش درمورد لژیون سردار شنیده بودم. از مشارکت افراد شور و اشتیاقی نسبت به اینکه یکی از اعضای لژیون سردار باشم در من شکل گرفت و همان لحظه خواسته اینکه عضو لژیون سردار باشم در من بیشتر شد و با پولی که برای انجام کاری پسانداز کرده بودم با کمک مسافرم وارد لژیون سردار شدم که لژیون سردار برای من سراسر آموزش بود. وقتی عضو این لژیون شدم دریافتهای زیادی چه از لحاظ معنوی و چه از لحاظ مادی در زندگی دیدم. وقتی به قبل از کنگره فکر میکنم، کسی بودم که حتیٰ نمیتوانست به اندازه ۱۰ هزار تومان بخشش داشته باشد؛ ولی با عضویت در لژیون سردار آموختم پول مال کسی است که بتواند آن را خرج کند؛ چون طبق سخنان آقای مهندس دژاکام، هستند کسانی که فقط نگهبان پول هستند و نمیتوانند ذرهای از آن را ببخشند؛ ولی وقتی بخشش که یکی از صفات بزرگ خداوند است به آدمی عرضه میشود و بخشی از مال خودش را میبخشد، حال خوب و لذتی که در بخشش است را میچشد.
فکر میکردم کسانی که عضو این لژیون هستند حتماً پول اضافهای دارند؛ ولی آقای مهندس به من آموخت که اگر مالی یا پولی داری حتماً مقداری از آن را ببخش. فکر میکردم اگر پولی دارم باید آن را برای روز مبادا که شاید در آینده با مشکل یا مریضی گریبانگیر شوم، نگهدارم؛ ولی فهمیدم اگر بخششی انجام دهم برکت آن به زندگی من برمیگردد. آقای مهندس میفرمایند: «اگر چیزی را میبخشم نباید همان لحظه منتظر بازپسگیری آن باشم؛» چون چیزی در هستی گم نمیشود و خداوند سریعالحساب است.
آقای مهندس همیشه طبیعت را مثال میزنند که طبیعت بدون اینکه کاری برای آن انجام دهیم چیزهای زیادی را در اختیار ما میگذارد. اگر میخواهم زندگیام پر از برکت، آرامش و آسایش باشد باید مقداری از مال خود را ببخشم؛ چون سهم دیگران در مال و ثروت من است و اگر به این آگاهی برسم بدانم که چه بخواهم و چه نخواهم باید قسمتی از مال خودم را برای بخشش قرار بدهم. درکل بخشش حال من را خوب میکند؛ مثل وقتی که شکلاتی به بچهای میدهیم و از اینکه میبینیم چقدر سر ذوق آمده خوشحال میشویم؛ پس بخشش است که به من این ذوق و خوشحالی را میدهد.
در کنگره۶۰ وقتی شروع به سفر میکنی رفتهرفته متوجه میشوی که در قسمت مالی نیز باید خدمت کنی و دِین خودت را هرچند کوچک اَدا کنی. قبل از جشن گلریزان امسال با خود گفتم بعد از چند سال عضویت در لژیون سردار وقت آن رسیده که قدمی برداری تا بتوانی باری که روی دوش است را زمین بگذاری و دیگر زمان آن است که تغییری ایجاد کنی و برای رسیدن به جایگاه دنوری تلاش کنی؛ شروع کردم و باز هم پسانداز کردم و با حمایت مسافرم در جایگاه دنوری قرار گرفتم. از وقتی در این جایگاه قرار گرفتم فکر میکنم دید من از لحاظ معنوی و حس من نسبت به مفاهیمی که پیش از این قادر به درک آنها نبودم، باز شده است. قرار گرفتن در این جایگاه باعث شد به گرههای وجودیام بیشتر پی ببرم و درصدد حل آنها برآیم؛ همچنین این جایگاه باعث شد نعمتهایی که شاید تا به حال به چشم نمیآمد را ببینم و شکرگزار آن داشتههایی که تا به حال اصلاً فکرش را نمیکردم چنین چیزهایی در زندگی من وجود داشته باشند، باشم. شاید باشند کسانی که هنوز به این باور نرسیده باشند؛ ولی بعضی وقتها یکسری موقعیتهایی مثل وقتی که به مو میرسد ولی پاره نمیشود برای انسان پیش میآید که از خود میپرسیم این مشکل من چطور حل شد! بله بخشش، جایی دست من را میگیرد که حتی فکرش را نمیکنم؛ بنابراین بخشیدن علاوه بر اینکه به زندگی من برکت میدهد باعث میشود نسبت به احوالات خود آگاهی و دانایی بیشتری داشته باشم.
خدا را شکر میکنم که عضو کوچکی از این لژیون هستم، از آقای مهندس تشکر میکنم که بخشیدن و چگونه بخشیدن را به من آموختند تا بتوانم دستی کوچکی برای کمک به انسانهای دردمند باشم.
نویسنده: دنور همسفر آمنه راهنمای (لژیون تازهواردین)
رابط خبری: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) عضو لژیون سردار
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر نگار (لژیون سوم) دبیر سایت
نمایندگی همسفران سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
44